تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و راى مهملهء ثانى در لغت بمعنى آواز كردنست و در اصطلاح اطبا صرير الاسنان فى النوم عبارت از برهم سائيدن دندان در خواب بود و از سبب ضعف عضلات فكتين و حدوث كالتشنج در ان از جهت تولد ريح غليظ از رطوبت غليظه يا بباعث رطوبت قليل الكمية كه باندك جهد طبيعت مندفع شود بهم رسد لهذا در ابدان وافر البرودة كثيرة الرطوبة بيشتر متولد گردد و ازينجاست كه اين حالت بكودكان اكثر افتد و بعد از رسيدن ببلوغ زوال پذيرد و آثار رطوبت بر ان شاهد باشد و در ابتداى صرع و سكته و فالج و تشنج امتلائى از جهت امتلاى اعصاب و ضعف آن و كذلك در حين تولد ديدان در شكم بنا بر انقباض دماغ از ابخرهء رديهء متصاعده و هم‌چنين هنگام نافض و درد شديد بسبب منقبض شدن دماغ هربا عن الموذى حالت مسطوره نيز حادث شود

بياض الشفة

سپيدى لب بود كه بسبب نقصان حرارت غريزى و ضعف هاضمهء سر و روى و فساد خون باختلاط رطوبت بلغميهء غليظه ظاهر شود چه در حين وجود آثار مذكور قوت مغيره از تشبيه غذا بمغتذى عاجز آيد و از آنكه لب سرخ‌رنگ‌ست در اندك فتورى كه مغيره را افتد سپيدى رو نمايد

تقلص الشفتين

تقلص بفتحتين فوقانى و قاف و لام مشدد و صاد مهمله عبارت از جمع شدن و باهم پيوستن عضوست و مرض مذكور سه قسم باشد يكى آنكه مولودى بود با طفل بواسطهء نقصان ماده و آن در ايام طفوليت ما دام كه طفل در نشوست اصلاح مىگيرد جهت نرمى اعضا و قبول آن مر هر شكل را دوم آنكه تشنج استفراغى بتقلص گرايد و لا علاج له سوم آنكه تشنج امتلائى سبب باشد و علامت آن در تشنج ذكر يافته

بواسير الشفة

بر دو گونه بود يكى آنكه فزونى غليظ كمد اللون مقدار دانهء انگور خرد در زير لب زيرين پديد آيد و وى منشق الوسط و با درد باشد و از آنكه مادهء اين نوع يابس بود از لوازم اوست كه لب عليل منقلب بخارج باشد دوم آنكه توشهء سياه مانا بتوت شامى كه به فارسى خرنوب گويند شكلا و لونا در لب فرودين بمنصهء ظهور رسد و اين نوع بىدرد بود و باشد كه به علت كثرت ماده و استحكام آن فساد بشفت عليا تجاوز كند بلكه پارهء از روى نيز درگيرد و از آنكه ارضيست بر مادهء موجبه بنا بر تحلل اجزاى حارهء لطيفه عند الاحتراق غالب باشد بطريق سرطان بموت عضو انجامد

آماس لب

سبب وى زيادتى اخلاط باشد و علامات استيلاى هر خلط كه باشد ظاهر بود

بثور لب

سبب بثور لب يا خون بود يا صفرا

قروح لب

سبب وى در اكثر تقيح بثور بود

سوء مزاج ساذج

كه بر لب افتد اگر گرم باشد علامتش سوزش لب و از هواى سرد و آب ؟ ؟ ؟