باشند مىافتد
طرامه
و قلح
طرامه بضم طاى مهمله و فتح راى مهمله و الف و فتح ميم و هاى موقوفه عبارت از سبز شدن دندانست و قلح بفتح قاف و فتح لام و سكون حاى مهمله عبارت از صفرت و وسخ و چرك دندان و اين از اقسام تغير رنگ دندانست و سبب تغير لون اسنان آنست كه مادهء رويه در جوهر دندان نفوذ كند و بىآنكه حفر بظهور گرايد رنگ دندان بحسب ماده بخضرت يا صفرت يا جصيت يا بادنجانيت تغير يابد پس اگر ماده غليظ بود به مدت دراز تغير خفيف در بعضى دندان بمنصهء ظهور رسد و اگر رقيق بود در اندك فرصت در اصول همگى دندان سرايت كند و تغير فاحش آرد
تحرك الاسنان
و حليته غنى عن البيان و اين علت هرگاه بمشايخ بواسطهء نقصان لثه و دندان و يبوست و لاغرى آن بواسطهء وقوع ذبول از تحلل رطوبت غريزى واقع شود لا علاج له و در سن شباب از ضعف گوشت بن دندان بباعث نرسيدن غذا بدان يا از استرخاى لثه و عصب ممسكهء دندان بنا بر استيلاى رطوبت رقيقهء مرخيه بر ان يا از آماس گرم لثه كه آن را از دندان منفصل سازد يا از استرخاى لثه و انفصال آن از دندان بواسطهء وقوع ضعف در ان و قلت خون آن يا از انصباب مادهء حادهء اكاله بر لثه كه گوشت آن را خورده ناقص سازد و در استحكام اصول دندان فتور راه يابد يا از سقطهء قويه و ضربهء شديده كه بر دندان واقع شود بمنصهء ظهور مىرسد و علامت سبب اول لاغرى بدن و غور عيون باشد و از آفات لثه هيچ پديد نبود و علامت سبب ثانى آنست كه لثه مسترخى و مترهل بود و از اشياى حاره و بارده متضرر گردد و در عين تكلم كوزهء دهان بلرزد و در اصول دندان بيمار احساس برودت كند و دندان فربه باشد و لعاب از دهان سيلان دارد و علامت سبب ثالث وجود ورم و درد و ضربان پيدا بود و علامت سبب رابع سپيدى لثه و عدم آثار رطوبت باشد و علامت خامس ظاهر بود و با علامات نزله و حرارت دماغ دست دهد و علامت ششم تقدم سبب باشد
تزيد السن
تزيد بفوقانى و زاى معجمه و تحتانى مشدده و دال مهمله بمعنى زياده شدن و تزيد السن عبارت از عظم و بزرگى دندانست در حجم باشد يا در طول و عظم حجمى بنفوذ ماده حاره باشد يا بارده در جرم دندان و توريم آن مىباشد و ورم حار بادرد و بارد بىدرد بود و ازدياد دندان در طول غير حقيقى باشد و حقيقى طول غير حقيقى بسبب صلابت « 1 » سنى از اسنان در اصل خلقت و اصطكاك اخوان آن پديد آيد و حقيقى دو گونه بود يكى آنكه در بيخ دندان ورم پديد آيد و آن را از موضع خود منقلع سازد و بدان سبب طول در دندان ظهور نمايد دوم آنكه از وقوع آماس در بيخ سن بىانقلاع دندان ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) يعنى دندانى نسبت بدندان ديگر در اصل خلقت سخت باشد بمرور زمان دندانهاى ديگر سائيده شوند و ناقص گردند و وى همچنان بسبب صلابت خويش به حالت خود ثابت باشد