و بسيار باشد كه درين تپ حلق و ملاذه و لوذتين آماس گرفته نفس ضيق گردد و لهذا بعضى اطبا سونوخس را حمى ربويه نيز گويند و علامت حمى مطبقه سرخى روى و چشم و امتلاى عروق و قلق و اضطراب و تنگى و تواتر نفس و عظم و سرعت و امتلاى نبض و سرخى مائل به تيرگى و غلظت قاروره و صداع و ثقل بدن و قشعريره نمايان و عدم ظهور عرق مگر در روز بحران و علامت حمى غب خالص تشنگى و تلخى و خشكى دهان و خشكى لسان و شفتين و غثيان و بيخوابى و كرب و صداع و سرعت و تواتر نبض و ناريت و رقت بول و نخس در بدن و قشعريره و نافض شديد و قلت زمان نافض و بدن زود گرم شدن و فرود آمدن تپ با عرق بسيار مىباشد و يك روز در ميان آيد و مدت اخذ نوبت آن از دوازده ساعت زياده نبود و بحران اين تپ اكثر تا چهاردهم مىشود زيرا كه از امراض حاده است و علامت حمى محرقه درشتى و زردى زبان يا سياهى آن و كرب و تشنگى غالب و سوزش دل و اضطراب و صداع و هذيان و فرورفتن چشم و غثيان و غشى و سهر و اختلاط عقل و سقوط اشتها و نبض عظيم و بافتره مىباشد و بحران اين تپ گاهى با رعاف باشد و گاهى بقى يا اسهال و علامت حمى غب غير خالص زيادتى نوبت بر دوازده ساعت و باشد كه بيست و چهار ساعت بردارد بحسب امتزاج بلغم با صفرا و مدت سرما و لرزه از خالص كمتر باشد و بسيار بود كه لرزه نباشد و اوقات نوبتهاى اين تپ بىنظام بود و بول در اكثر اوقات غليظ و رنگين و كمرسوب باشد و نبض در آغاز نوبت ضعيف و صغير و متفاوت بود و به آخر مختلف گردد و گرانى سر و ضعف معده و بدمزگى دهان يار باشد و بعضى ماهرين گفته كه در اواخر اين تپ سپرز بيفزايد و تهبج در پشت چشم و روى پديد آيد و پشت پاها بياماسد و علامت حمى بلغميه مواظبه آغاز بنافض صادق البرد نمودن و دير گرم شدن و گرمى آن قوى نبودن و قلت تشنگى و غشى در ابتداى نوبت و تهبج و سپيدى و سبزى روى و كثرت بزاق و غثيان و بقى برآمدن بلغم و صغر و ضعف نبض و سفيدى و رقت قاروره و در انتهاى مرض سرخ و تيره شدن و رصاصيت رنگ و تفاهت دهان و بطلان شهوت و رقت براز و ماهرين گفته كه بحسب انواع مادهء « 1 » بلغم بعض تپهاى بلغمى را در ابتدا برد بود و بعضى را قشعريره و فراشا و بعض را نافض و بعض را تا چند نوبت ازين هر سه حال هيچ نباشد و زمان نوبت اين تپ اقل آن هشت ساعت و اكثر آن هيزده ساعت و بيشتر در چاشت بود و بعد آن بميانهء روز برسد و ايام آن تا هيزده روز بود و اگر در خريف و شتا حادث شود عسر البرء باشد و در آخر اين تپ هم افزودگى سپرز و تهبج پشت چشم و روى و پشت پاها
هامش
( 1 ) اگر بلغم ؟ ؟ ؟ بود نافض شديد باشد و اگر بلغم حامض بود برد شديد و اگر بلغم مالح بود ابتدا بقشعريره كند و نافض و برد ضعيف باشد و اگر بلغم حلو بود تا چند ؟ ؟ ؟