قويه خاصه بسوى خلف و امثال آن يا از سبب نفسانى چون غضب و حزن مفرط و فرط حرارت يا برودت هوا و طول مقام در حمام و استشمام رائحه طعام كه طبيعت بدان ميل نمايد و خوردنش سير نمايد و نادر بود كه فرح مفرط مؤدى باسقاط شود و يا از سبب بدنى و وى يا شامل عامهء بدن باشد همچو افراط خلو از استفراغ عنيف يا جوع كثير و فرط امتلا و كثرت جماع و هزال زن بغايت و يا خاص برحم بود مانند فراخى دهان رحم و كثير الرطوبت بودن آن و احتباس طمث با وصف كثرت خون و سوء مزاج حار محرق و بارد مجمد كه در رحم افتد و اجتماع رياح غليظ كثير در ان و يا از سبب فساد حال جنين صورت بندد و اين چنان بود كه در حين ضعف جنين يا موت آن بنا بر عدم مشاكلت طبيعت بدفع وى پردازد و فساد حال جنين از اسقام مادر و كثرت استفراغات و جريان حيض و درور شير از اول حمل هويدا گردد و نيز از خاصترين علامات آنست كه جنين متحرك نباشد يا در حركت آن ضعف و سستى راه يابد و كذلك استعداد جنين بر اسقاط از كثرت اوجاع رحم و افراط درور لبن و ضمور ثديين بغتة پيدا بود اسقاط حمل زن معتدل البدن در ماه دوم يا سوم بلا سبب ظاهرى نشان استيلاى رطوبت لزجه بر ؟ ؟ ؟ تواجمست يعنى بر فوهات عروق آن
عسر الولادت
يعنى دشوارى زائيدن و اين چند گونه بود يكى آنكه از فربهى زن و صغر رحم و ضيق مسلك و ضعف دافعهء رحم باشد و اين از عدم اتساع فم رحم كما ينبغى و عدم احساس زن به حركت اخراج جنين چنانچه مىشايد توان دانست دوم آنكه از تكاثف فم رحم بسبب سردى هوا يا اصابت برودتى ديگر بود و علامت اين نوع تقدم يا وجود سبب و متكاثف بودن فم رحم باشد سوم آنكه سطبرى مشيمه سبب عسر شود و اين نوع را قابلهء دانشمند احساس كند چهارم آنكه حرارت هوا و مزاج زن موجب عسر گردد و اين از وجود حرارت مع فقدان اسباب ديگر بوضوح پيوندد
احتباس مشيمه
و مردن جنين در شكم هرگاه جنين در شكم بميرد علامتش آنست كه حركت آن در شكم محسوس نشود و اطراف حامله سرد شوند و تواتر نفس پديد آيد و اگر مشيمه محتبس شود و برنيايد نشانش ظاهر بود
احتباس نفاس
يعنى خونى كه عقب زائيدن بچه روان شود مسدود گردد و مدت برآمدن نفاس در ذكر « 1 » پانزده روز تا سى روز در انثى « 2 » سى و پنجروز تا چهل روز باشد پس علامت احتباس آن عيان بود
رحا
براء و حاى مهملتين و الف و نزد بعضى رجا بجيم حالتيست شبيه بحبل كه به نسوان عارض شود و در حقيقت حمل نبود لهذا آن را حبل كاذب نيز گويند و از آنكه عليله درين علت اميدوار ؟ ؟ ؟ حمل صادق مىباشد رجا بجيم خوانند و الضّا ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) يعنى ؟ ؟ ؟
؟ ؟ ؟ ذكر پيدا شود
( 2 ) يعنى ؟ ؟ ؟