و غائط و تنگى فرج و در صورت حمل گرفتن ساقط شدن جنين در حين كلانى مىباشد سوم آنكه افراط لاغرى به حدى كه از غذاى اعضا فضله باقى نماند كه خون طمثى جهت تغذيه جنين تولد كند سبب عقر بود و علامتش قلت حيض و نحافت بدن باشد چهارم آنكه احتباس خون حيض بسببى از اسباب باعث عقر بود و علامت آن عدم جريان طمث باشد پنجم آنكه عروض ورم گرم يا صلابت يا بواسير يا قروح رديه در ؟ ؟ ؟ رحم محدث عقر شود و علامتش وجود مرضى از امراض مذكور بود ششم آنكه تولد باد غليظ در رحم كه مانع تمكن نطفه و استقرار جنين بود متكون عقر گردد و علامتش انتفاخ ما بين ناف « 1 » و فرج و ايذا يافتن از اشياى بادانگيز و به شرط حمل گرفتن سقوط آن قبل از بزرگ شدن و هنگام مجامعت آواز باد از فرج برآمدن مىباشد هفتم آنكه وقوع ورم صلب يا رتقه يا ثولول و مانند آن بر فم رحم كه عائق نزول منى در رحم بود موجب عقر باشد و اين نوع از دريافت قابله بحس لمس عيان گردد و بانغلاق الرحم موسومست هشتم آنكه انحراف فم رحم از مقابل فرج و عدم دخول منى در ان باعث عقر شود و سبب انحراف يا ورم صلب رحم بود يا تكاثف و تقبض شق واحد رحم يا امتلاى عروق يك شق آن يا تمدد در رباطات و الياف احد شقين وى يا برداشتن بار گران و جهيدن و ترسيدن و چيزى گران كشيدن و جز آن مىباشد و آثار امراض مذكوره و هنگام مجامعت متالم شدن رحم و دقت استدراك قابله جهت سيلان معلوم شدن علامت اوست و باشد كه زحير و حبس بول و براز پديد آيد نهم آنكه رحم از علت پاك و بدن سالم باشد اما امور خارجيه چون تخالف انزالين و برخاستن زن پس از انزال بسرعت پيش از استقرار منى در رحم و حركت عنيف و جوع شديد و متالم شدن زن بامرى از امور بدنيه يا نفسانيه و كثرت استفراغ و افراط جماع و كثرت استحمام موجب علت شود و علامت اين نوع تقدم امورات مذكوره باشد و بعض خداقين گفته كه گاهى عقر از مرد و زن بلا اسباب واضح مىشود بسبب خاصيت منى مثل شجرهء كه ثمره نمىآرد و تجربه درين باب آنست كه هرگاه منى را در آب اندازند هر منى كه بالاى آب آيد تقصير همان طرفست و نيز بول هر دو هرگاه سبز اندازند پس هر بول كه كاه را خشك نمايد تقصير از جانب اوست و نيز هفت حبهء گندم و هفت جو و هفت باقلا بگيرند و در بول هريك اندازند در هفت روز در هركدام بول نمو پيدا كند عقر از طرف او نيست
اسقاط حمل
اسقاط بكسر الف و سكون سين مهمله و قاف مفتوحه مع الالف و طاى مهمله عبارت ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) ؟ ؟ ؟