تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و گاهى خضخض و قراقر محسوس شود و حدوث تشنگى از جهت انسداد آن مجارى كه از آنها آب بسوى اعضا ايصال يابد و تسديد فوهات ماساريقا كه آب بجانب كبد نمىرسد صورت بندد و هرگاه اين مرض ازمان پذيرد مؤدى باستسقا شود كما صرح به صاحب شفاء الاسقام

الصّرة السابعة عشر فى امراض النسوان

عقر

بضم عين مهمله و سكون قاف و راى مهمله بمعنى بچه ناشدن آمده و عقم بفتح عين مهمله و سكون قاف و ميم نيز گويند و اين مرض تارة از جانب مرد و اخرى از طرف زن مىباشد كذا فى نزهة المهجه اما آنچه از جانب مرد بود از كوتاهى قضيب و كوز و سرنگون بودن آن و ضعف اوعيهء منى بسبب رسيدن آفت به بعضى از اعصاب و بريده شدن عرقين خلف الاذنين و رداءت پذيرفتن مزاج منى بنا بر استيلاى حرارت محرقه يا غلبهء برودت منجمده بوقوع آيد و علامت اول و ثانى هويداست و علامت نوع ثالث صفرت و قلت منى و حرقت آن هنگام خروج و نتن وى در حين قوت سبب و سائر آثار حرارت مزاج دال بر حرارت منى و رقت و بياض منى مع ديگر امورات برودت مزاج شاهد بر برودت منى مىباشد اما آنچه از طرف زن باشد چند گونه بود نخستين آنكه سوء مزاج حار ساذج بود خواه مادى كه با فساد و احراق منى انجامد يا سوء مزاج بارد ساذج يا مادى كه باعث تبريد و تجميد منى و خون گردد يا سوء مزاج رطب كه ؟ ؟ ؟ رحم بضعف ماسكهء آن پردازد يا سوء مزاج يابس كه موجب تجفيف منى گردد و محدث عقر شود پس اگر سوء مزاج حار ساذج بود حرارت و غلظت و سواد خون حيض و كثرت موى عانه و به شرط بودن حرارت در تمامى بدن لاغرى تن و زردى رنگ علامت اوست و اگر غلبهء صفرا و انصباب خلط صفراوى بر رحم بود با وجود علامت مذكوره رطوبت زرد از رحم بپالايد و اگر بارد ساذج بود حمرت و رقت و قلت خون طمثى و بدير آمدن حيض و به زمان طويل منقطع شدن آن و قلت موى عانه و در صورت استيلاى برد بر همگى تن برودت ملمس و بياض لون بدن آثار آن باشد و اگر غلبهء بلغم يا سودا و انصباب خلط بلغمى يا سوداوى بر رحم بود مع آثار مذكوره رطوبت سپيد در بلغمى و رطوبت سياهى مائل در سوداوى از رحم برآيد و اگر سوء مزاج رطب ساذج بود سيلان رطوبت از رحم على الدوام و ساقط شدن حمل خام امارات اوست و اگر سوء مزاج يابس ساذج باشد نحافت بدن و يبوست فرج مدام و بودن شبيه بجلود يابسه و نيامدن حيض مگر اندكى دلالت آن باشد دوم آنكه افراط فربهى و ازدياد پيه در بدن و رحم موجب عقر شود و علامتش بزرگى شكم و ضيق النفس هنگام حركت و متاذى شدن باندك باد