تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
از طولست و غضون تقاطع برانها كرده و همچنين از وضع الياف و عروق و عضلات هر عضو واقف بايد بود كه خطا واقع نشود و پس از شق اورام و دماميل اگر ماده بسيار باشد بتفاريق برون آرند تا ضعف نيارد و بعد تنقيهء ريم بتمامه اندرون شق را از پنبهء كهنه پاك كرده ادويهء مدمله به كار برند

چهارم قطع

بدانند كه عمل قطع در بدن انسان يازده گونه باشد يكى در عينين همچو قطع ظفره و آن را كشط نامند و قطع سبل و آن را لقط گويند و قطع استرخاء الجفن و التصاق الجفن و آن را تشميز نامند و قطع توثه و قطع شترهء حادث از لحم زائد يا غده و قطع ثولول الاجفان و قطع لحم فاسد ناصور چشم و قطع غدهء ماق اكبر دوم در انف همچو قطع بواسير الانف سوم در شفت همچو قطع بواسير الشفت چهارم در لهات همچو قطع استرخاى ملازهء زائد از مقدار طبعى پنجم در مقعد همچو قطع مسّهاى بواسير و قطع قشر البواسير ششم در قضيب همچو قطع انغلاق قلفهء احليل هفتم در ساق همچو قطع دوالى ساق هشتم در افزونيهاى غير طبعى همه اندام همچو قطع لسان زائد و قطع اصبع زائد و قطع لحم زائد اذن و قطع خنازير و غده و ثالول و مسامير و نحو آن نهم در جروح همه تن همچو قطع ثرب متغير در جائفه و قطع عصب متمدد و متشنج در جراحة العصب و بتر شريان در جراحة الشريان و قطع لحم فاسد جراحتى كه شظاياى استخوان در ان باشد و قطع لحم جراحتى كه نصول و شوك در ان خليده باشد دهم در قروح همه تن همچو قطع لحم غليظ قرحهء عسر الاندمال و قطع لحم خبيثهء قروح متاكله و متعفنه يازدهم در اطراف همچو قطع اجزاى متعفنهء اطراف و يا قطع عضو در فساد اطراف بالبرد يا مرض جذام و شرح بريدن و تراشيدن در هريك مرض مذكور الصدر مع مراعات واجب در معالجات مسطور خواهد شد و كشط و لقط و تشمير بجاى خودها مذكور مىشود

پنجم كى

بدانند كه كى در لغت بمعنى داغ دادن‌ست و داغ دادن چهارگونه باشد يكى آنكه بر شريان داغ دهند براى حبس نوازل حاده در صداع و شقيقهء مزمنه و منع نزول الماء در عنبيه بلا بتر آن يا براى انقطاع نزف الدم پس از بتر آن دوم آنكه بر ناسور و خراج داغ دهند براى تجفيف و افناى رطوبت فاسده و ريم آن و تنظيف عضو مؤفه سوم آنكه بنا بر تكثيف لحم رخوه و تجفيف رطوبت مزلقهء مجتمعه در لحم مفصل داغ دهند چنانچه در شعر زائد پس از نتف آنها و در خلع منكب بر مفصل منكب و جهت وجع الورك و وجع عرق النسا مزمنه بر مفصل سرين داغ مىدهند چهارم آنكه براى تسخين جسم بارد و امتناع رطوبات بالهء ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ بر ان داغ دهند چنانچه بر معده براى منع نوازل منصبه از دماغ بر ان و در استسقا و وجع دندان براى رفع سوء مزاج بارده و تحليل مواد فاسد داغ مىدهند و اشيائى كه بدان داغ مىدهند چند چيزست يكى آلهء داغ كه آن را ؟ ؟ ؟ مىگويند و آن طلائى و فضى و آهنى و مختلف الاوضاع مىباشد دوم روغن به آتش گرم كرده چون روغن زيت و روغن كنجد سوم مهرهء مرجانى به آتش سرخ كرده و داغ آن مخصوص بصرع اطفال ست چهارم دواى نباتى چون زراوند طويل
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 332 | شمس الدين احمد