تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

ص

آن گوشت فربه از بره يا بزغالهء دو آثار گندم شستهء كوفته و دال نخود هريك يك آثار روغن زرد و شير گاو هريك يك آثار پياز مقشر يك‌پا و نمك سه دام ادرك و كشنيز و سير و باديان هريك دو دام دارچينى دو ماشه قرنفل چارماشه گوشت را در روغن كه پياز در ان بريان كرده برآورده باشند بگهار دهند و آب ادرك و كشنيز و سير و نمك داده بپزند و آب موافق پختن گندم و غيره اندازند چون گوشت گداز شود يخنى ؟ ؟ ؟ از پارچه گذرانيده بگيرند و از قرنفل و دارچينى بگهار دهند و لفچهء گوشت را تارتار كرده نگاه دارند پس در شير آب آميخته گندم و دال نخود در ان بپزند هرگاه گداز شود ديگچه بر ديگدان بسته آن را نيز در روغن زرد بگهار دهند و يخنى و گوشت آميخته باديان و زيره بريزند هرگاه جوش خورد خوب لت كنند و هيزم از ديگدان بركشند و بگهار داده دم كنند اما چنان لت كنند كه همه يك ذات شود و بعضى برنج و دال‌مونگ و غير آن نيز مىاندازند

هلام

به ضم ها و فتح لام صبغيست كه از گوشت گاو و گوساله و يا بزغاله بعد از پختن در آب و نمك در ظرفى گذارند كه آب ازو چكيده بشود و باز بقول حاره يا بارده موافق مرض را بحسب احتياج با سركه پخته گوشت مذكور را در ان آميزند و بقول را بردارند و با توابل و ابازير مناسبه مطيب كرده از آتش فرود آرند و تناول كنند كذا فى بحر الجواهر بسوء مزاج حار معده نافع است و گفته‌اند كه اگر بقول را با گوشت در سركه بجوشانند قسمى از قريص باشد

اما تعديل

اطباى حاذق گفته كه آنجا كه امتلاى اخلاط بالافراط نباشد تعديل مكتفى باشد و آن اكثر در علاج سوء مزاج ساذج معين‌ست و در سوء مزاج مادى پس از استفراغ ماده احيانا ضرورت به تعديل مزاج مىافتد و مبرهن باد كه سوء مزاج سه صنف‌ست

يكى آنكه بدن مهيا جهت حصول سوء مزاج باشد

يعنى به ظهور بود كه هنوز ابراز نيافته باشد

دوم آنكه بآغاز ظهور يعنى ابراز يافته باشد

اما مدتى برو نگذشته

سوم آنكه مستحكم باشد

كه مدتى بر ان انقضا يافته پس علاج قسم اول فقط حفظ صحتست و علاج قسم ثانى تعديل مزاج و علاج قسم ثالث بالضد همچو علاج مرض و در علاج سوء مزاج قسم اول و دوم اطبا متفق‌اند كه هرگاه ممكن باشد تدبير به غذا به دوا حاجت نيارند و تا بدواى خفيف ضعيف مطلب بحصول انجامد بدواى قوى رجوع نكنند و تا بدواى مفرد انجاح مقصد تواند شد پيرامون دواى مركب نگردند و فرق ميان دو دوا ؟ ؟ ؟ بالاطلاق آنست كه ما ورد على المعدة طبعيا آنچه مغلوب طبع شود غذاست و آنچه بر طبع غالب آيد و دو نوع ؟ ؟ ؟ ديگر آنكه آنچه طبيعت در ان تصرف كند اگر فعل و تاثير كند در ان غذاست و اگر منفعل و متاثر شود از ان دوا پس گفته‌اند كه تعديل مزاج حار ساذج باغذيه و اشربهء بارده و بدعت و سكون و استعمال مبردات و مرطبات معدله و تعديل
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 290 | شمس الدين احمد