و امثال آن با ابازير مناسبه و ادويهء خوشبو بحسب احتياج پخته از آب زرشك يا سماق يا اناردانه بشكر سفيد چاشنى گرفته در ان ريخته مرتب سازند و تناول كنند صالح الغذا و سريع الهضم و موافق امزجهء حاره و نافع امراض حاده است و صاحب اطعمة المرضى نوشته كه صبغيست كه از لحم دراج يا كبوتر يا كبك با بقول گرم يا سرد در سركه جوشانيده مىپزند و قسمى را با آبميوههاى ترش مىجوشانند مزاج آن سرد و خشكست و موافق صفراوى و دموىمزاجان و اشتهاى طعام آرد
مصل
بفتح ميم و صاد مهمله و لام بتركى قروت نامند
ص
آن دوغ را جوش دهند كه اجزاى جبنيت و مائيت آن از هم جدا شود پس غليظ او را كشك سازند كه بتركى قروت گويند و مائيت او را بار ديگر جوشانيده غليظ و منعقد كنند بسيار ترش بود و مزاج آن سرد و خشكست و مسكن حدت خون و صفرا و تشنگى و چون در جبنيت كه مايهء كشك بود نمك و سياهدانه و پوست زرد اترج و صعتر سائيده با اندك سركه در آميخته چند روز بگذارند تا مزاج گيرد پس با نان خورند بسيار لذيذ مىباشد و صاحب اطعمة المرضى نوشته كه مصل آنست كه دوغ را بجوشانند تا غليظ شود پس در ان نمك آميزند و در آفتاب گذارند تا خشك شود و ترش و هكذا فى بحر الجواهر
مضيره
بفتح ميم و كسر ضاد معجمه صاحب مفتاح الطب گفته كه طعاميست كه از دوغ و برنج مىپزند و بهندى مهيرى نامند و در بحر الجواهر دوغبا گفته
مطنجنه
بضم ميم قسمى از گوشت پخته است
ص
آن گوشت را شرحهشرحه كنند پس با مصالح و نمك در آب جوشانيده در روغن زرد بريان سازند و قدرى پياز و زيره و دارچينى دهند و گفتهاند كه بابازير حاره و آبكامه پخته گرم و خشك بود و بمبرودى مزاج انسب و اصلح و براى محرورى مزاج عوض مرى سركه كنند و اگر شوربادار پزند باصحاب بلغم و رطوبت و آروغ ترش موافق باشد و اگر قدرى سركه در ان بيفزايند الطف بمزه و سريع الهضم بود
مقلى
بفتح ميم گوشت پخته است
ص
آن گوشت را پارچهپارچه كرده مصالح و نمك آميخته اول در روغن زرد بريان سازند و باز بر ان اندكى آب بريزند و طبخ دهند تا آب را در خورد و گوشت چرب بماند پس از آتش فرود آورده به كار برند و بهندى و تركى قورمه نامند
مهبليه
به فارسى فرنى نامند و آن از برنج و شير و شكر مىسازند
ص
آن صاحب اطعمة المرضى چنين نوشته كه برنج سفيد بشويند و در آب اندك كه در ان فرو شود بجوشانند هرگاه آب جذب شود حل كنند و شير كه در ان شكر سفيد انداخته باشد اندكاندك بخورد آن دهند تا كه ده چند برنج شير جذب شود باز هموزن برنج روغن زرد بخورانند و اكثرى برنج را سائيده در شير مىپزند و بالاى آن شكر سفيد مىدهند مزاج آن گرم و ترست و جهت صداع يبسى و ماليخوليا و جنون نافع باشد
مقنعه
بضم ميم و سكون قاف و كسر نون و فتح عين مهمله و ها آنست