تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
قدرى آب ليمو يا سماق دهند مزاج آن گرم و ترست در دوم و غذاى نيك دهد و باه برانگيزد

قطائف

به فارسى رشتهء خطائى نامند و آن قسمىست از رشته كه نشاسته يا آرد برنج يا هر دو مخلوط را در آب حل كرده صاف ساخته در قمعى كه سوراخهاى باريك داشته باشد انداخته سينى مسى را بر آتش گذارند كه خوب گرم شود پس قمع مذكور را گرفته بسرعت تمام بر سينى بفاصلهء يك شبر يا كمتر بگردانند كه رشتهاى باريك بر سينى افتاده بسته شود آن بسته شده را به زودى بردارند و ديگرى همچنان اندازند و بردارند تا هر قدر كه خواهند تيار سازند پس در ظرفى ريخته مغز بادام بريان و مغز پستهء بريان و مغز گردگان بريان كوفته و جلاب شكرى و قندى مطيب با دانهء هيل بر روى آن انداخته تناول كنند و صاحب مفتاح گفته كه قطائف آنست كه در دو نان تنك از خمير آرد ميده ميوه و مغزيات پر كرده در روغن بريان سازند و محمد زكريا گفته كه قطائف آنست كه مغز گردگان كوفته در دوشاب انگور يا عسل آميخته در دو نان آرد ميدهء خمير نهاده بپزند و صاحب تذكره گفته كه قطائف نان خميرست كه بر تابهء آهن بپزند و بر ان روغن بادام و عسل ماليده بخورند و گاه در ان پسته و شكر سفيد پر كرده مىپزند خون‌افزا و زودگوار و مقوى اعضا و اغذيهء ناقهين ست

قليه

بفتح اول و سكون لام گوشتى از حلوان باشد كه آن را بروغن زرد بريان كرده با اسفاناخ و تراشهء كدو و نحو آن شوربادار پخته باشند با نمك و مصالح مناسبه و قلايا جمع اوست

كامخ

بفتح اول و فتح ميم و سكون خاى معجمه معرب از كامهء فارسىست و كوامخ جمع آن صاحب مخزن نوشته كه نوعى از صبغيست كه از پودينه و ابازير و شير و فوذج كه مايهء كوامخ و مرىست مىسازند مزاج آن گرم و خشك‌ست و مشهى و منحدركنندهء غذا به زودى اما ردى الكيموس و معطش و مفسد معده و مضر طحال‌ست و اكثار آن باعث تپهاى عفنى و اورام مزمنه و صاحب اطعمة المرضى نوشته كه كامخ آنست كه بگيرند بوزه يك رطل و نمك نرم كوفته نيم رطل و شير پنج رطل و باهم آميخته در آفتاب گذارند كه مخمر شود پس صاف كرده ابازير و ترهاى مناسبه در ان اندازند و تيار ساخته به كار برند و صاحب منهاج گفته كه نيكوتر كامخ آن بود كه معتدل باشد در حدت و طبع ابازير برداشته باشد و اشتها پيدا كند و بايد كه دوام نخورند كه سده آرد

كباب شامى

معروف‌ست و آن گوشت را قيمه كرده پياز و مصالح كوفته در ان بياميزند و قرص پهناور ساخته در روغن زرد يا روغن شيرج بريان نمايند مبيهىست و رنگ رو برافروزد و بدن را قوت دهد اما بايد كه پس از تنقيهء فضول بدنى بخورند

كبائس

جمع كبيسست و صاحب كنز الادويه نوشته كه كبيس شرابيست كه از شيرهء خرما سازند