فصل اول از مقدمه
در بيان تعريف و فائده و موضوع علم طب و تعريف صحت و مرض بدان كه طب در لغت به معنى سحر و عادت و اصلاح و حذق « 1 » ، و به اصطلاح اطبا علمى است كه دانسته مىشود به آن احوال بدن انسان از حيثيّت صحت و مرض و المناسبة بين المعنيين « 2 » مرعيّة إمّا لإحتياجه الى حذق كامل أو إلى صيرورته كالعادة للطّبيب أو لإصلاحه البدن أو لأنّ بعض معالجاته فى خرق العادة كالسّحر « 3 » .
و صحت بنا بر آنچه شيخ رحمه اللّه در كليات قانون تعريف نموده عبارت از ملكه و يا حالتى است كه به آن صادر گردد از انسان ، افعال صحيحه و سليمه و يا هيأتى است كه به آن انسان در مزاج و تركيب بدن خود به حيثيّتى باشد كه صادر گردد از او كل افعال ، صحيح و سليم و مرض به خلاف آن است و بين التعريفين فرق من وجوه :
الاول : انّ الاول على مذهبه و الثانى على مذهب جالينوس . و الثّانى : انّ على الأوّل بين
هامش
( 1 ) . ب : حذاقت
( 2 ) . ب : المعانى
( 3 ) . تناسب بين معانى رعايت شده است زيرا طبابت به حذاقت و مهارت كامل نيازمند است يا اينكه براى طبيب به مثابه عادت مىگردد يا باعث اصلاح بدن مىشود يا پارهاى از معالجات در خارق العاده بودن مانند سحر و جادوگرى است .