ريسمان ديگر با زحمت پاره شد . بعد پارچه مومى بيرون آورده ، عرض كرد كه اين ريسمان را به موم بكشيد . اعلىحضرت سلطان بر حسب اشارهء حكيم ريسمان را به موم كشيد بعد عرض كرد : « پاره كنيد » . ريسمان را در كمال صعوبت پاره كردند .
حكيم عرض كرد : « معنى حفظ صحت اين است » للّه در القائل .
حكمت شود درازى عمر تو را سبب * چون رشته را به موم كشى دير بگسلد
اين مسئله حفظ صحت بود كه حضرت ديوجانس مختصرى به عرض رساند . بعد در مطالب مدنى و بدنى و مملكتدارى كلماتى حكيمانه اظهار نمود به مشرب اقليم ، نه مطلقا كه عوام مىگويند كه آن كلمات حكما به مشرب حاليه موافق نيست و حال اينكه چنين نيست . هيچوقت شخص حكيم اظهار قانون نمىكند جز به مشرب اقليم و طبع بلد و همهوقت مىفرمايند هر دو [ رى را ] طورى است كليات قانون هيچوقت تخلف ندارد و نتايج و فروع و جزئيات مىشود الى غير النهايه باشد .
توضيحا وقتى قطعه زمينى را زراعت گندم مىكنند و زمانى زراعت ترياك مىشود و زمانى مىتوان غرس اصلهء توت در او نمود كه نتيجهء آن ابريشم باشد و حال در تحصيل نتيجه ، گندم را حقّى است و ابريشم را هم حقّى است و ترياك را هم حقّى كه سلطان مىگيرد به اختلاف .