و به نظر آمدن پشه و مگس و مانند آن در چشم ، هرگاه سبب آن بخار معده نباشد دليل آن است كه نزول آب در چشم به هم خواهد رسيد .
خفقان دائمى ، منذر به موت فجأه است .
و كثرت كابوس و دوار ، منذر به صرع و سكته است .
كثرت اختلاج جميع بدن ، منذر به تشنج است و يا استرخاء .
خدارت و بىحسى بدن ، اغلب منذر به فالج است .
اختلاج و « 1 » جستن رو هميشه دليل بر آن است كه لقوه به هم خواهد رسيد .
كثرت غم و خوف بدون سبب ، دليل آن است كه ماليخوليا به هم خواهد رسيد .
بسيارى نزلهها و لاغرى بدن و زيادتى سرفه و تنگى نفس دليل بر آن است كه سل به هم خواهد رسيد .
اختلاج صورت به انضمام آمدن اشك از چشم و تنفر از روشنى و صدا با سرخى صورت و چشم ، منذر به سرسام است .
سرخى وجه و انتفاخ آن و گرفتگى آواز و بودن رنگ مايل به كمودت و دوام آن ، دلالت مىكند كه جذام خواهد به هم رسيد .
نفخ صورت و زير چشم دليل استسقاء است .
سقوط اشتها و ناخوش آمدن از طعام ، دليل آن است كه ناخوش خواهد شد .
ساقط شدن اشتهاى طعام با « 2 » قى و نفخ و وجع اطراف منذر به قولنج است .
حرقت و سوزش دائمى در بول ، دليل آن است كه قرحه در مثانه يا در قضيب به هم خواهد رسيد .
براز سفيد بىرنگ ، منذر به يرقان است . « 3 »
قوباء بسيار ، منذر بهق اسود است و بهق ابيض ، منذر به برص ابيض است .
هامش
( 1 ) . ب : - و
( 2 ) . الف : يا
( 3 ) . الف : + كثرت غم و خوف بدون سبب ، دليل آن است كه ماليخوليا به هم خواهد رسيد اين عبارت تكرارى است : مصحح