توضيحا كسى كه محرور المزاج صفراوى باشد و جوان و در فصل تابستان ، البته بايد از خوردن عسل يا خرما يا خربزه و چيزهاى گرم اجتناب نمايند و هرگاه در اينها مواظبت [ - مداومت ؛ مصحّح ] كند قطعا مبتلا به امراض صفراوى از غب و يا محرقه و يا اسهال خواهد شد و احتمال كلى دارد كه در هريك از اين امراض كه عارض شد او را هلاك نمايد پس اجتناب از او لازم .
بارى ، تمثيلات در اين باب زياد است ، با اختصار اين رساله مناسب نيست و اين حكم منحصر در اكل و شرب نيست بلكه در هريك از ستهء ضروريه هرگاه افراط و تفريط بشود موجب امراض و ناخوشى و نقصان سرمايهء عمر است . بالجمله از ما نحن فيه دور افتاديم .
منظور حقير اين است كه پارهاى علامات و منذرات در بدن ظهور و بروز مىنمايد كه آن علايم مخبر به امراض چندى هستند كه بعد از اين خواهد آمد . همينكه آن علامت را در خود ديدند البته رجوع به طبيب حاذق عالم عامل نمايند و در فكر معالجهء آن شوند تا مبتلا بدان امراض نشوند . اگر در حفظ الصحه اهمال و اغفال نمودند « 1 » در اين باب مساهله نكنند تا به امراض صعبه گرفتار نشوند .
و آن علامتها آن است كه هرگاه « 2 » به هم رسد در بدن كاهلى و سستى و كشش در اعضاء و خميازهء بسيار و غلبهء خواب و سنگينى سر و كندى فكر و كدورت در حواس و كمى اشتها و شيرينى دهان و علاوه ديده شود در خواب ، چيزهاى سرخ و چيزهاى سنگين كه بر او حمل كرده باشند ، دلالت مىكند اين علايم بر زيادتى خون در بدن و بر اينكه به هم خواهد رسيد مرضهاى دموى مثل مطبقه و ماشرا و خناق و رعاف و نفث الدم و درد چشم و حصبه و آبله . بايد از فصد كردن غفلت نكنند .
و هرگاه به هم رسد زردى در رنگ « 3 » و كمى اشتها و تلخى دهان و سوزش فم معده و غثيان و بىتابى و تشنگى و خشكى دهان و قاروره هم زرد باشد و ديده شود در
هامش
( 1 ) . ب : همى نمودند
( 2 ) . ب : + كه
( 3 ) . ب : - در رنگ