گذاشتن ، كه هواى خارج ، داخل دهان نشود نيز رافع تشنگى است و چون بعد از تشنگى مفرط همينكه مسافر به آب مىرسد دفعتا به قدر سيراب شدن ، آب نياشامد بلكه اول مضمضه نمايد و دست و پا را در آب گذارد و صورت را بشويد و بعد از آن كمكم بياشامد تا آنكه عطش به تدريج بر طرف شود . اگر دفعتا بعد از عطش مفرط آب بسيار بياشامد چون جميع بدن گرم و مشتاق و طالب آباند ، دفعتا همهء آب را جذب مىكند خوف اطفاء حرارت غريزى و هلاكت است . اگر مؤدّى به هلاكت نشود موجب استسقاء و استرخاء و فالج است .
[ تدبير گرما در سفر ]
اما تدبير گرما در سفر ، البته بايد كه مسافر در گرما تمام بدن خود را خصوصا سر را از آفتاب بپوشاند و در پرى معده حركت نكند و اگر لابد باشد قدرى از اغذيهء بارده بخورد و البته ناشتا نبايد حركت كند خصوصا كه محرور المزاج و صفراوى و لاغر باشد تا موجب ضعف و ثوران اخلاط نگردد و در آب سرد ، سر و بدن را بشويد و از ميوهها و ترشىها و شربات مثل شربت فواكه و شربت ريباس و شربت زرشك آنچه ميسر شود بخورد و لكن نه همان زمان كه به منزل رسيده ، كه بدن بسيار گرم است بلكه بعد از زمانى كه اندك از حركت ماند و حرارت كم گردد .
و ديگر اينكه « 1 » اغتسال به آب سرد نمايد و ميوهها و ترشيها را بخورد تا باعث آفت و ضرر نگردد و سر و سينه را به روغن بنفشه بادام و يا روغن تخم كدو چرب نمايد و چون فرود آيد به منزلى « 2 » ، هرجا مرتفعتر و پاكيزهتر و وسيعتر و قريب به آب باشد ، بهتر است و روى خيمه و مسكن به طرفى باشد كه باد شمال مىوزيده باشد و خيمهها از هم دور باشد و دواب و مراكب حسب المقدور دور باشد كه ابخرهء فضلات
هامش
( 1 ) . ب : - اينكه
( 2 ) . ب : منزل