نگردد كه باعث تعب و مرض گردد مثلا اگر سفر در تابستان نمايد خود را عادى به گرما و راه رفتن در هواى گرم « 1 » و آفتاب و آشاميدن آب گرم نمايد و اگر در سرما است خود را به سرما عادت دهد تا آنكه « 2 » هيچيك از اينها دفعتا بر او وارد نشود و متضرر گردد .
[ تدبير غذا در سفر ]
و اما تدبير غذا در سفر آن است كه اگر تواند و ميسر آيد اغذيهء معتاده در حضر را تناول نمايد ، بهتر است كه ترك عادت نشود و الّا غذاى چندى كه غذائيّت در « 3 » او غالب باشد از قبيل گوشت و تخممرغ نيمبرشت و نان گندم صحيح كه خوب پخته باشند ، ميل نمايند زيرا كه در سفر قوّتها به سبب حركت و تعب تحليل مىيابند و ضعيف مىگردند لهذا بايد كه بدل مايتحلل ، حسب الواقع رسيده باشد بلكه بايد غذا را زياده از ايام حضر به دفعات و مرّات تناول نمايند زيرا كه ملتزم رياضت و حركتند و حركت موجب تحليل رطوبات است و مولّد اشتها .
و وقت غذا را به وقتى اندازد كه وقت راحت و سكون است . در امتلاء و پرى معده نباشد كه غذا حتما فاسد مىگردد مگر كسانى كه دائما در سفر باشند مثل چاپار و قاصد و مكارى كه به جهت آنها هر حالت كه باشد ضرر ندارد ؛ زيرا كه عادت كردهاند و عادت در حكم طبيعت ثانيه است براى شخص .
[ تدبير آشاميدن آب در سفر ]
و ديگر تدبير آشاميدن آب است و بايد كه مسافر ، آب بلد متوطّن خود را تا يك دو منزل همراه « 4 » بردارد و به آب منزل ديگر ممزوج نموده ، بنوشند و بعد به هر منزلى كه
هامش
( 1 ) . الف : - گرم
( 2 ) . ب : - آنكه
( 3 ) . ب : بر
( 4 ) . ب : همراه تا يك دو منزل