فصل تابستان چنانچه « 1 » رسم است مىخوابند نهايت مضر است زيرا كه به سبب نور قمر و انوار ساير كواكب موجب تحريك اخلاط و نوازل است و مولّد امراض دماغ و سينه است خصوصا مرضى را خاصه كه امراض سينه و دماغ باشد قطعا به واسطهء زيادتى رطوبات و هيجان آن موجب اختناق است و اين مطلب برهان مطوّلى دارد كه ذكر آن در اين رساله ممكن نيست .
اما خواب به نحوى كه بعض اعضاء در آفتاب و بعضى در سايه باشد ممنوع است براى عدم تشابه حال جميع بدن « 2 » .
و خواب روز بد است به جهت آنكه روح ، جوهرى است صاف شفاف و نورانى شبيه به اجسام سماويه و انوار آنها بلكه الطف و انور از آنها و لهذا چون انوار را بينند و مشاهده نمايند به حكم جنسيّت و مناسبت ميل به ظاهر مىنمايد ، به سبب نور آفتاب و روشنى ، خواب غرق در روز حاصل نمىگردد زيرا كه طبيعت در خواب روز گاهى ميل به باطن مىنمايد و گاهى ميل به ظاهر و اين حالت باعث تشويش و تململ و تحير و اضطراب مىگردد و قطعنظر از اين ايقاع ، قوا را كه نورانيت دارند و بالفطره در روز طالب بروز و ظهورند قهرا آنها را در ظلمت يعنى به خواب واداشتن كمال مضرت را دارد و موجب فساد رنگ و عدم تحليل فضول و اختلاط آنها با خون است و اگر عادت به خواب روز كرده باشند به تدريج ترك نمايند .
و تململ ميانهء خواب و بيدارى يعنى نه خواب و نه بيدارى هيچيك مستقر نباشد ، بد است زيرا كه خواب باعث توجه طبيعت است به اندرون و بيدارى به بيرون « 3 » و در حالت تململ ، طبيعت متحير مىشود چه حين عزم خواب ، ميل به درون و متوجه هضم مىگردد و به سبب بيدارى قبل از اتمام فعل خود ، عزم بيرون « 4 » مىكند و اين موجب حيرت طبع است .
هامش
( 1 ) . ب : - چنانچه
( 2 ) . ب : عدم تشابه جمع حال بدن
( 3 ) . ب : برون
( 4 ) . ب : بيدارى