تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
بوعلى مىنويسد كه چون خون نفاس كثرت پذيرد بايد كه دست‌هاى زن به عصبابه بندند و بر شكم او پارچه به سركه تر كرده نهند و شيافات از مثل گلنار و كهربا و گل سرخ و كندر با شراب عفص بردارند . و بايد كه از ادويهء كاويه اجتناب نمايند كه آن رحم را به سبب عصبانيت ادرو ب . . . . . است . و گويند كه تعليق سرگين خوك در صوف بر ران آن در اين باب بالخاصيت نافع است . ابن هبة الله گويد كه اگر خون نفاس زياده آيد تقويت قوت به ماء اللحم و شراب در روائح طيبه كنند و به ادويه و اغذيه و اشربهء ممسك حيض معالجه نمايند .

عقر و عسر حبل

يعنى زنى كه آبستن نشود يا به دشوارى آبستن شود و اين يا از جانب زن باشد و يا از جانب مرد يا از جانب هر دو و اسباب مانع حمل مشترك در مردان و زنان شش نوع است : نوع اول آنكه سبب در منى مرد يا زن باشد و آن مثل قلت منى يا سوء مزاج مخالف قوت توليد است حار باشد يا بارد برودت طبيعى يا از برودت طول احتباس و يا رطوبت و يا يبوست و سبب اين اغذيه غير موافقه . و ايضا حموضات باشد كه آن منجمله اشياى مبرد و ميبس است و گاه سوء مزاجى كه در منى باشد مانع توليد نبود بلكه موجب عسر حبل يا مفسد غذاى بچه بود كه به سوى رحم آيد و گاهى سبب در منى چنان باشد كه منى مرد در تأثير مخالف منى زن بود چنانچه منى يكى از آن هر دو حار محرق يا بارد و مجمد يا رطب سيال غير مليث و رحم يا يابس غير منبسط در رحم باشد و از آن هر دو بچه پيدا نشود . و اگر هر كدام از مرد و زن مبدل شود از هر دو بچه پيدا گردد و به قول صاحب كامل هر گاه مزاج منى زن مضاد مزاج منى مرد باد توليد كثير بود بهر آنكه چون منى حار با منى بارد و يا رطب با يابس ممتزج شود هر دو اعتدال يابند و از آن توليد شود و شيخ مىفرمايد كه گاهى متخالف هر دو منى به سبب سوء مزاج در هر واحد از مرد و زن اعتدال از يك ديگر نيابد بلكه از آن فساد زياده گردد . و چون تبديل مرد و زن كنند هر واحد از آن هر دو تعديل به تضاد نمايد و هر دو منى اعتدال يابد . و قرشى گويد كه گاهى عقر به سبب فساد منى هر دو معا باشد بر وجهى كه هر دو تعدل نيابند و چنانچه منى مرد و زن هر دو حار يا بارد يا رطب يا يابس مثل منى استران باشد . و چون اتفاق افتد تبدل شخصى ديگر شود و خروج او از اعتدال تعديل يا به حمل پديد آيد مثلًا منى زن در غايت بروت و رطوبت باشد و آن را با زوج كه منى او حار يابس بود اتفاق افتد پس اين منى آن را تعديل دهد و زن حامله گردد و از جنس منى گه مؤلد بچه نباشد منى كودك و نشأ كننده و صاحب تخمه و پير است و منى كسى كه به كثرت جماع كند و كسى كه بدن او صحيح نباشد بهر آنكه منى از هر عضو سيلان مىكند و از سليم سليم و از سقيم سقيم بود چنانچه بقراط گفته و اين همه احوال گاهى در هر دو منى موجود باشد . و گفته‌اند كه از اسباب فساد منى مرد اتيان زنان غير بالغه است و اين از قبيل خواص است . نوع ديگر آنكه سبب در رحم باشد و آن سوء مزاج رحم مفسد منى باشد و اكثر آن برودت مجمد منى بود چنانچه از نوشيدن آب سرد زنان را به سبب تبريد آن عارض شود و همچنين مردان را و سبب تغيير اجراى حيض و به سبب تنگ كردن منافذ حيض و عدم ريختن آن به سوى بچه بود و گاهى سوء مزاج با مادهء صفراوى يا سوداوى يا رطوبت بلغمى بود كه منى را نيز از مخالطت فاسد كند و يا سوء مزاج خشك مجفف منى بود يا حار محرق محلل يا رطب مزلق مضعف ماسكه و اين اكثر باشد و قوت جاذبه منى را نيز ضعيف كند پس رحم منى را به قوت جذب نكند و يا سوء مزاج مضيق مجارى غذا بود و از برودت يا حرارت يا يبوست و يا مفسد غذاى بچه بود و يا مانع از وصول آن در آنجا باشد به سبب انضمام شديد رحم از يبوست يا برودت يا التحام قروح يا لحم زائد ثولولى يا از يبوست مستولى بر مشيمه مفسد منافذ غذا چه گاهى مشيمه از يبس به حدى رسد كه مشابه جلو و يابسه گردد و منى را در رحم بارد رطب فسادى عارض شود كه تخم را در زمين نمناك بسيار آب دور حار يابس فسادى محرق لاحق شود كه در زمين نوره گسترده و يا به سبب انقطاع ماده بود و آن خون حيض است چون رحم از جذب و ايصال او به سوى بچه عاجز باشد و يا به سبب ميلان رحم يا انقلاب آن يا شدت انضمام فم رحم قبل از حمل به سبب سده يا صلابت يا لحم زائد يا التحام قروح يا برودت مقبض و غير آن از اسباب سده و يبوست باشد پس منى در رحم نافذ نشود و يا ضعف انضمام بعد از حمل بود پس آن را نگاه نتواند داشت و يا كثرت شخم مزلق
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 750 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )