تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
به صنانير گرفته پاره پاره كرده و بيرون آرند و در اخراج و استعمال نمايند قبل از آنكه فاسد گردد . و اگر سر بچه بزرگ باشد و شكستن يا بريدن او ممكن بود تا آنچه دردى باشد سائل شود به عمل آرند .

[ ابن عباس ]

ابن عباس گويد كه هر گاه مشيمه محتبس شود يا در رحم بچه مرده باشد بايد كه چيزى از ابهل و مشكطرامشيع با ؟ مطبوخ ترمس و پودينه بخورانند . و ايضا اين دوا دهند . ابهل زراوند طويل آسارون ميعهء سائله عسل لبنى هر واحد يك جزو باريك سائيده به عسل كف گرفته بسرشند شربتى دو درم به آب گرم . و اگر مشيمه خارج نشود اندك جاوشير و ابوال اهل به شراب يا به آبى كه در آن پودينه جوشانيده باشند بخوراند و يا بگيرند مرو قنه و جاوشير و زهره گاو هر واحد يك جزو جندبيدستر نيم جزو باريك ساخته يك درم به آب مطبوخ باديان و ابهل بدهند و از آنچه اين فعل كند خوردن شگوفه كرنب و تخم او به شراب است و يا مرو قطران را بر ذكر طلا كرده با زن مجامعت نمايد و زراوند مدحرج و ابهل و حرف هر واحد يك جزو باريك سائيده به زهرهء گاو شياف ساخته بردارد . جنين ميت و مشيمه را بيرون آرد . و ايضا حرمل ابهل ترمس هر واحد يك جزو مر جاوشير هر واحد نيم جزو جندبيدستر ربع جزو همه را باريك سائيده يك درم به آب طبيخ كرنب و پودينه بخورانند و فرزجات كه در احتباس طمث مذكور شد زن بردارد و لا سيما قطران . و بايد كه هرگاه مشيمه محتبس گردد در معالجهء او تأخير نكنند و در اخراج آن مبادرت نمايند و الا از آن هلاك شود .

[ ابن الياس ]

ابن الياس گويد كه جلب از مشكطرامشيع و غير آنكه در علاج اين مذكور شد بدهند و به كندش و شونيز و مشك عطسه آورند و هنگام عطسه دهن و بينى بند كنند و يا اين دوا دو درم به آب نيم گرم بدهند و نسخهء او همان است كه در قول ابن عباس گذشت ليكن مشكطرامشيع پرسياوشان عوض ميعهء سائله است و از ترمس و زراوند و غيره كه در قول شيخ مذكور مسطور شد شياف سازند و دواى مرو قنه و غيره كه همانجا گذشت بخورانند .

[ سعيد ]

سعيد گويد كه به مر مكى بخور كنند و شوربا و شراب و طبيخ حلبه و خرما سداب بنوشانند . و اگر دهن رحم تنگ باشد در رحم روغن گرم چكانند و در آب نيم گرم نشانند .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد بهترين ادويه كه اخراج جنين و مشيمه كند نشستن در طبيخ بابونه و سير است و حمول مرو حلتيت و بخور بدان و شرب آب كرفس و حمول تخم او قطران و كذا تخم حنظل به زهرهء گاو و طبيخ كنجد و بيخ آن و كذا ترمس شرباً و جلوساً و لاون بخوراً و كذا نسرين و كرنب و تخم او به هر طريق استعمال نمايند و كندش طلًا و بخوراً و حمولًا و تخم رشاد بخورند و بالايش آب سداب بنوشند و مويز جبلى مطلقاً نافع .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه اين شربت مزلق جنين ميت است انجير ده عدد حلبه يك قبضه هر دو جوش كرده سى درم از آب آن بگيرند و كذا سه اوقيه آب سداب و سه درم صعتر و كذا خطمى اوقيه و اين فرزجه مخرج بچهء مرده است خربق سياه مويزج زراوند مدحرج اشق عرطنيثا زهرهء نر گاو و شحم حنظل تخم مازريون مساوى اشق را به آب حل كرده و ادويه ديگر سوده سرشته از آن فرزجه سازند .

احتباس نفاس

خونى كه بعد تولد بچه برمىآيد مدت او در تولد پسر از بست و پنج روز تا سى روز بود و در دختر سى و پنج روز تا چهل روز باشد و اين در اكثر بود و احتباس آن مودى به حميات صعبه و به اورام صعب گردد و از آن خوف حدوث همان امراض رديه است كه از احتباس طمث عارض شود . خصوص زنى كه قوى و توانا بود و خون بسيار داشته باشد . و اگر زن ضعيف و لاغر بود و بعد ولادت خون كمتر آيد اين ضرر كمتر دارد و محتاج تدبير نيست .

علاج :

آنچه در علاج احتباس طمث مذكور شد به كار برند و يا مطبوخ تخم كرفس و باديان و پرسياوشان و مشكطرامشيع هر واحد يك درم با شكر سفيد ده درم بدهند و يا باديان خارخسك انيسون خطمى خبازى هر يك شش ماشه قرطم نه ماشه پوست املتاس يك توله جوشانيده صاف نموده شربت بزورى حار سه توله داخل كرده بنوشانند و نوشيدن مطبوخ قرورهء كپاس در عرق عنب الثعلب ده توله جوشانيده و كذا گره بانس تا سه روز نيز مفيد است . و اگر احتباس نفاس با تپ كثرت تشنگى باشد تخم خطمى خبازى تخم خيارين نيم كوفته هر يك شش ماشه تخم خرپزه نيم كوفته نه ماشه خيسانيده لعاب اسپغول شش ماشه نبات يك نيم توله داخل كرده بدهند و زنى را از احتباس انفاس تپ و سوزش دست و پا و ورم اطراف ظاهر شد والد ما جد غفر الله له تخم خطمى باديان عنب الثعلب اصل السوس مقشر تخم خرپزه هر يك شش ماشه جوشانيده خميرهء بنفشه دو توله ماليده صاف نموده دادند همه عوارض بر طرف شد . و اگر حبس خون نفاس موجب ورم رحم گردد و از فصد نجات حاصل شود و گاهى براى احتباس