تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
كه بوى بخور را منع يا فاسد مىكند . و گويند كه يك دانهء سير مقشر مسلم زن در حلو معده و اندر رحم بردارد و يك بر نگاه دارد . و اگر طعم و بوى بد آن از بالا دربيايد سده نباشد و الا سده بود عقر به سبب آن باشد بعده قور از هر جانب كه باشد علامات مزاج منى و اعضاى او از حرارت و برودت منى به احساس غلظ و رقت منى و از رنگ و بوى آن و از سرعت نبض و بطوى آن و از رنگينى قاوره و قلت رنگ آن معلوم كنند . و ايضا اگر منى گرم و سوزان و اندك برآيد و رنگ آن زرد بود مزاج گرم باشد . و اگر مى سرد و كبود يا سفيد و غليظ بود مزاج سرد باشد و از كثرت منى مع رقت و سفيدى به رطوبت منى و از قلت مع غلظ و لزوجت مثل صمغ بر يبوست منى استدلال نمايند و منى صحيح مولد آن است كه سفيد و لزج و براق باشد و مگس بر آن نشيند و آن را بخور و بوى آن مثل بوى طلع و ياسمين باشد بعده علامات مزاج طمث و اعضاى او دريافت نمايند چنانچه در شرح امراض رحم در تشخيص اقسام سوء مزاج آن مذكور شد . و ايضا احساس گرمى طمس رحم و سوزش آن در حالت مجامعت و گرمى خون حيض در ايام آن و زردى با سياهى رنگ آن و لاغرى و زردى چهره دليل حرارت آن بود و احساس سردى فم رحم وقت مجامعت و سردى خون حيض و قلت سرخى آن و بطوى رنگ آن و لاغرى و زردى چهره ليل حرارت آن بود و احساس سردى فم رحم وقت مجامعت و سردى خون حيض و قلت سرخى آن و بطوى زمانهء جريان آن و صلابت نبض و سفيدى رنگ بر برودت دلالت كند و كثرت خون حيض مع رقت آن دليل رطوبت و قلت او مع غلظ و قلت منى نشان يبوست آن است و هر زنى كه بعد پاك شدن از حيض فم رحم او خشك نشود بلكه در آن ترى باقى بماند رحم او مزلق باشد و بدان سبب حامله نشود و تهيج چشم از رطوبت غليظ نشان هدهد . و اگر اين علامات يافته نشود و حال فربهى و لاغرى مريض و كوتاهى و كجى قضيب و فطر وتر آن و قطع عروق پس گوش يا شگافتن مثانه يا كوفتن خصيه و حال تقدم و تأر انزالين و امور طاريه و علامات ضعف اعضاى رئيس و شريف و علامات رتق و لحم زائد اورام و قروح و بواسير رحم و ميلان و انقلاب رحم و احتباس طمث دريافت نمايند پس هر كدام از اينها كه يافته شود و سب قعر همان باشد .

علاج

اگر عقر به سبب برودت و رطوبت رحم باشد بعد از نضج به نمضج بلغم تنقيه از مسهل آن و حب ايارج كنند و ترياق فاروق و مثروديطوس و سنجرينيا و فلاسفه و دواء المسك حار ديگر معاجمين و جوارشات گرم بخوراند و زعفران سنبل الطيب شب يمانى عود ساذج هندى از برودت مساوى با پيه مرغابى و زردى بيضهء مرغ حسب حاجت سرشته فرزجه سازند . و اگر جوزبوا كزمازج پهتكرى بريان پوست انار هر واحد يك مثقال كوفته بيخته در آب سرشته شيافها سازند و بعد از ظهر استعمال نمايند بعد آن مجامعت كنند در اين باب مجرب است و آنجا كه برودت و رطوبت بى ماده باشد سواى تنقيه ادويهء مذكوه به كار برند و مسخنات كه در شروع امراض رحم مسطور شد استعمال كند و محجمهء نارى بر عانه گذاشتن نفع تمام دارد و بهترين غذا قليه و مطنجن گوشست طيور است با مصالح گرم و زردهء نيمبرشت دارچينى يا تخم سوده بر آن پاشيده . و اگر به سبب حرارت باشد جهت تبريد شربت سيب و صندل و ليمو و فواكه و ديگر مبردات رحم كه در ابتداى امراض رحم مسزور است بدهند و گوشت بچهء مرغ و بز و بزغاله و كدو و اسفاناخ غذا سازند و زردهء بيضه و پيه بط و ماكيان به روغن بنفشه آميخته فرزجه كنند و آنجا كه صفرا غالب باشد به مسهل آن تنقيعه نمايند . و اگر به سبب يبوست باشد مرطباتى كه در سوء مزاج رحم گذشت به عمل آرند و در غلبهء سودا به تنقيهء آن پردازند و همان معتدل در حرارت و برودت و لعابات و استحمام اختيار نمايند . و اگر به سبب كثرت فربهى باشد فصد و استفراغ كنند و گرسنه دارند و رياضت كنانند و اطريفل صغير مغسول و با جوارش كمونى آميخته و دواء الملك بخورند و جماع بر هيئت راكع نمايند . و اگر به سبب قصر آلت باشد اندك عطريات به طرف رانها و خارج فرج بمالند و اطليهء معظم قضيب در باب ضغر قضيب مذكور شد استعمال نمايند . و اگر به سبب فرط لاغرى باشد اغذيه داووديه مسمنه كه در بحث هزال خواهد آمد استعمال نمايند و دعت و سكون اختار كنند . و اگر به سبب احتباس طمث يا ورم يا بواسير آن يا قروح يا نفخهء رحم يا رتق يا لحم زائد يا ميلان رحم يا اسباب اسقاط حمل يا اسباب اسقاط حمل يا قضيب باشد علاج هر واحد در مقامش مسطور شد بدان توجه نمايند .

ذكر ادويهء مفرده معين حمل :

اكتمكت را با شير زن سوده در پنبه الوده حمول كردن در سرعت حمل عاقر مجرب غافقى است . و اگر شير اسپ ماده زن را بنوشاند بى اطلاع آن كه اين شير اسپ ماده است و بعد از آن مجامعت نمايند در اعانت حمل مجرب ابن هيثم است . و حمول عصارهء بارتنگ بعد از طهر در اعانت