[ روفس ]
روفس گفته كه زن باريك ميان و تنگ فرج و آنكه بيشتر زاييده باشد و لاغر را وقت ولادت خطر باشد و گفته كه چون زن بزايد و از خون پاك نگردد هلاك شود .
[ جالينوس ]
جالينوس گويد كه كثرت شرب آب برف و آب سرد زادن دشوار كند و صلابت بدن به دستور .
و گويد كه حركت كردن بچه قبل وقت ولادت علامت عسر ولادت است .
و على بن زين گويد كه اگر برگ خطمى بجوشانند و در آن آب اندكى روغن زرد و عسل داخل كرده و زن بخورد و جسم خود را نيز به آن طلا نمايد عسر ولادت را نفع بخشد .
و گويد كه چون زن را زادن دشوار گردد و رحم آب حلبه يا آب تخم كتان به زراقه رسانند بعد ماليدن رحم به روغن گل يا به بعض روغنهاى لين .
و اگر از مرو خربق و جاوشير به زهرهء نر گاو بلوطها ساخته بردارد خوب است و زنى كه قبل از پانزده سالگى حامله گردد بر آن خوف باشد و به مشقت بزايد .
[ مير على ]
مير على گويد كه در آبزن حلبه و تخم كتان و خبازى تا ناف بنشانند و شورباى چرب با لعاب تخم كتان بدهند و دو درم زعفران و زردهء تخم مرغ حل كرده دادن مجرب است .
[ ابو منصور ]
ابو منصور گويد كه زنى حامله را بعد از آنكه در ماه نهم از حمل داخل شد هر روز به ناشتا سه درم روغن بادام شيرين دادم و از اغذيهء غليظه و حريفه و حامضه و قابضه پرهيز كنانيدم و طعامهاى نرم چرب مقرر داشتم و در وقت خويش فرزندى در كمال نظافت به غير احساس درد طلق بزاد و قابله ذكر مىكرد كه ايشان را مثل اين عمل چيزى نيست .
احتباس مشيمه و جنين ميت
گاه باشد كه بچه پيدا شود و مشيمه يعنى پردهاى كه در آن بچه پيچيده بود بيرون نيايد و گاهى بچه در شكم مادر بميرد و خرج نشود و نشان عدم خروج مشيمه از قابله معلوم مىشود و علامت موت بچه اين است كه بچه در شكم سخت گران گردد و هر گاه مادرش از پهلو به ديگر پهلو گردد مثل سنگ از جانبى به جانب ديگر منتقل شود و ناف سرد گردد و پيش از آن گرم بوده باشد و پستان لاغر و تهى شود و گاهى زردآب بدبو سيلان كند .
و اگر حامله را امراض حادهء موذى شديد به حرارت عارض شده باشد بر مردنش تأكيد نمايد و گاهى هنگام موت جنين و قبل او چشم حامله به عمق فرو رود و سفيدى چشم تيره گردد و گاهى گوش و سر بينى سفيد شود مع سرخى لبها و حال او مشابه به استسقاى لحمى گردد .
و بالجمله چون حركت بچه در شكم محسوس نشود و دست و پاى حامله سرد گردد و نفس متواتر شود و تا چهار روز درد ولادت بماند بايد دانست كه بچه مرده است .
علاج
به زودى تمام در اخراج آن كوشند تا به عفونت مودى نشود و زن را هلاك نگردد و مشكطرامشيع پرسياوشان ابهل هر يك سه درم ترمس پودينه هر يك دو درم نبات سفيد ده مثقال در آب جوشانيده صاف نموده بنوشانند و عطسه آوردن به طريقى كه در علاج عسر ولادت گفته شد مفيد بود و مرو جاوشير و خربق سفيد مساوى كوفته بيخته در زهرهء گاو سرشته بردارند و سداب خشك و تخم حنظل و قسط هر يك سه درم مر مكى يك درم سائيده بر ناف و عانه ضماد كنند و از پوست مار و سرگين كبوتر زير زن دود كنند .
و اگر بدين تدبير بيرون نيايد بايد كه قابله دست در فرج انداخته بيرون آرد و يا بچه را پاره پاره كرده و بيرون آرند و اين عمل خطرناك بود .
ذكر ادويه كه اخراج مشيمه و بچهء مرده كند :
تعليق حب الكلى هفت عدد و يا چوب آن و بعد سقوط مشيمه به زودى جدا كردن آن و فرزجه ترمس تلخ و مرو عسل در اخراج مشيمه مجرب سويدى است و حمول گل شفتالو دو دانگ در اخراج جنين ميت مجرب است ابن ماجه است و شرب فراسيون تنها و مطبوخ به ايرسا و كذا دماغ خروس به ماء العسل و كذا تخم قطف كوفته نيم اوقيه در آب يك رطل جوشانيده تا نيم رطل بماند و كذا پياز نرگس چار درم و كذا بابونه و كذا پرسياوشان و بخور ابهل يا عود بلسان يا برگ سير و پوست او و ساق او يا سرگين گاو يا پشك بز يا شونيز با آرد شليم به شراب سرشته بنادق ساخته خشك كرده يا شيح كوهى يا نيل هندى و حمول قطران و كذا پودينه و جندبيدستر مساوى و كذا گل خيرى زرد به عسل و كذا آرد شليم و كذا نقطه سفيد و كذا قند و شرب و حمول جندبيدستر به عمل و كذا حب الكلى يك درم و كذا بيخ سوسن و كذا تخم خيرى زرد به عسل و كذا ماشا به عسل و كذا فطراساليون و كذا برنجاسف و كذا قنطوريون دقيق به آب سداب و كذا شيح جبلى و كذا سليخه و كذا شونيز و كذا مرو و كذا نيل هندى و كذا فوه الصبغ و كذا روغن قيصوم و طبيخ او و جلوس در طبيخ قيصوم و كذا بيخ فاشرا و كذا برگ ثوم و ساق او و كذا شجرهء خيرى زرد و گل آن و كذا برنجاسف و كذا قنطوريون غليظ و فرزجه و بخور لين بلسان و كذا لادن و كذا پشك موش يك درم ماذريون يك درم به آب سرشته و تعليق دندان ناب اسپ و كذا بسد