تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
كه موجود باشد سببش همان باشد .

علاج

مشكطرامشيع پرسياوشان نخود سياه هر يك شش ماشه پوست پهلى املتاس قند سياه كهنه هر واحد يك توله در آب جوشانيده صاف نموده بنوشند و شكم و پشت و اطراف و فرج را به روغن بنفشه و روغن ياسمين بمالد . و اگر پيه مرغ و پيه بط و مغز ساق گاو اضافه كنند بهتر باشد و به آب گرم تنها يا در آن بابونه و شبت و مرزنجوش و اكليل الملك جوشانيده و نطول كنند و در آن بنشانند چنانچه آب تا ناف باشد و از كندش شونيز و جندبيدستر عطسه آرند و به وقت عطسه دهن و بينى بند كنند و از سم اسب و استر و خر دود كنند . و اگر سببش سطبرى مشيمه باشد به زودى تدبير آن كنند تا بچه از تعب حركت و عدم حصول خروج هلاك نشود و دايه را بفرمايند كه از پاكى آن را پاره كند . و اگر سببش حرارت هوا و مزاج بود از تدابير مسخنهء مذكوره احتراز نمايند و زن را در مكان معتدل بدارند . و اگر از اين تدابير فائده نشود حسب سبب بدان چه در اقوال حكما خواهد آمد علاج كنند و هر گاه درد ولادت تا چهار روز بماند و ديگر علامات موت جنين كه در تدبير اخراج جنين ميت بيايد دريافت شود به تدبير اخراج آن پردازند بدانچه در آنجا مذكور گردد .

ذكر ادويهء مفرده و مركبه كه تسهيل ولادت كند :

تعليق زعفران خالص ده درم در لته بسته بر آن زن و كذا تعليق سر رخمه و كذا قطعهء شاخ گوزن بر آن زن و كذا حجر النار در پارچه بسته بر ران و كذا حقنهء رحم به روغن ناروين و كذا تعليق هفت عدد حب الكلى با گرفتن چوب شجرهء او در دست يا تعليق او هر واحد مجرب سويدى است . و گويند كه تعليق گشنيز سبز به سائر عروق او قلع كرده بر زن و كذا اكتجلت و كذا زمرد و كذا سنگ يشب و كذا ميعهء يابسه و كذا شاخ راست بز بر ران چپ و كذا زبرجد و كذا دندان صبيان قبل از رسيدن آن بر زمين و در صفحهء نقره پيچيده و كذا پوست مار بر ران و كذا بيخ بخور مريم در رشته مثل قلاده بسته در گردن يا بر ران و كذا ايرسا و شرب و حمول ايرسا به عسل و كذا بوزيدان و كذا قنطوريون غليظ و حقنهء رحم به روغن حلبه و شرب آب فراسيون تازه يا طبيخ او تنها يا با بيخ ياسمين و كذا حب النار از يك مثقال تا دو مثقال به شراب كهنه و كذا مغز سر خروس و يك حبه مشك در شراب حلو و كذا ترياق فاروق يك مثقال به جلاب و كذا طبيخ سيساليوس به عسل و كذا آب نعنع ده درم و يا خشك آن به شراب يك سالهء خوشبو و كذا خراطين سوده به جلاب و فرزجهء زوفاى رطب و زبد البحر و اكليل الملك همه مخلوط كرده و كذا بلبل بتمامه سوخته خاكستر او به زيت و كذا شحم حنظل سه قيراط سوده به زهرهء نرگاو سرشته و بخور سرگين اسپ و اكتحال به زهرهء ظبى و لطوخ آن حوالى عانه و جلوس در طبيخ سيساليوس و گرفتن اذريون در دست و نهادن موى انسان سوخته به گلاب سرشته بر يافوخ و كذا خاكستر چوب انجير و شرب و بخور ساذج هندى و نهادن بر بازوى رخمه ميان هر دو پاى زن هر واحد تسهيل ولادت كند و همچنين بخور تخم گزر و نوشيدن گل بابونه نه ماشه جوشانيده با قدرى عسل و تعليق نمك در پارچهء سرخ بسته به طرف چپ و بستن بيخ سر پهو كه در كمر و تعليق دندان مار كه در وقت حيات او گرفته باشند و فرزجهء بيخ حنظل سوده به روغن گاو آميخته هر واحد نافع است ديگر بيخ چرچهء مسلم از زمين برآرند و يك شبر از او بگيرند و زير ران زن گذارند يا بر آن يا بر عانه بندند كه در اين باب مجرب است و بستن دهنج فرنگى بر ران زن و به آب شسته نوشانيدن نيز مجرب نوشته‌اند . ديگر انشمونيل پودر كه دواى انگريزى است به قدر گرين كه نيم ربع سرخ مىباشد در اندكى آب حل كرده بدهند كه تسهيل ولادت مىكند و ديگر ابهل را سائيده از حرير بگذرانند و نيم مثقال از آن بخورند و سه مثقال سبوس آن جوشانيده صاف كرده آن آب را عقب آن بنوشند در تسهيل ولادت و ادرار حيض از مجربات حكيم على است . ديگر پوست خيارشنبر در قدرى آب شيرهء كشيده با زعفران و گلاب و شكر دادن جهت عسر ولادت و اخراج مشيمه مجرب است دوايى كه جهت عسر ولادت و وجع بعد ولادت و تمدد ثقل معمول است باديان خارخسك هر يك شش ماشه مشكطرامشيع فوه الصبغ هر يك چهار ماشه ترمس سه ماشه پوست خيارشنبر چار توله جوشانيده صاف نموده شربت بزورى بارد يا حار حسب مزاج داخل كرده بنوشند و روغن بابونه نيم گرم در حوالى عانه بمالند و اين نسخه مدر حيض است . ايضا پرسياوشان يك توله به عرق عنب الثعلب عرق گاو زبان جوشانيده صاف كرده از تخم خرپزه خارخسك باديان هر يك شش ماشه در همان آب شيرهء كشيده شربت جعده داخل كرده قرص ابهل چار ماشه سوده