نصف بماند صاف نموده بنوشند كه در اخراج جنين بىنظير است ديگر كنجد سياه كوفته مقدار بست درم شب در آب تر كرده صبح صاف كرده بنوشند و نوشيدن مطبوخ برگ بانس نيز مفيد است .
ديگر ضماد نكچهكنى به شهد آميخته بر ناف و شياف بيخ بسكهپره و ايلوه و تخم مهوه كوفته با قند نيز مؤثر است .
شياف كه اسقاط حمل كند و ادرار حيض نمايد صبر بندال بول سرخ مساوى در شراب تند صلايه كرده شياف سازند و كذا شياف منمنه و صبر مساوى و طلاى بيخ اونث كناره به آب سائيده بر شكم نيز معين بر اسقاط است .
ديگر منمنه و پوست بيخ آرند و پوست بيخ پنبه و پوست بيخ اكمه و پوست بيخ بسكمپره در دردى سركهء كهنه و زهره گاو سائيده شياف ساخته برادرند .
شياف كه به جهت اسقاط معمول دايهء محل اعظم شاه است بيخ كتائى و بار سبز كتائى زرنيخ بسكمپره و شاخ برگ بيدانجير و ايلوه هر واحد يك توله نمك سنگ يك ماشه همه را به آب سائيده شياف بندند و هر روز يك شافه بردارند و يا دو شافه روز دوم اسقاط شود و بچه مرده نيز افكند و اين دوا نيز از وسعت تخم گزر تخم شمليت كلونجى كچور سپندان مغز جوز قسط موتمه اندر اين نسوت ايلوه ماهى به رنگ جوبيراجواين هر واحد يك درم كوفته سه حصه كند هر روز يك حصه را در آب يك سر بجوشانند تا پاوسير بماند صاف كرده قند سياه و روغن كنجد هر يك پنج درم داخل كرده گرم گرم بخورانند شياف كه مسقط حمل است مغز بار بندال مغز تورئى تلخ مغز تخم بيدانجير مغز تخم كدو تلخ مغز اندرين كلونجى مغز تخم خربزه تلخ هر يك يك نانك باريك سائيده بهروزه تر آن قدر كه ادويه بدان سرشته شود آميخته فتيلها بندند و يكى در فم رحم نهند و زن پايهاى خود بر تكيهء بلند داشته راست بغلطد تا اثر دوا كما ينبغى درون رحم رسد و زود عمل كند و روز دوم فتيلهء ديگر به كار برند .
و اگر خربزهء تلخ به هم نرسد ديگر ادويه كافى است .
و اگر بيخ بسكمپره عوض مغز تورئى و اندرين و كلونجى داخل كرده هر يك يك درم بگيرند و باريك سوده سه حصه ده حصه يك ملته مخلوط كرده دايه در فم رحم بردارد و نيز اسقاط كند ليكن تا كه به فم رحم نخواهد رسيد اسقاط نخواهد كرد .
ايضا مسقط كچله بلدى پهتكرى هر واحد يك درم نيله تهوتهه دوده چهپر بهر بهونجه هر يك نيم درم كوفته بيخته به آب سرشته شياف سازند و بعد خشك شدن صبح و شام بردارند ديگر چوب چوكهه كه براى خارش شتران مىمالند يك جزو به آب سائيده سه جزو رسوت سوده در آن آميخته شياف مثل خستهء خرما ساخته خشك نمايند و يكى به دهان رحم رسانند و روز دوم يا سوم اسقاط گردد .
و اگر جوانى فم رحم جوشش كند روغن زرد بمالند .
ايضا مجرب ايلوه بيخ بسكهپره نيله تهوتهه كهرنى تخم مهوه هر پنج ادويه برابر سائيده فتيله ساخته بردارند .
ديگر برگ نورسته آرند يك درم ايلوه چهار ماشه مغز تخم كهنرى چار ماشه باريك سائيده شياف ساخته به فم رحم رسانند يكى صبح و يك شام مطبوخ كه مسقط است تخم گزر تخم شبت تخم حليه هر يك شش درم در ده سير آب بجوشانند چون يك سير بماند ماليده صاف نموده تا دو هفته همچنين بخورد و گاهى پوست اخروت پوست پنبه تخم ترب كلونجى عوض حلبه افزوده مساوى ميگيرند و كوفته قند سياه كهنه و چند آميخته موافق مزاج در آب جوش داده وقتى كه سوم حصه بماند صاف نموده مىنوشانند و بعد اسقاط خار خسك شش ماشه تخم خرپزه باديان هر واحد يك توله جوش داده صاف نموده نبات سفيد داخل كرده بنوشانند و غذا هيچ ندهند و به جاى آب و غذا آب غنچهء كپاس و گره بانس هر دو چهار درم جوش داده مىداده باشند .
اقوال مهره :
[ شيخ ]
شيخ مىفرمايد كه اسقاط گاهى به حركات حاصل مىشود و گاهى به ادويه و ادويه اين فعل يا به قتل بچه كند و يا به ادرار حيض فوت و يا به ازلاق بچه و ادويهء قاتل بچه تلخ بود و حريف و مدر حيض نيز تلخ و حريف باشد و مزلقات ادويه لزج است به شرب و حمول استعمال نمايند و از حركات فصد است و خصوصاً صافن بعد باسليق و خصوص بعد بزرگ شدن بچه و گرسنه داشتن و رياضت و جستن بسيار و برداشتن بار گران و تنقيه و عطسه آوردن و از تدبير جيد در اين آن است كه در فم رحم حامله كاغذ فتيله كرده يا پر مرغى يا چوب به قدر حجم رحم پر از اشنان يا سداب يا عرطنيثا يا سرخس تراشيده نرم كرده داخل كنند كه اين بالضرور ساقط كند و خصوصاً چون به دواى از ادويهء مسقطه مثل قطران و آب شحم حنظل و مانند آن آلوده كنند و ادويهء مسقطه بعضى مفرداند و بعضى مركب و در اين جا از هر دو طبقه هر آنچه در غرض اعمل است ذكر مىكنيم اما از ادويهء مفرده كه از شدت حرارت بعيدتر بود مثل افسنتين و شاهتره است و ادويهء مفرده حار تخم شيطرج است و آن مشابه حرف بود و بوى تيز دارد چون آن را بردارند