بر آن پاشيده بنوشند .
ايضا نوشادر بريان سهاگه بريان مرداسنگ هر يك سه سرخ در پان داخل كرده بدهند كه خون بردارد يك نيم برگ سداب قسط هر يك سه جزو به زهرهء گاو سرشته بر ناف و زهار ضماد كنند بچه بلغزاند .
قرص صموغ كه تسهيل ولادت كند و بچهء مرده زنده در ساعت بيرون آرد و جاوشير سكبينج بارزو هر يك يك درم حلتيت نيم درم جمله يك شربت است به آب سداب يا طبيخ حلبه بدهند و همين عمل نمايد . غذا نخوداب ديگر غنچهء ياسمين و مقل و سليخهء تخم حنظل و حلبه و تخم خشخاش و آب عنب الثعلب حمول كردن تسهيل ولادت مىكند .
اقوال حكما :
[ مصنف اقتباس ]
مصنف اقتباس مىنويسد كه در همه انواع اول به حمام برند و روغن زنبق يا زيت و يا سرشف با پيه بط و مرغابى و مغز ساق گاو آميخته نيم گرم در آنجا نشسته بر پشت و تهيگاه بمالند و بعد از ساعتى در اين آبزن نشانند اكليل فنجنكشت بابونه حلبه بزر كتان عنب الثعلب مرزنجوش فوه هر يك سه توله بنفشه برگ نيم و كرنب و بستانافروز و و خبازى و شبت همه سبز هر يك هفت توله برگ پنبهء ياغى پازده توله جوش كرده به عمل آرند و همان وقت مطبوخ لوبيا و مشكطرامشيع نوشاند و يا اين مطبوخ دهند . پوست خيارشنبر پوست جوز پوست بادام هر يك سه توله فوه قرطم ابهل بنفشه ترمس تخم كرفس تخم خرپزه هر يك نه ماشه انيسون هفت ماشه ريوند خطائى چهار ماشه در عرق مكوه و خارخسك و باديان هر يك پانزده توله جوش كنند كه به نيمه آيد ماليده و صاف نموده شربت دينار چهار توله داخل كرده بنوشند و سفوف پوست خيارشنبر دو مثقال به نبات برابر با عرق گوكهر و نيم پاو سريع الاثر است و كذا شير گاو نيم آثار روغن زرد هفت توله ترنجبين يا شكر سرخ نه توله و زن را بفرمايند كه تا سى قدم مشى كند به زودى بعده بر پاىها نشسته نفس بند كرده زور كند به جانب اسفل .
و اگر دير شود بايد كه لعاب بزر كتان و حلب و روغن كتان آميخته نيم گرم بر فم رحم سخت بمالند و اندك از آن در رحم چكانند و كذا كنجارهء بادام تلخ و يا حستهء شفتالو با پيه بط و مرغابى به روغن گل و آب برگ گندنا و كذا كنجاره سرشف به روغن كتان .
و اگر به هيچ تدبير برنيايد شورباى مرغ كلان مرغن شكم سير نوشانيده و دو عدد خشت نيم گرم نموده زير هر دو پا نهاده بر آن نشانده و بگويند كه دم فرو كشد و سعوط و دارشيشعان ريوند خطائى گل پنبه تربد سفيد هر يك هفت ماشه سنبل الطيب چار ماشه جندبيدستر سه ماشه و نيم به عمل آرند كه فى الفور بچه را بيرون مىآرد .
و اگر به مجرد شروع ماه چهارم از حمل هر شب شير گاو نيم آثار عرق كيوژه سه توله نبات يك و نيم توله وقت شب نوشانند و صبح خميرهء مرواريد علوى خان نه ماشه ورق طلا يك عدد و شربت ياقوت سه توله عرق بيدمشك نه توله استعمال فرمايند تا ماه نهم بعده غذاى شب موقوف كرده شير هر روز به قدر طاقت افزايند و روغن بادام شيرين چهار درم شروع كنند و تا چهار پنج روز بر اين اكتفا نمايند .
و اگر اسهال به هم رسد شير و روغن را هرگز زياده نكنند و الا هر روز همين قدر روغن بيفزايند تا نوبت بيست درم رسد . پس شير و روغن تا به روز زاييدن بايد داد و از اين تدبير بچه بىمشقت بزايد .
[ مسيحى ]
مسيحى گويد كه هر گاه عسر ولادت از سدد نقطهء نفس جنين باشد ارخاى عضو نمايند به ريختن روغن كنجد نيم گرم به طبيخ حلبه يا به آب مطبوخ خبازى يا آبى كه در آن تخم كتان جوشانيده باشند مع ماء العسل يا حامله را در آبزن آب مطبوخ بابونه و حلبه و بزر كتان و كرنب نشانند و گاهى دغدغهء قوى ؟ و به ادويهء معطسه و حبس نفس به قوت و دفع او به طرف مراق البطن نفع كند .
و اگر عسر ولادت به غشى و سقوط قوت انجامد بايد كه به شمانيدن اشياى خوشبو و نوشانيدن قدرى ماء اللحم كه بر آن اندكى شراب قوى انداخته باشند معالجه نمايند .
و اگر عسر ولادت از براز خشك محتبس در امعا باشد به حقنهء لين اخراج آن كنند .
و اگر به سبب شكل غير طبيعى خروج جنين باشد قابله را بايد كه گاه آن را دفع كند و گاه بكشد و گاه پيچد و گاه فرود آرد .
و اگر سببى باشد كه بچه زياده از واحد بود يكى را دفع كند و يكى را بيرون آرد . پس ديگرى را اين همه تدبير به ملايمت به كار برد بعده تلطف نمايد بر موضع روغن نيم گرم به مرات كثير بريزند .
و اگر عسر ولادت به سبب موت بچه باشد علاجش بيايد .
[ بوعلى ]
بوعلى مىنويسد كه چون وضع حمل قريب شود بايد كه دوام استحمام و آبزن كنند و افضل آبزن آن است كه خارج از حمام باشد تا ضعف وارد نيارد و عانه پشت و كنج ران به مثل روغن شبت و بابونه و خيرى و غيره چرب كنند و بر اعضا و مفاصل او بمالند و بر حمول خوشبو ادامت نمايند و در عجان و فم رحم او قيروطيات رفيقه و روغنهاى مرطبه و لعابات مرخيه و مثل شحوم ماكيان و مرغابى