فربه نيم گرم غير سرد كرده كه آن به حرارت اقرب است و خصوصاً چون فرج يا همه بدن مع فرج خشك باشد استعمال نمايند .
و بايد كه زنى كه آن را عسر ولادت باشد يك ماه پيشتر هر روز ناشتا از لعابات مثل لعاب بهدانه مع لعاب تخم كتان بنوشد و كذلك در ايام مخاص آب حلبه بياشامد و غذا از بقول ملينه و اسفيدباجات لحوم فربه و ماكيان فربه سازد و قوابض بر ايشان حرام بود و تبخير فرج به مشك و عطر كند .
و چون درد زه آغاز كند چيزى در مقدار كم و در غذائيت زياده بخورد و بر آن شراب ريحانى بنوشد و پس بايد كه زن ساعتى بنشيند و پايها دراز كند بعده ساعتى بر پشت بخوابد بعد از آن دفعتهء برخيزد و بر نردبان بالا رود و فرود آيد و آواز قوى دهد پس هر گاه اندك فم رحم بكشايد در كشادگى ازدياد نمايد بايد كه تزحر كند و تا ممكن باشد و خصوصاً هنگام شگافتن صفاق و تكليف عطاس نمايد و دهن خود حتى الامكان بكشايد و هواى بسيار داخل كند تا زيادهتر استنشاق آن نمايد كه اين تدبير اخراج جنين و مشيمه كند و بهترين چيزى كه بر آن هنگام وضع حمل بنشيند و كرسى و تكيه خلف او و اين بعد انتفاخ رحم بايد .
و اگر زن فربه باشد سرنگون باشد شود و سر فرود آرد و زانوى خود زير شكم داخل كند تا فم رحم او با فرج او ستورى گردد . بعده فرج او را ملينات مذكوره بمالد .
و بايد كه به انگشتها فراخ كند و بكشايد .
و چون اين به عمل آرند و شكم او را پخش كنند به سرعت مثل چار پايه بزايد .
و چون مشيمه ظاهر گردد و معلوم كنند كه بچه نزديك است و مشيمه به سبب غلظت خود نشگافد بايد كه به ناخن يا به آله در انگشت گرفته به ملايمت بشكافد تا اينچنين ايذا نرسد تا آنكه مشيمه بشگافد در رطوبت از آن سيلان نمايد و بچه بلغزد .
و اگر انشقاق مشيمه جلدى كند و جنين غير مواق منكب بر مخلص بود و مدت طول كند و فرج خشك گردد و مزلقات و قيروطيات رقيقه و لعابات و شحوم گداخته و سفيدى بيضه و زردى آن در فرج بريزند .
و تدبير كسى كه بر آن ولادت دشوار گردد به غير سبيل ادويه اين است كه چون ولادت متعسر گردد و آن را خوشبوهاى مطبوع قدرى قليل بشمانند اگر قوت ضعيف باشد ماء اللحم و اغذيهء قليل القدر مثل نيمبرشت و مانند آن بخورانند و قدحهاى شراب ريحانى خوشبو بنوشانند بعده بنشانند و تعديل مجلس او كنند .
و اگر زمستان باشد آتش بسيار روشن كنند .
و اگر تابستان بود ترويح آن نمايند و تا پهلو در آب نيمگرم مائل به اندك حرارت بنشانند و خصوصاً در آب قمقم كه در آن ده جزو پودينه جوشانيده باشند و مثافه از مثل بردارند و عانه و اعضاى ولادت و پشت او به قيروطيات و شحوم نيم گرم بمالند و خصوصاً اگر به سبب برودت باشد و كذلك لعابات و مزلقات استعمال كنند و گاهى احتياج به حقنه در فرج او گردد به طريقى كه زن به پشت بخوابد و تكيه زى سرين او نهند و پاىهاى او بلند دارند و رانهاى او تا ممكن باشد كشاده دارند دور آن مزلقات و غير آن به زرق بالغ و رانبوبهء كه طول او زياده از طول رحم باشد بريزند و ساعتى بگذارند تا آنكه زنان گواهى دهند كه فم رحم او كشاده شد و سيلان رطوبات آغاز كرد پس در آن هنگام عطسه آورند و بردارند و بر كرسى نشانند و امر كنند كه اسفل شكم او بيفشارند و تكليف تزحر دهند و خاصرتين او غمز نمايند پس آن مستلد بود و گاهى احتياج به كشادن فرج او از لولب افتد تا فم رحم او ظاهر شود و بكشايد .
و بايد كه بر آن اشكالى از اين طاح و بروق و بر پشت خوابانيدن تجربه نمايند و تأمل كنند كه در كدامى از اين اشكال سر بچه از فرج قريب مىگردد و ولادت سهل گردد و حذر نمايد از آنكه قابله سختى در قبول دور گذاشتن مزلقات به فرج او نمايد .
و اگر اين تدبير كفايت نكند به ادويه و بخورات استعانت نمايند .
و چون از صبح ادويهء مسهله ولادت از حبوب و غيره بخورانند و زن نزايد پس مىبايد كه وقت نيم روز مرق لوبيا و نخود به روغن كنجد بنوشانند .
و چون شام گردد چيزى از حمولات كه مذكور شود بردارند و بر آن خواب كنند .
و چون صبح شود به بعض بخورات و ذكر بايد تبخير نمايند و پس اعاده بر آشاميدن دوا كنند پس اگر فائده نشود و طلا به آب سداب و آرد شيلم سرشته بر پشت و ناف كنند .
و چون درد اشتداد نمايد و خصوصاً به سبب سردى در فرج روغن نهند .
تدبير زنى كه پاى بچه او قبل از سر خارج شود بايد كه تلطف نمايند و پاى را بازگردانند و تقلب او بمدارا كنند تا مستوى به قعود گردد و ساقهاى او اندك اندك بلند كنند تا سر او فرود آيد پس اگر چيزى از اين ممكن نبود بچه را به عصابها بر بندند و بيرون آرند پس اگر سواى قطع ممكن نباشد به طريق جنين ميت آن را به عمل آرند .
تدبير زنى كه بچه او بر پهلو بيرون آمدن خواهد اين قريب آن است كه مذكور شد و به برداشتن به سوى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 741
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٧٤١