تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
بالا مستوى سازند و به نشاندن و بازگردانيدن به آهستگى تدبير زنى كه بزايد و در رحم او ورم باشد بر آن قيروطيات و روغن‌ها استعمال كنند بعد از آن عملى كه براى زن فربه از هيئت ولادت و عسر آن مذكور شد به عمل آرند . تدبير زنى كه ولادت او به سبب بزرگى بچه دشوار بود بايد كه قابله در مثل اين جنين تمكن جيد كند و تلطف در جذب او اندك اندك نمايد . و اگر از اين خلاصى نشود بچه را به حاشيهء خرقه بربندد و يا به آهستگى اندك اندك بكشند . و اگر اين تدبير سود ندهد كلاليب استعمال نمايند و بدان بيرون آرند . و اگر اين نيز سودمند نشود به قطع خارج نمايند و تدبير جنين ميت به عمل آرند و تدبير زنى كه دشوارى زادن او به سبب موت بچه بود با ببرى شكل او كه بادى اميد حيات او نباشد بعد از اين جدا مذكور گردد . تدبير غشى آن بر چهرهء او آب بزنند اگر خوف بازگرديدن بچه نباشد و تقويت قوت او به شمانيدن خوشبو در دهن چكانيدن ماء اللحم به شراب و افاويه بايد كرد . ادويهء كه زادن آسان نمايد همه ادويه مخرج ديدان و حب القوع اخراج بچه نمايد . و چون زن پوست خيارشنبر چهار مثقال به خوردنى الحال بزايد و خورانيدن حلتيت و جندبيدستر بسيار نيكو است و خوردن دارچينى در تسهيل طلق و ولادت خيلى سودمند است . و ايضا طبيخ برگ خطمى رومى به آب و عسل زادن بسيار آسان كند و آب حلبه نيز تسهيل ولادت نمايد . و ايضا اين دوا بالغ النفع است بگيرند پرسياوشان سوده به شراب و اندك روغن حل كنند و بنوشانند و همچنين مشكطرامشيع و اين حب نيكو است دارچينى ابهل هر واحد ده درم سليخه هفت درم قرفه مر مكى زراوند مدحرج قسط تلخ هر واحد پنج درم ميعه افيون هر واحد دو درم مشك ربع درم حبها سازند و سه مثقال با دو اوقيه شراب كهنه بخورند و نزد من بهتر اين است كه وزن افيون را كم كنند و بر مقدار يك درم از آن اقتصار ورزند و اين حب ديگر نيز خوب است ابهل ده درم سداب پنج درم حرمل چهار درم حلتيت اشق فوه هر واحد سه درم حب سازند و سه درم با طبيخ مدر حيض مثل طبيخ ابهل يا مشكطرامشيع و يا با طبيخ لوبياى سرخ يا به آب سداب بخورند . و ايضا حب جيد ابهل دو درم حلتيت نيم درم اشق نيم درم فوه نيم درم و اين يك شربت است . و ايضا زراوند طويل و فلفل و مر مساوى حب سازند . شربت سه درم هر روز به اوقيهء آب ترمس و اين مسقط مسهل ولادت منقى رحم به قوت است و مثل اين است درد اين باب مقل ازرق و مرو ابهل برابر از آن بنادق ساخه بخورند اسقاط و تسهيل ولادت كند . و اين معجون بسيار نيكو است گويند كه مثل اين چيزى نيست بگيرند مرو و جندبيدستر و ميعه هر واحد مثقال ابهل نيم مثقال به عسل بسرشند شربتى دو مثقال و بهتر اين است كه با شراب كهنه بخورانند به غايت مفيد است . ضمادات و طليه طبيخ تخم حنظل و آب رطب او بهتر است و بدان آب سداب بياميزند و اندكى مر مكى در آن داخل كرده بر عانه تا ناف طلا كنند . حمولات قوى در فرود آوردن چيزى كه منفصل شود پشم پارهء در آب تخم حنظل و آب سداب آلوده بردارند و يا زراوند در صوف بردارند يا بخور مريم حمول كنند يا مويزج يا قثاء الحمار يا گندش و يا شيافه از خربق و جاوشير زهرهء نر گاو مساوى ساحته بردارند كه بچهء زنده مرده را فرود آرد . ادويهء كه بالخاصيت عمل كند بايد كه زنى را كه به دشوارى زايد بگويند كه در دست چپ خود مقتاطيس بگيرد و يا به خاكستر سم خر طلا نمايد كه به غايت نافع است يا تبخير بدان نمايد و همچنين سم اسپ و كذلك تبخير به چشم ماهى شور گويند كه اگر بسد بر ران راست بندند عسر ولادت را نفع كند . و گويند كه اگر اصطرك افريقى بر ران ببندند و آن را درد بهم نرسد . و گويند كه اگر زعفران سوده به آب سرشته از آن خرز سازند و تعليق بر آن نمايند مشيمه بيندازد . دخن تدخين آن عمر بسيار نيكو است . و ايضا به مر و قنه و جاوشير به زهرهء گاو سرشته از يك مثقال آن تبخير كنند و يا بگيرند گوگرد زرد و مرو سرخ و زهرهء گاو و جاوشير و قنه و بندقه ساخته بر آن بخور نمايند و تبخير از پوست مار يا سرگين كبوتر تسهيل ولادت كند و گاهى تبخير پوست مار بچه را هلاك كند و تبخير به جاوشير تنها و يا ؟ ؟ باز ولادت آسان كند .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد كه عسر ولادت هرگاه به سبب فربهى زن يا صغر رحم يا از ضعف قوت و اقصر باشد بايد زن را امر به كوشش در تزحر و طلق نمايند و پشت و زير ناف و شكم را به روغن شيرى و روغن كنجد و زيت نيم‌گرم بمالند و در آب مطبوخ حلبه و تخم كتان و بابونه و اكليل الملك كه نيم گرم باشد بنشانند و در بينى فتيلهء كاغذ داخل كرده عطسه آورند و قدرى آب پرسياوشان مطبوخ كه در آن عسل