تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
در قول

مسيحى

گذشت بدون شكر و عسل خوراك يك مثقال به آب سرد از قبيل اين و آن چه در آن صعتر و بابونه و حلبه و شبت و نانخواه و مانند آن افتد حقنه گرم كرده نمايند .

[ جرجانى و ايلاقى ]

جرجانى و ايلاقى گويند كه تا سخت ضرورت نباشد به دواى مسهل و فصد دليرى نشايد كرد و ضرورت آن وقت باشد كه در تن و رگهاى حامله اخلاط ردى بسيار بود و خون او فاسد شده و بيم بود كه زحمت و بوى اخلاط به و خرابى غذا بچه را تباه كند بدين سبب ضرورت تقليل اخلاط بد شود و ليكن به مدارا و تدبير و شربتهاى لطيف و به تفاريق بايد كرد و بهترين مسهل كه بدان دليرى توان كرد خيارشنبر است و به تدبيرها و غذاهاى لطيف تعديل مزاج كردن . و بايد دانست كه سبب قويتر و بيشتر در اسقاط رطوبات افزونى است كه بچه را بلغزاند و صواب آن بود كه پيش از آبستن به ادويهء مسهل مقلل رطوبات چون حب منتن و حب سكبينج تنقيه كنند و به ادويهء مدره چون ماء الاصول به روغن بيدانجير و روغن بادام تلخ رحم را پاك كنند و حقنها نيز در اين باب سودمند بود و نسخهء حقنه همان است كه در قول شيخ گذشت و بعد استفراغها و حقنهاى ديگر رحم را اين حقنه كنند و نسخهء او همان نسخهء حقنهء حنظل است كه در قول مسيحى گذشت و پنيرمايهء خرگوش پيش از مجامعت بردارند و در حال آبستنى ادويهء حافظ جنين كه در قول شيخ گذشت مرطوب را سود دارد و شياف كه از روغن بلسان و صعتر و نانخواه سازند پيش از حمل نافع بود و روغن بلسان تنها و نفط سياه سود دارد پشم پاره بدان تر كرده بردارند و دواى بيخ جاوشير كه در قول مسيحى گذشته سودمند است و بعد اسقاط به مقل و سپند و صعتر و خردل و علك البطم و زوفرا دود كننند تا خون كه در رحم مانده باشد سائل شود و غليظ و محتبس شده درد نيارد و باقى همان است كه در قول شيخ گذشت .

[ مجوسى ]

مجوسى گويد كه اگر اسقاط از اسباب خارجى بود بايد كه تحفظ و تحرز از اسباب مذكوره نمايند . و اگر از اسباب داخلى باشد و اين به سبب رطوبت مخاطى در رحم مزلق و مخرج بچه بود پس نگاه كنند اگر بدن از اين اخلاط ممتلى باشد قصد تنقيهء بدن از آن به ادويهء مفرده و مركبهء مسهل بلغم نمايند و ماء الاصول به روغن بيدانجير و روغن بادام تلخ براى تلطيف آن رطوبت بدهند . و ايضا اين دوا دهند حلبه و خارخسك هر واحد يك جزو تخم كرفس باديان هر واحد ده درم نانخواه پنج درم همه را در چهار رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد صاف كرده چهار اوقيه از آن با دو مثقال روغن بيدانجير بنوشند و حب سكبينج سه روز در هر روز مثقالى بخورند و دحمرثا يك مثقال و سنجرينيا نيم مثقال بدهند و دحمرثا دهند تا آن رطوبات را فانى گرداند و حقنهء رحم به حقنهايى كه مجفف اين رطوبت باشد و فرزجات كه همين عمل دارد بايد كرد و اين حقنه تنقيهء رحم از رطوبات و لزوجات آن نمايد و آن همان حقنهء حنظل است كه در قول مسيحى گذشت و اين بر درد رحم و رطوبت آن را نافعست . و ايضا به روغن زنبق كه در آن غاليه و خلوق حل كرده باشند حقنه كنند و بعد از آن حقنه به آب مورد و آبى كه در آن مازو و گلنار جوشانيده سك و رامك و غاليه اندر آن گداخته باشند نافع بود و اين فرزجه سودمند است روغن بلسان زرنباد درونج اظفار الطيب هر واحد دو درم باقى اجزا همان است كه در قول مسيحى گذشته ليكن در اين جا جاوشير نيم درم عوض بيخ آن است و مقدار مشك يك دانگ و قدر شربت هر روز نيم درم و اين دوا رحم را بر ضبط جنين قوى گرداند و از اسقاط به شراب ريحانى بخورند و اين سوف نيز نافعست و نسخهء او همان سفوف است كه در قول مسيحى گذشت ليكن وزن كرفس و زيره هر واحد هشت درم و شكر مساوى همه ادويه و شربت سه درم به شراب ريحانيست و جوارش عنبر و جوارش بنداويقون دهند و اين جوارش نافع است زرنباد و درونج هيل قاقله جوزبوا قرنفل نانخواه زنجبيل تخم كرفس خولنجان هر واحد سه درم زيرهء كرمانى يك شبانه روز در سركه تر كرده شش درم جندبيدستر نيم درم همه را باريك سوده به عسل كف گرفته بسرشند شربت يك مثقال . و اگر كثرت اسقاط به سبب ادرار طمث و افراط آن باشد بايد كه كهربا به گل قبرسى و سنبل الطيب و سعد مساوى شربتى يك مثقال ناشتا به آب سماق يا به شراب قابض بدهند و اين دوا نافع اين نوعست موم ده درم حرف تخم نعناع هر واحد درم باديان دو درم باقى اجزاى اين همانست كه در قول مسيحى در تدبير