تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
و ربيع شمالى سرد كم باران از پس او آيد زنان حامله كه هنگام ربيع بزايند بادنى سبب اسقاط كنند و بچهء ضعيف بزايند و اوجاع عارض هنگام اسقاط شديدتر از اوجاع عارض وقت ولادت باشد بهر آن كه زادن طبيعى است و اسقاط امر غير طبيعى و علامت اسقاط به نفسه اين است كه پستان بعد اكتناز لاغر شدن گيرد و هر كدام از هر دو پستان كه بعد اكتناز لاغر شود و حمل توام باشد بچه همان جانب ساقط شود و گرانى پشت و خاصره و سيلان طمث نيز نشان اسقاط است و افراط در ور شير و تواتر آن حتى كه پستان لاغر شود منذر است به آن كه بچه ضعيف است و در معرض سقوط و همچنين كثرت اوجاع در رحم . و چون در تپ چهره و چشم بسيار سرخ يا زرد شود و لرزه يا گرانى در سر پيدا گردد و ماندگى غلبه كند و در قعر چشم درد محسوس شود دلالت بر متوافى بودن اسباب اسقاط كند و اول حيض آيد پس اسقاط شود و همچنين اسباب قويهء اسقاط چون توافق نمايد بر آن دلالت كنند .

طريق تشخيص اسباب اسقاط :

اولًا حال عوارض خارجى و آلام نفسانى دريافت نمايند پس هر كدام از آن كه يافته شود سببش همان باشد و الا حال آلام و امراض بدنى و رحم معلوم كنند پس هر مرضى كه باشد سببش همان مرض بوده . ايضا اگر سيلان رطوبت از رحم و تهبج پلك و كثرت آب دهن و كسل و ترهل بدن بود سببش كثرت رطوبت رحم باشد . و اگر تمدد به غير تقل و با انتقال و ايذا به تناول منفخات و قراقر و نفخ و سوء هضم و انتفاخ عانه و اسقاط قبل از كبر جنين بود و سببش ريح باشد . و اگر تقدم كثرت امراض حامله و بسيارى استفراغات و جريان حيض و درور در شير در ابتداى حمل و عدم حركت يا ضعف حركت جنين بود سببش فساد حال جنين و ضعف آن باشد . و اگر سواى سخافت بدن هيچ مرضى محسوس نگردد سببش هزال زن باشد . و اگر علامات موت جنين كه در علاج اخراج جنين ميت خواهد آمد يافته شود سببش موت جنين باشد .

علاج

اگر به سبب عوارض خارجى باشد بايد كه از آن احتراز كنند . و اگر از اسباب بدنى بود به ازالهء آن كوشند به چيزهاى موافقه مثلًا اگر به سبب رطوبت باشد قبل از حمل عادت قى كنند و بعد از نضج به منضج بلغم تنقيه از مسهل بلغم و حب ايارج نمايند و دواء المسك حار و معاجين گرم بخورند و خوردن گلقند با مصطكى و عود نيز مفيد بود و از روغنهاى گرم حقنه كنند و استعمال ماء الاصول و شربت به زور و حقنهء منقى رحم و مجفف رطوبات نيز نافع است و از شوربا و فواكه و حمام مرطب پرهيز كنند . و اگر به سبب رياح غليظ باشد جوارش كمونى و مانند آن كه در علاج نفخهء رحم گذشت به كار برند و فرج و عانه و كمرگاه را به روغن سوسن و زنبق مالش نمايند و حقنه بدان كنند و بعد از نضج تنقيه از مسهل بلغم سازند و هر چه محلل رياح باشد و آن چه سوء مزاج بارد رحم را نافع بود مثل وضع محاجم نارى و غيره از حقنه‌ها و فرزجات و اطليه و مروخات گرم مفيد باشد . و اگر به سبب حبس حيض باشد علاجش به علاج احتباس طمث نمايند . و اگر به سبب لاغرى حامله باشد بعد از غذا حمام نمايند و هريسه در روغن گاو و شكر و شورباى چوجهء مرغ فربه خورند . و اگر سببى ديگر باشد ازالهء آن مع رعايت فصل و مزاج نمايند . تعليم : اين جمله علاج كه از قى و مسهل و حقنه و غيره گفته شد قبل از حمل به عمل آرند تا بعد از آن كه زن حامله گردد بچه به سلامت زايد و بعد از حمل تدبيرى كه براى حفظ جنين مسطور خواهد شد به كار برند . و اگر احياناً خون حيض جارى شود و ديگر اعراض اسقاط ظاهر گردد ادويهء حابس حيض كه در علاج كثرت طمث گذشت به كار برند . و اگر خون زياده آيد و عوارض اسقاط مثل درد كمر و غيره شدت كند در اين هنگام اصلًا به حبس آن نپردازند كه در آن خوف ضرر كثيرست بلكه مدرات حيض به عمل آرند تا خون بتمامه خارج گردد پس هر گاه اسقاط شود مىبايد كه گره بانس پنج عدد فلوس هفت عدد پوست اخروت دو توله دورهء كپاس دو توله پوست پهلى المناس يك توله در ده آثار آب بجوشانند هر گاه سوم حصه بسوزد آب آن را به جاى غذا و آب نوشانيده باشند و بعضى زنان پوست جوز و كلتهى و گل نرمه و بيخ نى جوشانيده استعمال ميكنند و روز چهارم كلتهى در آب جوشانيده آب آن را بدهند و دال آن را كه باقى مانده است وقت شام دهند و روز پنجم نان موتهه به قدر يك دو دام به خوردن دهند و به جاى آب عرق باديان و عرق عنب الثعلب يا عرق گاو زبان بنوشانند و بعد از چند روز نان گندم با دال موتهه خورانند و از روز بست و يكم اندك اندك روغن زرد شروع نمايند و به چهل روز پرهيز از همه چيز دارند و از اشياى بارده و هركات متعبه نيز پرهيز واجب است و گاهى بعد اسقاط براى ادرار رطوبات باقيه تخم شبت تخم گزر تخم خرپزه تخم قرطم تخم خيارين كوفته هر يك شش ماشه ابهل مشكطرامشيع هر يك دو ماشه گره بانس كاكنج هر يك چهار ماشه در نيم آثار آب جوشانيده گلقند دو توله داخل كرده داده مىشود . و اگر بعد اسقاط خون بند نشود و به ادويهء كه در علاج كثرت طمث مذكور شد علاج نمايند . و اگر بعد اسقاط ورم
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 729 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )