تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
روغن بلسان دو درم ترياق كبير يك نيم درم بيخ جاوشير يك درم زرنباد درونج زوفاى رطب اظفار الطيب هر واحد دو درم جندبيدستر دو نيم درم مشك دو دانگ ادويه خشك را بسايند و ترياق به روغن بلسان حل كرده مخلوط سازند دور پارهء پشم مقدار بندقه بردارند و هر روز دو درم از آن تا پنج روز بخورانند و اين سفوف براى حامله كه معده و كبد او ضعيف باشد و در آن رياح پيدا شود و اسقاط نمايد نافعست تخم كرفس زيره هر دو در سركه تر كرده بريان نموده هر واحد اوقيه نانخواه زنجبيل خولنجان هر واحد چهار درم جندبيدستر دو درم شكر بست درم كوفته بيخته يك ملعقه يا دو به شراب ممزوج بدهند و اين معجون براى حامله كه اسقاط كند مفيد است زرنباد درونج جندبيدستر سك و مشك حلتيت هيل‌بوا مازو طباشير هر واحد يك درم زنجبيل ده درم شكر بست درم به عسل قدر حاجت معجون سازند شربت يك درم به آب نيم گرم و باقى نسخها در تدبير حوامل بيايد .

[ شيخ ]

شيخ ميفرمايد كه حال تعلق بچه از رحم مثل تعلق ميوه از درختست . و چون خوف سقوط ميوه در ابتداى ظهور آن و در آخر نزديك پختگى و رسيدگى بيشتر بود همچنان خوف سقوط بچه نزد اول علوق و قبل از تولد شديدتر باشد پس واجب است كه در اين دو وقت از اسباب مذكورهء اسقاط پرهيز كنند و دواى مسهل و فصد منجملهء آن اسباب است بايد كه قبل از ماه چهارم و بعد از ماه هفتم از آن احتراز نمايند و فيما بين اين نيز الا در ميان اين سليمتر است و هنگام ضرورت قوى به سوى آن رجوع شوند و گاهى در بعض اين اوقات از اسهال و تنقيه خون آن چاره نباشد تا بچه به سبب سوء مزاج فاسد نگردد پس به رفق و تلطف استعمال نمايند . و ايضا گاهى قبل حمل حيض خوب نيايد و فضول حيض آن محتاج به تنقيه در آن باقى ماند و در اين وقت اگر تنقيه نكنند فساد او بچه را بكشد پس آن را نيز به لطف از منقيات ملايم پاك كنند و منقيات مشروبات نباشد و ليكن حمول بايد و ماوراى فم رحم حمول نكنند بلكه در گردن رحم نمايند و تنقيهء بدان در يك دفعه نكنند بلكه در دفعات كثير . و چون بر عورت خوف سقوط به سبب سوء مزاجات و اورام و قروح و ريح و غير آن باشد معالجهء هر يك بدانچه در بحث آنها مذكور شد بايد كرد . و اگر به سببى خارجى اسقاط كند و آن مزاج را نيز حركت دهد تعديل آن نمايند . و اگر غير آن باشد و مادهء حار را به سوى رحم مائل سازد و از آن خوف ورم باشد بر اوعات و بمالغات اورام و بدان چه از اسهال ممكن بود معالجه كنند . و اگر چنان نباشد بلكه از آن خوف لحوق الم و اذيت به بچه باشد كه آن را ساقط كند يا بكشد معالجهء آن به ادويهء حافظ جنين كه مذكور خواهد شد بايد كرد و اما براى زلق بچه از رطوبات كه آن اكثر بود بايد كه در وقت حمل حقنهء ملين مخرج زبل به عمل آرند بعده زراقات و مدرات بول و حقنهاى منقى رحم استعمال كنند و تدبير جيد بهر اين آن است كه ماء الاصول به روغن بيدانجير يا طبيخ خارخسك و حلبه به روغن مذكور بنوشانند و در هر ده روز اندك از حب منتن و ايارج جالينوس بخورانند و اين حقنه براى اين و رياح نيكو است بگيرند صعتر و ابهل و نانخواه و كاشم و شاخ شبت و بابونه و سداب و خارخسك و حلبه هر واحد يك مشت و در سه رطل آب بجوشانند تا نصف بماند و كمتر از رطل از آن بگيرند و بر آن هر يك استار روغن رازقى و سكرجه روغن كنجد انداخته حقنه كنند و هر روز مثل اين تا چهار روز به عمل آرند و از اين قبيل است حقنهء حنظل و روغن سوسن و آن در قول مسيحى گذشت و او براى ازلاق رطوبى عجيب است و بعد مثل اين استفراغ بايد كه روغنهاى خوشبو گرم به طريق مالش و زراقه و حمول در صوف به كار برند و معاجين كبار و دواى كاسكينج و دحمرثا و سنجرينيا يك بار در هر سه يا پنج روز استعمال كنند و همچنين دواء المسك و دواء البزور . و ايضا بگيرند قشور كندر و سعد هر دو كوفته هر يك يك جزو و مر نيم جزو در سه اثار آب بجوشانند تا چهارم بماند صاف كرده به چهار اوعيه از آن در هر سه روز حقنه كنند بعد از استفراغ رطوبت چنانچه قبل آن گذشت و از بخورات جيده مقل و علك البطم و اشق و شونيز مجموع و مفرد است بعد تنقيه استعمال كنند و حمول سنبل و زعفران و مصطكى و مر و مشك و جندبيدستر و مقل و مانند آن در روغن ناردين يا پيه مرغابى يا پشم سبز بردارند و بعد از آن چه تقديم او واجب است پنيرمايهء خرگوش حمول كنند و ادويهء حافظ جنين در شكم مادر چون آفتى از مزاج حار دو درم و مانند آن نباشد آن ادويه قلبيه است مثل زرنباد و درونج و بهمنين و مفرح ياقوتى و دواء المسك و مثروديطوس و اين دوا منع اسقاط كند اجزاى آن همان معجون است كه
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 731 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )