زير ناف محسوس گردد به سبب آن كه بعد از اسقاط اكثر ورم در رحم مىشود غذا موقوف داشته هنگام بيقرارى اشتها آب گوشت بى روغن يا آب موتهه بدهند و به جاى آب عرق مكوه و برگ شبت و برگ عنب الثعلب سبز پخته به روغن گل ضماد زير ناف سازند .
و اگر تپ و ورم رحم عارض شود و دندان هم بند گردد فصد باسليق كنند و عناب پنج دانه گل بنفشه پنج ماشه بهدانه سه ماشه جوشانيده شربت بنفشه دو توله خاكشى چهار ماشه دهند و به جاى آب عرق مكوه .
و اگر تپ و جوشش دهن و تهبج چهره ظاهر شود خميرهء گاو زبان هفت ماشه شيرهء تخم كاسنى شش ماشه شيرهء عناب پنج دانه شربت نيلوفر دو توله خاكشى چهار ماشه بدهند .
ذكر ادويهء مفرده و مركبه كه جنين را از اسقاط نگاه دارد :
و تعليق اكتمكت در جلد خروف بر عانهء حامله و كذا تعليق مرجان بر حامله و كذا زهد البحر و خوردن لبلاب كه گل او سفيد باشد هر واحد در حفظ ولد از سقوط مجرب سويدى است و تعليق كهربا سه مثقال بر حامله و كذا فرفيون و كذا ياقوت و كذا چيزى شبيه به استخوان كه در قلب نر گاو يافته مىشود و كذا سنگ آسيا به قدر جوزه و كذا درونج در طول او سوراخ كرده و رشته ريسيده حامله در آن انداخته و كذا اصابع السفر و ادمان اكل برنج و فرزجه كسيلا نيم درم مثل غبار سوده به زيت خوشبو سرشته و جلوس در طبيخ آس و خوردن صمغ بادام هر واحد منع بچه از سقوط مىكند آبزن مانع از اسقاط حمل صندل سفيد نيم كوفته برگ نيلوفر تخم مورد اقاقيا هر يك سه درم گلنار چهار درم گل سرخ ده درم .
ايضا قوى تر از اين و معين بر حمل گل سرخ هفت درم گلنار كزمازج هر يك پنج درم برگ مورد خشك چهار درم شب يمانى پوست انار مازو هر يك سه درم در آب به قدر حاجت بجوشانند تا نصف بماند در ظرفى ريخته بنشانند جوارش كه در منع سقوط جنين و دفع رياح رحم مجرب است بسد يك درم دارچينى دو درم ابريشم مقرض دانهء هيل زعفران قرنفل هر واحد يك درم جندبيدستر يك نيم درم در جوارشى كه در قول ابن الياس خواهد آمد اضافه كرده حامله را استعمال كنانند .
ايضا جوارش به جهت دفع رياح و سقوط اشتها و منع اسقاط از سيلان حيض در رطوبات بلغميه كه به سبب ضعف معده كثرت آن مىشود نافع است مرواريد ناسفته چهار ماشه عود غرقى مصطكى عود صليب زرنباد قاقلهء صغار بيخ انجبار حب آلاس هر واحد يك نيم درم گل سرخ يك نيم توله پودينهء خشك ابريشم مقرض ورق نقره هر يك يك درم مازو سبز بى سوراخ آملهء منقى هر يك سه درم با سكنجبين ساده يك وزن شيرهء گلقند دو وزن به طريق مقرر معجون سازند معجون به جهت زنان حامله كه عادت اسقاط داشته باشند همواره معمول است و اعانت بر حمل هم مينمايد برادهء عاج فوفل شاخ گوزن سوخته گلنار ابريشم مقرض هر يك يك مثقال مرواريد ناسفته مرجان بسد يشب سفيد گل سرخ گل ارمنى گشنيز خشك عود هندى مصطكى زرنباد كبابهء چينى هر يك دو مثقال كوفته بيخته به شهد خالص و شيرهء آملهء مربى هر يك سى مثقال سرشته معجون سازند .
و اگر مانعى نباشد كافور قيصورى به قدر حاجت آميزند و حامله را از شروع ماه دوم هر روز يك مثقال بخورانند به حفظ الهى از اسقاط ايمن باشد .
و معجون حافظ الجنين علوى خان نيز در اين باب مجرب است و دواء المسك كه اطبا آن را ممسك الحمل گويند و شربت سيب و حلواى سپيارى پاگ هم نافع .
و اگر جنين از كثرت حركت زن متحرك گردد و خوف سقوط آن باشد كندر دو درم باريك سائيده به آب برنج سائهى بخورانند كه اعراض سقوط را ساكن گرداند و مجرب سرهندى است و گفته كه اگر به سبب غم اين عارضه شود بايد كه مفرحات قابضه خورانند و احتقان به قوابض و شرب شربت انجبار و ترياق فاروق و مثروديطوس و فلونياى نو به ماء اللحم نافع است دواى هندى اگر هنگام خوف اسقاط حمل دهند از افتادن آن ايمن سازد و ملئهى لوده پئهانى آمله مساوى كوفته بيخته به قدر نيم دام در سه دام شير يز كه نيم دام شهد آميخته باشند بنوشانند
اقوال حكما :
[ مسيحى ]
مسيحى گويد كه اسقاط اگر از تسلط رياح بر ارحام باشد بايد كه روغن بيدانجير به ماء الاصول بنوشانند و حب سكبينج و حرف بريان به ابهل و تخم كرفس و دحمرثا و سنجرينيا و جوارش مرتب از جندبيدستر و زرنباد و درونج و نانخواه خورانند و حقنها و حمولات معمول از صعتر و نانخواه و روغن بلسان و شونيز و مقل به عمل آرند .
و اگر مرض از كثرت رطوبت مزلق جنين باشد اول تنقيهء جميع بدن از رطوبات كنند بعده تنقيهء رحم به اين حقنه نمايند بگيرند حنظل برى معتدل در بزرگى و سر او بريده تخم او بيرون كنند و روغن سوسن پر نموده پوست او بالاى دهن نهاده به خمير آرد و يا گل درگيرند و بر اخگر نهاده بپزند تا يك جوش خورد يا دو جوش پس برداشته روغن از آن برآورده صاف كنند و نيم گرم بدان حقنهء رحم نمايند و اين دوا براى زنى كه آن را امتلا و رياح بسيار باشد و حامله نشود .
و اگر حامله شود اسقاط كند نافع است