تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
گويد كه سبب حدوث رجا تولد ورم صلب است پس در صفاقات رحم رياح بارد غليظ جمع شود و در آنجا محتقن گردد . و اگر مبادرت به علاج نكنند مؤدى به استسقا شود و در اين علت جميع اعراض حمل عارض شود مگر حركت كه در اين جا حركت مثل حركت جنين نباشد . و چون حركت دهند از موضعى به موضع ديگر حركت كند . و چون نه ماه بگذرد از آن رطوبات و رياح غليظ خارج شود و گاهى زن به جهد و شدت قطعهء لحم كه آن را صورتى نباشد بزايد و از اين مرض خلاص يابد . و سيد هاشم مينويسد كه رجا دو نوع است يكى حقيقى و دومى آن است كه در آن مشابهت به حمل از وضع جسم لحمى كه در رحم متولد شود و حركت جنين و مانند آن شديد باشد دوم غير حقيقى و وى آن است كه اين مشابهت در آن قليل بود و مختص به هيئت اعضا از انتفاخ شكم و تغير رنگ و غير آن باشد و در شكم حركت مثل حركت جنين نبود و رحم جسم لحمى نباشد تا بزايد بلكه در آن جسم ريحى باشد كه حركت به غير حركت جنين كند . و نفيس گفته شنيدم كه زنى اندر اين مرض جنين به صورت سنگ پشت بزاد و چند ساعت حركت همىكرد و ديگرى به صورت خروسى كه هر دو بازو داشت زائيده . و مؤلف اقتباس مشاهده كرده كه زنى نور باف بچه صورت بوزنه زاييده بود كذا قال ارسطاطاليس و كنيزكى به صورت فيل زائيده كذا قال فولس . و ايضا فولس به صورت سگ و ابو ماهر به صورت خنزير و جالينوس به صورت بز و گربه ديده و در قريه قريب رامپور حرسها الله عن الشرور زنى چهار مار زائيده بود . بالجمله سختى شكم زياده‌تر از شكم حامله و ورم دست و پا مثل صاحب سوء القينه و كثرت آروغ و سوء هضم و قراقر و احساس حركت او پيش از حركت جنين از علامات خاصهء اين مرض است و وقت حركت پسر بعد از سه ماه و دختر بعد از چهار ماه بود و سبب اين مرض با كثرت انصباب مواد بود يا اشتمال رحم بر منى زن فقط و يا ورم صلب رحم موجب احتباس حيض و يا رياح غليظ محتقن در طبقات رحم .

طريق تشخيص اين اسباب :

اگر در رحم صلابت محسوس شود پيش از آن اعراض ورم حار رحم از صداع و الم و تپ و غير آن بوده باشد سببش ورم صلب باشد . و اگر در نواحى رحم حرارت معلوم شود و پيش از حدوث رجا سوء مزاج حار در رحم واقع شده باشد سببش انصباب مواد بر رحم بود . و اگر با انتفاخ و تمدد و علامات استسقاى طبلى بود سببش رياح غليظ باشد . و اگر هيچ يك از اين علامات مدرك نگردد سببش جماع و اشتمال رحم بر منى زن باشد .

علاج

بعد از نضج به منضج بلغم از مسهل آن و حب ايارج تنقيه كنند و معاجين گرم كاسر رياح استعمال نمايند و ترياق اربعه با مدرات مثل طبيخ ترمس و ابهل و مشكطرامشيع و غير آن كه اخراج جنين ميت نمايد مفيد بود و يا مشكطرامشيع باديان پر سياوشان هر يك چهار ماشه تخم خرپزه خارخسك تخم كاسنى هر يك شش ماشه جوشانيده شهد خالص يك نيم توله داخل كرده بنوشند و گاهى خار شتر فوه الصبغ هر يك چهار ماشه عوض باديان و تخم كاسنى و به جاى شهد شربت بزورى دو توله كرده مىشود . و استعمال ديگر مدرات حيض از مشروبات و حمولات و محللات ريح از كمادات معمول از خاكستر و ريگ گرم كرده و ضمادات مرتب از زيره و صعتر و قردمانا و بابونه و جاوشير به آب كرفس و مروخات مثل روغن ياسمين و خيرى و سداب از جملهء تدابير اين مرض است . و اگر سببش صلابت رحم باشد معالجهء آن به اشياى ملينه بعده به جمله از آنچه در علاج ورم صلب رحم گذشت بايد كرد . و اگر سببش انصباب مواد حار و امتلاى دموى بود فصد باسليق و صافن كنند و بعد زوال حرارت به دستور نضج ماده و تنقيهء مكرر نموده معاجين و ادويهء مذكوره به عمل آرند . و اگر سببش ريح غليظ باشد شربت به زور به ماء الاصول دهند و ضماد و معجون و حقنه و شافهء كاسر رياح استعمال نمايند و آن چه در علاج استسقاى طبلى و قولنج ريحى و نفخهء رحم مذكور شد به كار برند . و اگر سببش جماع باشد هر چه براى اخراج مشيمه و جنين گفته آيد به كار برند .

ذكر بعض ادويهء نافع مرض رجا :

اگر دو درم ابهل با يك قدح آب يك هفته زن بنوشد جنين و رجا را ساقط نمايد . و اگر به آب ابهل قرص مر بخورد همين نفع دارد و طبيخ ابهل يا طبيخ سداب يا طبيخ حلبه نيز مفيد است و شب يمانى بر سفال نهاده بر آتش و گذارند در حين جوش آن زرنباد باريك ساخته بپاشند و به هم آميخته فرود آرند و مقدار طول خنصر و باريكتر از آن شياف ساخته يكى از آن در رحم بدارند به طورى كه سه حصه شافه در رحم بود و يك حصهء آن بيرون و تا سه روز نهاده دارند و از الم و وجع خوف نكنند كه روز سوم آن چه در رحم است بالكل برآيد