تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
و غذا لحوم طيور و پايچهء بره بطور اسفيدباج و زيرباج و مطنجن و مشوى و آن چه با مصالح لطيف مثل زيره و كرويا و دارچينى و خولنجان ساخته باشند بدهند و از اغذيهء غليظه و بارده منع كنند . و چون اين مرض طول كند و با وى احتباس حيض باشد بايد كه فصد صافن كنند و فصد در ابتداى مرض هر گاه آثار غلبهء خون مثل عطم نبض و امتلاى عروق و سرخى رو و بدن ببينند به عمل آرند و امر به فصد صافن يا باسليق و حجامت بر قطن و مراق البطن و ساقين كنند و در اسخالت از تناول اشياى مسخنه منع كنند و هر گاه اين مرض عورت حامله را عارض شود و اسهال و قصد استعمال نبايد كرد ليكن هر گاه در آنجا حرارت نباشد امر به مالش روغنهاى گرم محلل مثل روغن سوسن و بان و خلوق و مانند آن كنند . و چون زن بكر باشد بايد كه تزوبج او نمايند . و اگر به بعد العهد از جماع باشد امر به جماع كنند كه جماع منى محتقن در اوعيه خارج كند و سدد عارض از آن بگشايد و مرض بدان زائل گردد و اين فرزجه نافع اين مرض است پيه بط و موم هر واحد شش اوقيه باقى اجزاى اين همان است كه در قول ابو سهل گذشته مگر در اين جا پيه ماكيان در روغن بلسان هر واحد سه اوقيه عوض روغن سنبل است و نسخهء فرزجهء دوم نيز همانجا مرقوم شد مگر در اين جا روغن به آن شش اوقيه در آن زياده است و اين ضماد نافع اين مرض است زيرهء سياه قرومانا تخم كرفس هر واحد يك جزو بورهء ارمنى و فلفل سياه هر واحد نيم جزو باريك سائيده موم پنج درم روغن ياسمين پيه ماكيان هر واحد يك اوقيه گداخته ادويهء مسحوقه آميزند و مرهم ساخته بر عانه ضماد نمايند . و ايضا مقل ازرق و صبر و ميعهء سائله و لادن و حب الغار و سيساليوس هر واحد پنج درم حماما و مصطكى و سنبل و زعفران هر واحد دو درم اشق و مر هر واحد سه درم ادويهء سائيدنى را سائيده و گداختنى را به روغن ناردين يا روغن ياسمين گداخته بياميزند و بر عانه و زير ناف ضماد كنند و ضماد فليسر عنس در اين باب نافع است چون به روغن بابونه يا روغن شبت يا روغن سوسن مخلوط سازند و اين حقنه در اين علت نافع است اكليل الملك و بابونه و برنجاسف و مرزنجوش و شيح و افسنتين رومى و پودينهء كوهى و شبت و حندقوقى و نمام و تخم كرفس و انيسون و باديان و حلبه و تخم كان هر واحد كف در آب زياده از آن كه ادويهء را بپوشاند خوب بجوشانند و از آن آب چهار اوقيه بگيرند و بر آن روغن خلوق و روغن بابونه و روغن شبت هر واحد نيم اوقيه انداخته نيم گرم بدان حقنهء رحم نمايند .

[ جرجانى و ايلاقى ]

جرجانى و ايلاقى مينويسند كه نگاه كنند اگر علامات غلبهء خون ظاهر بود رگ باسليق و رگ صافن كشايند و در باطن ران و بر ساق حجامت نمايند و در طبيخ بابونه و بنفشه و اكليل الملك و مرزنجوش و ليلاب نشانند و روغن بنفشه و روغن سوسن به هم آميخته بر زهار و حوالى آن مالند و به پشم پاره بردارند و رحم را به بخور خوشبو به قمع دود كنند و آب تخمهاى مدره دهند . و اگر سبب مرض خلط غليظ و نايافتن جماع باشد تدبير لطيف كنند تا طبيعت ماده را تحليل كند و اعضاى اسفل ببندند و بمالند و اطراف به طبيخ بابونه و شبت و اكليل الملك و غير آن بشويند و در حالت حركت مرض از اين ران تا به قدم بربندند و پايها در آب گرم نهند و نمك و خردل بمالند و بوى ناخوش چون جاوشير و سكنبيج و غير آن كه مذكور شد و بخورهاى ناخوش چون قير و تخم گندنا و سم اسپ و مانند آن بسوزند و در طبيخ انجدان و قيصوم و حلبه و كرنب و سپند و شبت و اكليل الملك و تخم كرفس و سعد و محلب و قسط و برگ غار و بابونه و اذخر و سداب و نانخواه و عاقرقرحا و سليخه و پودينه و مانند آن نشانند و بدان تكميد كنند و نطول نمايند .

[ ابن الياس ]

ابن الياس گويد كه هر صبح جلاب از باد رنجويه و باديان هر واحد سه درم و از گلقند عسلى ده درم بدهند و غذا مزورهء نخود سازند . و اگر قبض باشد تليين طبيعت به سنا و شكر سرخ كنند . و چون اثر نضج ظاهر شود و تنقيهء بدن به اين حب كنند ايارج فيقرا يك درم حب النيل نيم درم غاريقون نيم درم شحم حنظل مقل مصطكى هر يك يك دانگ تربد يك درم انيسون نيم درم صبر سقوطرى يك درم كوفته بيخته به آب باديان سرشته حب سازند و صبح فرو برند و تا آخر روز بر آن صبر كنند تا اسهال نيك كند . و اگر از اين معالجه علت زائل نشود و مكرر اعادهء مسهل كنند و تنقيهء بدن با ايارجات كبار نمايند و فرزجهء به ورق كه در قول ابن عباس گذشت به كار برند بعده ترياق و دحمرثا خورانند . و اگر سبب اين مرض عدم جماع باشد تزويج نمايند و هر صباح جلاب از تخم سداب و تخم فنجنكشت هر واحد سه درم و از برند بعد ترياق و دحمرثا خورانند . و اگر سبب اين مرض عدم جماع باشد تزويج نمايند و هر صباح جلاب از تخم سداب و تخم فنجنكشت هر واحد سه درم و از شكر سفيد ده درم بدهند و يا هر صبح شربت افسنتين ده درم در آب گرم حل كرده بنوشانند و مريضه را در آب مطبوخ شبت و برگ نمام و حسك و غيره كه در قول مذكور مسطور شد بنشانند و بر قطن و عانه و خاصره و نواحى ناف روغن خيرى و نرگس و نمام بمالند و غذا به مزورهء نخود مع لحوم قدرج و كبك و ماكيان به دارچينى و زيره