موجب قلت تولد خون و يا از كثرت استفراغات به ادويه و خصوصاً استفراغات خون از رعاف يا بواسير يا جراحت و غير آن و يا از كثرت رياضات محلل مفرط و امراض طويل و يا به سبب مرض كه در صدر يا مقعد يا طحال و جز آن باشد .
الحاصل اكثر سبب اين مرض سده مىباشد و گاهى قلت خون و اسباب اين هر دو همان است كه مذكور شد .
شيخ الرئيس و تابعان او مينويسند خون حيض كه براى خروج به سوى رحم رود چون منفذ نيابد عود كند .
و چون تكرار اين شود در بدن منتشر گردد و امراض بسيار پيدا كند امراضى كه از احتباس حيض عارض شود از آن جمله اختناق رحم است و ميلان رحم و اورام رحم حار و صلب و عقر و اورام احشا و امراض معده مثل ضعف و هضم و سقوط اشتها و فساد آن و غثيان و تشنگى سخت و سوزش فم معده و امراض رأس و عصب مثل صرع و صداع و ماليخوليا و فالج و امراض صدر مثل سرفه و ضيق النفس و اكثر امراض جگر مثل استسقاء غير آن و بدان رنگ روى و سحنه متغير شود .
و ايضا عسر بول و احتباس آن و درد كمر و گردن عارض شود و بدن گران گردد و لاغر شود و قشعريرات و حميات محرقه و درد چشم و گوش و بينى و خراج در كنج ران به هم رسد و گاهى كلام متعسر گردد و قلق و كرب عارض شود و گاهى جميع بدن و قطن ورم كند و گاهى زنى كه حيض او محتبس شود چون در مزاج قوى الخلقت باشد مشابه مرد گردد و موى او زياده گردد و مثل ريش بيرون آيد و آواز او خشن و غليظ گردد پس بميرد و گاهى قبل موت حالى به هم رسد كه با وى ادرار و حيض او ممكن نبود پس واجب است كه در علاج اين مرض به سرعت كوشند تا از آفات ديگر مصون باشند .
طريق تشخيص اسباب اين مرض :
اولًا از مريضه حال وجود مرضى از امراض مذكوره مثل ورم و ميلان و رتق و انقلاب رحم ضعف جگر يا سدهء آن يا مرضى سينه يا مقعد يا طحال بپرسند اگر اقرار يكى از اينها نمايد سببش همان مرض باشد و الا حال تقدم حدوث قرحهء رحم و يا استسقاء حمل و يا رسيدن ضربه و سقط بر رحم و يا تقليل غذا و يا كثرت استفراغ خون و يا كثرت رياضت سوال كنند اگر تقدم يكى از اين اسباب بيان كند سببش همان باشد .
و اگر اين هم نباشد پس دريافت نمايند اگر به طور تفاوت نبض و كثرت بول و سفيدى و غلظ آن بلغميت براز و خواب گران و تحير در آن و سفيدى رنگ بدن و ترهل آن و سبزى رگها و سردى آن و كثرت آب دهن بود سببش برودت يا غلظ خون باشد .
و اگر التهاب و تغير رنگ و كرب و خفقان و ثقل عانه و انتفاخ عروق و جفاف رحم و ديگر علامات حرارت مدرك گردد و سببش حرارت باشد .
و اگر هزال بدن و خلاى عروق و خشكى فرج و رحم و ديگر آثار يبوست يافته شود و سببش يبوست باشد .
و اگر با وجود سخافت بدن ضعف و زردى رنگ و تقدم اسباب قلت خون معلوم شود و سببش قلت خون باشد .
و اگر زن بسيار فربه بود سببش فربهى مفرط باشد .
علاج :
آن چه از مرضى ديگر باشد علاج امراض نمايند بدان چه در باب هر يك مسطور است و به ازالهء سبب ديگر پردازند .
و اگر از برودت و غلظ خون و فربهى مفرط بود ماء الاصول و ادويهء مدره حاره بدهند و اين مطبوخ معمول است پوست خيارشنبر مشكطرامشيع پرسياوشان قند سياه كهنه در آب جوشانيده صاف نموده بنوشانند و نوشيدن مدرات ديگر نافع بود و قرص مرور تسخين رحم قويتر است و مادهء غليظ را بقى و مسهل بلغم و حب ايارج خارج نمايند و رگ صافن و مابض كشايند و ملطفات استعمال كنند و به طبيخ ادويهء ملطفه مثل شبت و مرزنجوش و پودينه و سداب و بابونه و اكليل الملك و صعتر آبزن سازند .
و اگر به سبب حرارت باشد مدرات بارده دهند و شيرهء خرفه با شربت بزورى بارد سود دارد و از شيرخشت و سماق و نبات و مغز تخم كدو و خيارين و باديان كوفته به عسل و زردهء تخم مرغ فرزجه سازند و چند روز بردارند .
و اگر به سبب يبوست باشد مرطبات استعمال نمايند و ماء الجبن و عرق شير نعم المرطب است .
و اگر سببش قلت خون باشد اغذيهء جيد الكيموس چون بيضهء نيم برشت و شورباى گوشت مرغ فربه و گوشت بزغاله خوراند و شير و شيرينى بيشتر دهند و در عيش عشرت مشغول دارند و خواب و راحت و سكون اختيار نمايند و حمام مرطب فرمايند .
ذكر ادويهء مفرده و مركبهء يونانيه كه مدر حيضاند :
گزر دشتى شرباً و حمولًا و كذا پنج عدد تخم بيدانجير باريك سائيده در شب بر ناف ضماد كردن و كذا شرب سركه و ثمر فاوانيا و كذا خوردن قفر اليهود و جندبيدستر مساوى دو درم و كذا شراب كهنه و جندبيدستر و كذا شرب و حمول كبابه باريك سوده به شراب يك ساله سرشته و كذا فرزجهء مغز جوز سوخته به شراب سرشته كذا جندبيدستر نيم درم پودينه برى يك درم بعد تنقيهء بدن از مسهل خوردن هر واحد براى ادرار حيض مجرب سويدى و غيره است .
و اكل سقنقور و بقلهء حندقوقا و كرنب و لوبياى سرخ و شلجم و نخود سرخ يا سفيد و حب الصنوبر كبار و حب البطم و جيرجير و شرب كرويا و كذا حلتيت به مر و فلفل و كذا تخم ترنج دو درم و كذا نقوع كنجد مع پوست