تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
سازند و يا هر صباح باح ماء الاصول با يك درم شرويطوس بخورانند و يا معالجه بقى نمايند و از آب گرم كه در آن شبت و تخم ترب و كنكرزد و تخم خربزه پخته باشند و بعد فراغ از قى و تنقيهء قلاياى متوبلهء مبزره يا مطنجنه از كرويا و دارچينى و خولنجان و از فواكه تر و شيرهء و دوغ و ترشى و بقول و جميع اغذيهء بارده غليظه احتراز كنند . و اگر سبب حدوث اين مرض احتباس حيض باشد هر صبح جلاب از پر سياوشان و مشكطرامشيع و باديان و تخم سداب هر واحد سه درم با شكر سفيد ده ردم بنوشانند و فصد صافن و باسليق كنند و اين فرزجه به عمل آرند ميعهء اشق صمغ بادام مصطكى هر واحد پنج درم زعفران نيم درم پپيه مرغابى روغن ناردين هر واحد ده درم پيه را به روغن گداخته ادويه كوفته بيخه بدان آميزند و يا اين ضماد به كار برند سنبل مصطكى مقل ميعهء سائله لادن هر واحد پنج درم سيساليوس حماما هر واحد سه درم روغن ناردين ده درم ادويه را سائيده به روغن آميزند و بر عانه و اسفل ناف ضماد كنند و يا اين حقنه به عمل آرند چون مرض ثابت بود و به اين علاجات زائل نشود تخم كرفس انيسون باديان هر واحد سه درم تخم نمام بزر كتان هر واحد ده درم همه را خوب بجوشانند كه آب او پنجاه درم بماند و از آن بيست درم گرفته روغن خلوق و روغن بابونه و شبت هر واجد پنج درم در آن ريخته نيم گرم بدان حقنهء قبل نمايند .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه چون از غشى افاقه شود غرغره به سركهء عنصل ناشتا كنند و فصد صافن نمايند . و اگر عالقى نباشد و هر صبح طبيخ بادرنجويه و باديان گاو زبان هر يك يك درم با ده درم گلقند بنوشانند و اين فرزجه نافع اين مرض است كمون به ورق فلفل مساوى سوده به عسل سرشته بردارند و مريضه را در آبزن بنشانند و روغن بان مخلوط به سليخه و عاقرقرحا و فلفل گرد ناف اول بمالند و از اشربهء نافعه در اين علت شربت اصول يا ماء الاصول است و شرب شراب مسك يا غاريقون نافع بود . و اگر سبب اين مرض احتباس حيض باشد به مدرات علاج كنند و فصد صافن كنند نه باسليق . ثابت گفته كه فصد صعلب اختناق الرحم نكنند . و اگر فصد واجب بود فصد از ساعد نكنند كه اين در جميع امراض رحم ردى است .

[ بقراط ]

بقراط گويد كه اختناق رحم زنان حامله را عارض نشود و گفته عطاس حل اختناق الرحم كند . و ابن ماسويه گفته كه يكى از علاجات اختناق رحم بعد نوبت حجامت قطن است كه استيصال آن كند و يا نهادن محجمه زير ناف كه اين جذب رحم به اسفل كند . و جالينوس گويد كه گاهى اين مرض به ندرت مردان را عارض گردد . و محمد ذكريا گفته كه چون انسان را بينند كه تغيير التوا صرع كند و نفس او مفقود گردد و آن همين باشد پس امر به جماع كنند و چنان دائم كه كودكان را بسيار حادث شود و گويند كه اگر به اين ادويه افاقه نشود در حلق او پر مرغ انداخته حركت دهند كه به هوش آيد .

[ ابو منصور ]

ابو منصور گويد كه وقت هيجان مرض بر پستان محجمهء بزرگ نهند و دواء الكركم به آب كرفس مطبوخ دهند و هر گاه وسوسه بدان هيجان كند به مقل و حرمل و علك الانباط مساوى تبخير نمايند و قى كنانند و به سركهء اسقيل غرغره نمايند و دحمرثا يك مثقال به آب مربا خورد و فنجنكشت بخورانند و بعد تنقيهء روغن بيدانجير به اين ماء الاصول دهند بيخ كرفس بيخ باديان بيخ اذخر برنجاسف انيسون مصطلكى حدبه خارخسك جوشانيده استعمال كنند .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد كه در حال نوبت حلتيت ببويانند و از چيزهايى كه آن را نافع بود خوردن ارزو و نشتن در آب او است و كذا سداب و شحم خردل و حمول زياد و بخور به موى بز . و گويند كه چون وقت جماع زن بالاى مرد برآيد از اختناق صحت يابد و از تدابيرى كه از آن خلاص گرداند گهواره است و جلوس بر مثل كرسى و نزول از نردبان و امثال آن و از آن چه زن را در اين مرض اندازد و جماع بلاملاعبت و اخراج ذكر قبل از انقضاى شهوت زن است و بر كسى كه ارادهء خلاصى از اين مرض نمايد لزوم ايارج كبار و مثروديطوس و دواء المسك واجب است .

[ مؤلف اقتباس ]

مؤلف اقتباس مينويسد كه اگر از احتباس حيض باشد در حالت عروض مرض دست و پا را از نوار محكم بربندد و بوهاى بد مانند مشعل خاموش كرده پيش بينى دارند و كذا بوى رفت و قنه و جاوشير و بلوط الارض و جندسياه ببويانند و از دارشيشعان شونيز فلفل شيه خربق سياه هر يك سه ماشه عطسه آورند . و بخور از ناخن و استخوان گاوميش و موى سر انسان نمايند و فرزجه از قنه و بورهء ارمنى و زيرهء كرمانى هر يك سه ماشه سازند و محجمهء نارى زير ناف نهادن عجيب الاثر است . و چون به هوش آيد به تدبيرى پردازند كه در علاج احتباس حيض خواهد آمد و زنى را اين مر عارض شد لخلخهء حلتيت و بارز و جند سياه و مقل ازرق هر يك سه ماشه در آب صنوبر الارض سه توله استعمال كردم و بعد هفته باز عود كرده پس فصد صافن كرده مطبوخ مشكطرامشيع در ريوند خطائى و ديگر ادويهء مسهله و حب غاريقون تنقيه كردم از آن ادرار حيض بسيار شد و صحت كلى يافت و اما در حالت احتباس منى استفراغ آن به جماع كردن شوهر او بايد كرد و يا قابله را بفرمايند كه فتيله به مقدار
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 692 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )