كه مجرب است .
و اگر خاكستر چرم بودار و مقل مكى و انزروت و دمالاخوين و خولان هر يك سه ماشه در مرهم ابيض اميخته در پنبهء منروفهء نو آلوده در شبانه روز تا بست بار استعمال نمايند و دو سه ماه متواتر و غذا كله پاچهء تنورى دهند براى شقاقى كه بعد از تولد بچه به هم رسد و بول بى اراده هر وقت جارى باشد آزموده است .
اقوال حذاق :
[ شيخ الرئيس ]
شيخ الرئيس ميفرمايد كه حال شقاق خالى از اين نيست كه يا در داخل رحم بود و يا در گردن آن و قريب از آن باشد پس معالحجهء داخل به حمولات نافذ و قطورات مرزوقه از آب ادويهء قابضه مخلوط به مراهم مصلحه مثل مرهم معمول از اقليميا و مرادسنگ و مرهم شقاق مقعد نمايند و به حسب علاج او هر چيز لاذع اجتناب كنند .
و اگر احتياج به قدرى انضاج افتد مثل مرهم باسليقون به شحوم بدان آميزند .
و اگر با شقاق غلظ شديد باشد و بر آن طول مدت و قلت قبول علاج دلالت كند مرهم قراطيس به روغن گل استعمال كنند .
و اگر احتمال اين نكند روغن سوسن و علك الانباط بادى شريك گردانند .
و چون درد نشيند معالجه به علاج شقاق ساذج كنند و خصوصاً چون متقرح گردد و گاهى در متقرح احتياج به مثل قشورمس باريك سوده يا زاج يا مازو يا مجموع اين هر سه افتد و اما در شقاق خارج بيشتر استعمال توتيا باريك سائيده به زردهء بيضه كفايت كند مدام لزوم اين نمايند .
و ايضا مرهم سفيدآب .
[ سيد اسمعيل ]
سيد اسمعيل گويد آن را كه شقاق بعد ولادت يا از سوء مزاج خشك افتاده باشد و كهن گشته و داخل رحم بود چنانچه نتوان ديد علاجش چنان بايد كرد كه از ادويهء مراهم شياف سازند و به اندرون رحم رسانند و شيافها كه در علاج قرحهء رحم و در علاج شقاق مقعد مذكور شد همه سود دارد و گاهگاه به آبهاى قابض حقنه سازند و آنچه ظاهر بود توتياى مغسول با زردهء تخم مرغ و مرهم اسفيدباج طلا كردن كفايت بود .
[ ابن الياس ]
ابن الياس مينويسد كه هر صباح شربت بنفشه يا شربت خشخاش هر كدام كه باشد ده درم بنوشانند و غذا مزورهء ماش به شيرهء بادام دهند و بگيرند پيه بط و پيه مرغابى و پيه بز همه را گداخته صاف كرده و مغز ساق گاو در روغن بنفشه و اندكى زفت و بر موضع طلا كنند و يا بگيرند روغن سوسن ده درم و در آن اندك صمغ بطم يا زفت حل كرده ضماد نمايند و يا بر موضع طلا كنند .
[ خجندى ]
خجندى گويد كه پيه كوهان شتر و مغز ساق بز و يا روغن بنفشه و زفت و علك الانباط استعمال كنند و علاج او قريب از علاج شقاق مقعد است .
[ گيلانى ]
گيلانى مينويسد كه گاهى از ازالهء بكارت انقطاع يا انشقاق عروق عارض شود و خون چندان سائل شود كه در بدن باقى نماند و زن هلاك شود و در اين حالت بايد كه اطراف محكم بربندد و بگيرند روفن جدوار تأليف ما و اندك گرم كرده با پنبه يا پارچه آلوده در آنجا نهند تا به جراحت رسد و اين روغن بهترين ادويهء در چنين حالات است .
و اگر سه چار مرتبه تجديد آن نمايند اولى باشد .
[ محشى شرح اسباب و علامات ]
محشى شرح اسباب و علامات ميگويد كه چون دوا به موضع شقاق نرسد حقنهء رحم به مراهم متخذ از قيموليا و مرداسنگ محلول در آبهاى قابض مثل آب بارتنگ و آبى كه در آن برنج تر كرده باشند به عمل آرند و در شقاق متقرح علاج قروح رحم نمايند و در اينجا از عمل آهن و ادويهء كه سوزش بسيار كند اجتناب نمايند
اجتماع آب در رحم
گاهى در رحم زنان آب جمع مىشود و در آن محتقن گردد و اسباب او مثل اسباب استسقاى زقى بود علامتش اين است كه احتباس حيض بر آن تقدم كند و قراقر در شكم كثرت نمايد و خصوصاً وقت حركت و رفتار دور اسفل شكم ورم نرم عارض شود و گاهى حال مثل صاحب استسقا گردد و سيلان رطوبت مائى افراط كند و گاهى گمان شود كه حمل است و گاهى دفعتهً آب بسيار از فرج جارى گردد و شكم و عانه درد كند .
علاج
در تنقيهء بدن و رحم كوشند و مدرات حيض بدهند و اضمدهء محلله و استسقاى زقى و هر چه در علاج استسقا گذشت و در سيلان رحم بيايد به كار برند و گرسنگى و رياضت و قى نفع تمام دارد و اين دوا منقى رحم اگر خشك بردارند مخرج رطوبات رحم است .
و اگر با روغن كنجد بردارند نافع آبستن مىشود .
و اگر با شراب تر كرده بردارند بچه بيندازد .
و اگر با عسل مخلوط كرده بردارند معين بر حمل شود و نركچوربا و كهنه باديان ؟ ؟ تخم شبت نمك سنگ نمك تلخ نمك طعام جواكهار كوفته بيخته در شيشهء نگاه دارند وقت حاجت تريلته آلوده يا خشك در صره بسته بردارند و اين فرزجه منقى دافع وجع رحم است كه از آب گنده بود باى به رنگ كف دريا هر يك يك حصه بهروزه خشك نمك لاهورى هر يك دو حصه جمله كوفته يبخته سه پوئلى بندند و يكى در زير دهن رحم و دو در اطراف آن گذارند تا سه روز چنين عمل كند تنقيهء رحم نموده وجع دور سازد مجرب است .
و ايضا كه در جذب آب رحم و دفع ضربان مجرب اجمود باهرنگ بهروزهء خشك هر يك يك درم تخم سويه نمك لاهورى هر يك نيم درم شهد آن قدرى كه ادويه در آن سرشته شود و شهد را گرم كرده ادويه كوفته بيخته