و علامات آن طول تعفن و لزوم وجع و تقدم قروحى كه به معالجات به نشود و مدت آن طول كند و زردآب سيلان نمايد و مثل اوجاع سرطان بود و مكان آن بدخول ميل شناخته مىشود و به نوعى كه در آن رسانند و منتهاى او دريابند كه آن هنوز در رحم است يا به استخوان تجاوز كرده چنانچه از نوك ميل او را معلوم كنند از لينت و ملامت و صلابت و خشونت آن .
و اگر با درد نباشد بر فساد عضو و بطلان حس او دلالت كند .
علاج
: از ادويهء منقيهء مجففه كه در علاج قروح رحم مذكور شد آنچه قويتر باشد استعمال نمايند .
و اگر امتلاى بدن از مواد معلوم شود فصد و مسهل حسب حاجت به كار برند و در اين جا علاج به آهن نكنند بهر آن كه شيخ ميفرمايد كه از معالجات ناصور شكاف است و آن بيشتر در اينجا به سبب عضو مؤدى به كزاز و انقطاع آواز و اختلاط عقل و غشى گردد .
و ايضا شكاف ممكن نيست مگر در قرحهاى كه ديده شود و قطع لحيم است از آن ممكن بود و ليكن احتياط اين است كه بر آن ادويهء مجففه استعمال نمايند و تنقيهء بدن و تقويت رحم كنند و به قول خجندى اكثر اصناف آن عسر العلاج است و عسرتر آن است كه منتهى به موضع موى زهار باشد لا سيما چون در استخوان سوراخهاى خرد نمايد .
و بالجمله معالجه به استفراغ اخلاط سوداوى نمايند و تقويت رحم به مداد كنند و به علاج ادويهء منقيه و مجففه بپردازند .
و گيلانى گويد كه اين مرض در غايت رداءت و علاحج او در غايت صعوبت است چه اين عضو ذكامى خحس و شرافت و مشاركت اعضاى رئيسه بسيار دارد .
بالجمله استعمال آهن در آن خطرناك است از آن اجتناب بايد كرد و مراهم منقيهء اكاله عوض آن استعمال نمايند و بعد از آن مراهم منبت لحم و اكاله مثل مرهم زنگار و لحم مثل مرهم جدوار و جامع هر دو امر مثل مرهم رسل و على هذا القياس استعمال كنند
شقاق رحم و فرج
اكثر به سبب يبوست موجب تكاثف و تمدد اجزاى رحم عارض شود خصوصاً وقت ولادت و گاهى از شدت درد و عسر ولادت و يا به سبب كثرت جماع و يا ازالهء بكارت و يا به سبب ورم حادث گردد و گهخى شقاق بسيار غليظ گردد و گاهى مثل ثاليل گردد و باقى ماند .
و اگر چه موضع شقاق اندمال يابد و شقاق كه وقت ولادت افتد در ابتدا به باعث قرب زمانهء طلق و از شدت درد حادث از آن ظاهر نشود و همچنين خون مترشح از شقاق از خون نفاس متميز نگردد و بعد از آن به حسب سكون درد طلق الم شقاق اندك اندك محسوس شود و بعد ايام درد طلق مكه سه يا شش يا هفت روز باشد درد شقاق و سيلان خون از آن به خوبى ظاهر گردد .
و بالجمله اگر شقاق درد گردن رحم يا فرج باشد بعد كشادن فم آن به نظر كردن در آن و يا در آئينهء كه پسيش فرج نهاده باشد محسوس شود .
و ايضا از علامات شقاق لزوم وجع است .
و اگر زن انگشت داخل كند خون الوده برايد و به وقت جماع درد زياده شود و حشفه خون آلوده گردد و آنچه از ازالهء بكارت افتد در آن درد عظيم و مدام سيلان خون عارض شود و خصوصاً چون گردن رحم تنگ و آغثيه و عروق بكارت ضعيف بود و تضيب مجامع بزرگ باشد .
علاج
: از چربى مرغ و چربى بط و ساق مغز گاو و روغن بنفشه و موم مرهم ساخته استعمال كنند و مرهم سفيدآب كافورى و آنچه در شقاق مقعد گذشته نيز نافع است و حمول و طلاى مرهم باسليقون به اندك از شحوم و روغن مذكور آميخته و كذا مغز ساق بقر به روغن بنفشه و زفت سرشته و كذا روغن سوسن به علك البطم و زفت گداخته .
و ايضا حمول اقاقيا و كذا خاكستر سرگين به روغن گل سرشته هر واحد مفيد بود و آنچه ازالهء بكارت باشد و هنوز تازه بود در آبى كه ادويهء قابض مثل مازو و شاهبلوط و گلنار و گل سرخ جوشانيده باشند بنشانند و بدان استنجا نمايند .
و ايضا به روغن گل هر لحظه چرب نمايند و خاكستر چوب انگور بر پارچه نهاده و بر فرج بندند و فاوزهر حيوانى سائيده و نوشانيدن بالخاصيت مفيد است و به قول شيخ در شراب قابض و در روغن زيتون نشانند يا پارچه بدان تر كرده بردارند و بعد از آن صوف بر انبوبه پيچيده به قيروطى يا مرهم مدمل آلوده در فرج نهند تا مانع از التجام گردد و مجامعت بر ايشان آسان شود و بفرمائيد كه ساكن ماند .
و اگر قرحه گردد ادويهء منقيهء آن استعمال كنند بعدد از آن مراهم مذكور در قروح كه بدان گل مختوم و مانند آن آميخته باشند به كار برند گاه باشد كه از عسر ولادت يا از ازالهء بكارت فرج نهجى بشگافد كه ميان دبر و قبل حجاب تنماند و پيش و پس يكسان گردد در اين صورت مغز ساق گاو و پيه گردهء بز و موم سفيد مساوى بگدازند و صاف كرده و قدرى سنگ جراحت و مرداسنگ سوه آميزند و بر رفاده نهاده بربندند و تا يك ماه مداومت نمايند و از جماع و حركت منع كنند و از موم زر و سه توله پيه گردهء بز و دو توله روغن گل نه توله دمالاخوين سفيدهء كاشغرى هر يك سه درم مرداسنگ يهوج تير سوخته هر يك دو مثال سفيدى بيضهء مرغ دو عدد مرهم ساخته به كار برند