[ عباس ]
عباس گويد كه اگر قرحه تازه باشد و حدوث او از فسخ يا هتك بود و خون صاف از آن برآيد و آن در فم رحم باشد زن را در آب قمقم نشانند و امر به استنجا در آن كند و فرزجه از آب بارتنگ و آب عصى الراعى مخلوط به اندك كندر و انزروت و دمالاخوين مساوى باريك سوده استعمال نمايند و اين فرزجه معمول از شب يمانى و جوز السرو پوست انار هر واحد يك جزو مر نيم جزو باريك سائيده به آب آس سرد يا به آب عصى الراعى آلوده به فرزجه بردارند .
و اگر قرحه در ريم باشد به آب آس يا به آب طلع و گلاب و آب بارتنگ و آب عصى الراعى مساوى از مجموع ربع رطل بگيرند و در آن گل ارمنى و اقاقيا و مازو و عصارهء لحيةالتيس هر واحد يك درم جوزبوا نيم درم در آن حل كرده حقنهء رحم كنند .
و ايضا حقنه به شير دختران مع آب بارتنگ و آب عصى الراعى هر واحد يك جزو و روغن گل يك جزو استعمال كنند و قرص كهربا به آب سماق و آب بارتنگ بخورانند .
و هرگاه قرحه از انفجار دبيله باشد و ريم سفيد از آن بيرون آيد بايد كه حقنهء معمول از روغن گل و روغن بنفشه نيمگرم كنند تا رحم از ريم پاك گردد و بعد از آتن به مرهم باسليقون و روغن گل حل كرده حقنه نمايند و گر ز رحم ريم غير صاف يا زردآب برآيد بايد كه حقنهء رحم نمايند به ماء الشعير كه در آن عسل حل كرده باشند يا اندك مرهم باسليقون در روغن سوسن گداخته باشند و يا به عسل و آرد گرسنه به روغن سوسن حل كرده حقنه سازند .
و ايضا حلبه و كرسنه و عدس و خطمى و سبوس گندم هر دو در صره بسته بجوشانند و از مجموع ربع رطل بگيرند و در آن ده درم عسل و ده درم روغن سوسن و يك مثقال شب يمانى حل كرده حقنه كنند .
و اگر درد باشد فرزجهء مبلول در شير دختران و اندكى افيون و زعفران بردارند و اين فرزجه تسكين وجع و نفع به اوجاع مقعد كنند مرداسنگ اصفهانى سى درم كندر ذكر شحم ؟ نور روغن گاو نوموم مصفى هر واحد دو اوقيه روغن گل چهار اوقيه مرداسنگ را به آب كاسنى بسايند و با روغنها و موم آميزند و در آن فرزجه آلوده بردارند و بر مقعد دردناك از حرارت طلا كنند كه تسكين وجع آن كند .
[ جرجانى ]
جرجانى گويد كه اگر قرحه پر چرك و رطوبتناك باشد به ماء العسل از محقنه و زراقه پاك كرده پس ادويهء مجفف قرحه به كار برند چون صبر و كندر و دمالاخوين و بسد و كهربا و مر و زعفران و شياف ماميثا و نشاسته و سپيدهء ارزيز و حضض و مرداسنگ و زاج سرخ و انزروت و توتيا و اقليمياى نقره و مانند آن از اين ادويه آنچه حاجت بدان بيشتر بود بسايند و مرهم يا شياف سازند و بردارند .
و اگر ادويهء مجفف زياده بايد كاغذ سوخته و شاخ گوزن سوخته و مازوى سوخته در سركه سرد كرده به ادوهء مذكوه بياميزند و اين مرهم قرحه را خشك كند و گوشت بروياند و نسخهء او همان است كه در قول شيخ گذشت .
و هرگاه گوشت روئيدن آغاز كند اين مرهم به كار برند و نسخهء آن نيز در قول شيخ مذكور شد و اين شياف نيز نافع است صبر و كندر و مر مكى و انزروت و دمالاخوين مساوى سائيده شياف سازند و به سفيدهء تخم مرغ حل كرده بردارند .
و اگر از درد و خلش اذيت يتابد مرهم كافورى در آب سرب سوده حل كنند و حقنهء رحم بدان نمايند .
[ صاحب حاوى ]
صاحب حاوى گويد كه اگر قرحه تازه باشد و خون صرف از آن برآيد فصد كنند و اخراج خون به حسب قوت نمايند و هر صبح جلاب از عناب ده عدد بنفشهء خشك يا تر پنج درم و از شكر سغيد ده درم بنوشانند و غذا مزورهء ماش به شيرهء بادام و كدو و اسفاناخ دهند و اين فرزجه استعمال كنند و پوست انار جوز السرو يمانى گل سرخ همه را باريك سائيده به آب عصى الراعى سرشته به كار برند .
و اگر درد شديد بسيار باشد و آنچه خارج شود بدبو باشد و اين دلالت بر اكلهء رحم كند هر صبح جلاب از عناب ده عدد تخم كاسنى سه درم و از شكر سفيد ده درم دهند و غذا به دستور اين حقنه به عمل آرند ماء الشعير يك رطل عسل كف كرده ده درم روغن سوسن ده درم مرهم باسليقون نيم درم باسليقون را در اين ادويه حل كرده در رحم حقنه كنند و يا به ماء العسل چهل درم مع آرد كرسنه و آرد حلبه و آرد عدس هر واحد ده درم حقنه سازند .
و اگر آنچه خارج شود سفيد رنگ غير بدبو باشد و اين دلالت بر نقاهى قرحه كند هر صباح جلاب از شربت بنفشه و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشند و غذا به دستور و اين حقنه به عمل آرند روغن گل روغن بنفشه هر واحد ده درم و در آن مرهم باسليقون نيم درم حل كرده حقنه رحم كنند .
و اگر ريم بدبو شبيه به آب گوشت يا غسالهء لحم تازه برآيد اشياى قابضه مثل آرد و برنج و عدس و پوست انار و گلنار و كزمازج و حب الآس و جفت بلوط به روغن گل حقنه كنند و هر صبح شربت سفرجل ده درم به گلاب ده درم بنوشانند و غذا مزرهء ماش بريان به شيرهء بادام بريان و آب سماق و گوشت ماكيان و تيهو دهند .
و اگر ريم به سوى مثانه بريزد هر صبح شربت بنفشه يا خشخاش هر كدام كه باشد ده درم و يا شيرهء تخم خيار و بادرنگ و تخم خرپزه هر واحد ده درم بنوشند و يا بگيرند نشاسته و صمغ عربى و كگتيرا و رب السوس هر واحد يك درم و كگوفته بيخته يك مثقال با شربت خشخاش يا لعاب بهدانه