تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
دو عدد روغن گل دو توله به دستور مرتب سازند و در قرحه كه با ورم بارد و صلابت باشد مرزنجوش عنب الثعلب تخم مر اسپغول بابونه گل سرخ هر يك چهار ماشه زعفران جندبيدستر هر يك ماشه عوض آرد جو و باقلا و خبازى و گل بنفشه و كافور دم‌الاخوين داخل كرده مىشود . مرهم جهت تنقيهء قروح رحم از چرك و ريم و التجام و ازالهء حرارت قرحه و سوزش دور رحم از تأليف مير محمد هادى والد حكيم علوى خان مجرب النفع است و بواسير را نيز مفيد مغز تخم كدو بريان مغز تخم هندوانه بريان هر يك چار ماشه دم‌الاخوين گلنار مرداسنگ به سركه سوده توتياى كرمانى مغسول برگ حنا پوست كدو سوخته هر واحد يك ماشه سفيدآب قلعى دو ماشه همه را باريك سائيده موم سفيد دو ماشه به روغن گل يك توله گداخته مرهم سازند . شياف كه منقى چرك و رطوبات رحم و مدمل قرحه است صبر زرد و درم سنگ بصرى مغسول مرداسنگ شسته گلنار گيرو هر يك دو ماشه كندر نيم ماشه پوست كدو تلخ سوخته يك ماشه سرمه سا نموده به آب گشنيز سبز فتيله‌ها سازند به مقدار هليله زنگى در ضخامت دور طول اندكى زياده از آن و هر روز دو فتيله در رحم نهند . و اگر اول شافه از عسل به كار برند تا ريم صاف كنند و بعده شافه از آب مازو استعمال كنند قرحه خشك شود . ديگر زردچوب صلايه نموده به روغن گاو ممزوج كرده شياف از پنبه ساخته بر آن ماليده بردارند قرحه دو درم رحم را نفع عظيم بخشد . ديگر كه قروح رحم را از چرك پاك كند شهد را به شير گاو بپزند تا شير بسوزد مثل مرهم گردد پنبه بدان آلوده بردارند و مكرر به عمل آرند پس مدملات به كار برند گاهى آب برگ نيب اضافه كرده شد و فائده زياده مترتب گشت فرزجه جهت قطع خون و ازالهء قروح و عفونت رطوبت سائله از رحم نافع شب يمانى گلار سرمه كاغذ سوخته زيرهء كرمانى مدبر مساوى به آب برگ بيد و آب خرفه يا آب گشنيز تر يا آب مازو مطبوخ بسرشند و بردارند . ايضا قرحه را كه از استعمال ادويهء گرم و تيز افتد زائل سازد و درد صعب و سوزش را بنشاند پيه بط پيه مرغ هر واحد يك استار گلنار اقاقيا سفيدآب قلعى مرداسنگ مغسول كتيرا خطمى هر واحد يك دام پيه را بگدازند و ادويهء سائيده با هم بسرشند و حمول نمايند . و اگر به لعاب اسپغول و روغن بنفشه يا روغن گل حل كرده استعمال كنند زياده تسكين نمايد .

اقوال افاضل :

[ سويدى ]

سويدى ميگويد كه حمول مسكهء قروح رحم مجرب من است و حمول حنا و كذا روغن نسرين و كذا شب محرق و روغن سوسن و موم كذا زوفاى رطب و كذا زعفران سه درم زيت پانزده درم موم سه درم مرهم ساخته براى قروح خبيثه رحم و كذا روغن زعفران و كذا طبيخ بزر كتان و روغن گل و موم و كذا دارشيشعان و كذا شادنج مغسول و كذا صبر و كذا بسباسهء هندى و كذا روغن گاو و كذا خولان و كذا مغز ساق بقر و دو چند آن زيت خوشبو از مجموع پنج درم گرفته با يك درم موم زرد و ربع درم زعفران مرهم ساخته ضماد قروح رحم بارد شليم در آب حرمل سرشته و ذرور خاكستر برنجاسف و فرزجه و حقنهء شير زنان و كذا آب عصى الراعى مطبوخ به عسل و كذا آب برگ عليق و گل آن و كذا آب انار ترش در پوست آن به عسل پخته و كذا پيه مرغابى و اكليل الملك و شرب طبيخ عصى الراعى نر هر روز نيم رطل و شرب و حقنهء شير تازه و جلوس در طبيخ حب آلاس سفيد و برگ آن و حمول آن و حقنهء شير اسپ ماده و كذا روغن سفرجل و كذا طبيخ برگ زيتون و كذا شير نر و كذا برگ زيتون كوفته در آبغوره جوشانيده و كذا دردى زيت پخته تا غليظ گردد و كذا شير گاو و كذا آب لبلاب به شراب پخته و كذا خاكستر سم خر هر واحد نافع قروح رحم است .

[ مسيحى ]

مسيحى مينويسد كه هرگاه ريم يا زرداب از فرج سائل شود و از موضع قريب خارج گردد و عفن متنن نباشد بايد كه صبر دم‌الاخوين انزروت كندر سائيده در آن موضع نهند تا منديل شود . و اگر ريم از موضع بعيد آيد حقنهاى كه در قروح امعا يا شياف كه در باب بول الدم و المده مذكور شد به عمل آرند . و اگر آنچه سيلان كند شيء عفن رومى باشد به ماء العسل حقنه كنند بعد حقنه‌هاى حادهء محرقه كه در قروح استعمال ميكنند به كار برند و اين دوا نافع ورم رحم و سيلان ريم است گل سرخ چار درم تخم كاهو نشاسته هر واحد يك درم زعفران دو درم كوفته بيخته به مى پخته و روغن گل و شير خر سرشته استعمال كنند .

[ شيخ ]

شيخ ميفرمايد بايد كه نظر كنند كه آيا قرحه پرچرك است يا بدون چرك پس اگر با چرك باشد اولًا تنقيهء آن به زرافهء ماء العسل و مانند آن كنند و يا به طبيخ ايرسا و به مراهم متقيه . و اگر قرحه اكال باشد در آن مراهم مصلحهء اكال به مزرقه رسانند مع تنقيهء بدن و استعمال اغذيهء موافقه . و ايضا دريافت كنند كه قرحه با ورم است يا بى ورم پس اگر با ورم باشد اول علاج و تسكين به علاجات ورم نمايند . و چون رحم پاك گردد و در آن هنگام معالجه به مدملات كنند و از مراهم مذكوره اين مرهم است كه در ابتدا نفع مىكند چون در حرج هنوز لحم نروئيده باشد بگيرند مرتك و سفيدآب و انزروت مساوى و از آن قيروطى به موم و روغن گل سازند . و اگر در آن چرك باشد در آن اندك زنگار داخل كنند . و چون آغاز روئيدن گوشت معلوم شود به اين مرهم معالجه نمايند توتياى مغسول دو جزو اقليمياى فضه سفيدآب انزروت هر واحد يك جزو از آن قيروطى به روغن گل و موم سازند .