جندبيدستر موميايى پهكرمول خون گرگ نر خون نهنگ خراطين خشك چربى گرده شير نر چربى گرده نهنگ چربى شير غوك جنگلى گهونكچى سفيد ؟ بيخ كنير سفيد خون چمگاذر كلان در شراب دوآتشه سه پاس كهرل نموده بعده در روغن زيتون سه پاس كهرل نمايند پس حبوب مثل نخود بسته يك شب در سايه خشك كنند صباح در شيشى آتشى گل حكمت نموده روغن كشند قدرى از آن حشفه گذاشته بمالند و برگ پان بندند و در گهرى بسته دارند
نوع ديگر مجرب
[ صفت آن ]
بگيرند شير كلان و زلو چهار عدد متصل دم و زير بازوهاى آن چسبانند وقتى كه زلو از خون سير شوند جدا ساخته وزن نمايند و همان مقدار برادهى سم اسب آميخته در شراب دوآتشه انداخته يك روز نگاه دارند باز ميان شيشى انداخته چوه بكشند و وقت حاجت به كار برند
نوع ديگر از مجربات حكيم عبد القادر مرحوم
[ صفت آن ]
بيخ كنير سفيد يك آثار جندبيدستر شش ماشه جوزبوا دارچينى قرنفل هر واحد يك توله در پتال جنتر روغن كشند و يك سينك طلا كنند حشفه و دوخت گذاشته و بالايش پان بندند تا بيست روز طلا كند بعده اگر بثرات پيدا شود بر آن روغن گاو شسته ضماد كنند و چهل روز از جماع و ترشى پرهيزند
نوع ديگر عجيب النفعت
[ صفت آن ]
جوزبوا هرتال طبقى گندهك آنوله سار مغز گهونكچى سفيد سم اسب جوان تخم هلهل تخم دهتوره پوست بيخ كنير سفيد مالكنگنى مغز پنبه دانه مغز تخم بيدانجير خراطين خشك بيربهويى خشك چربى شير كوت كچله مغز بادام هر واحد يك دام كوفته از روغن كنجد سياه چرب نموده در شيشى آتشى به آتش انگشت چوب به بول به طريق متعارف روغن كشند و ظرفى كه در آن روغن از شيشى چكيده افتد در آوند پرآب دارند پس سواى حشفه طلا نموده بالايش برگ تنبول از رشتهى خام بندند و وقت استعمال كنند و از بادى و ترشى و جماع پرهيز نمايند و قدرت حق مشاهده كنند
نوع ديگر كه ذكر را سخت قوى و دراز مىكند و مجلوق و عنى را مفيد
[ صفت آن ]
رسكپور نيم دام و ال كهونگچى سفيد افيون هر واحد يك دام مالكنگنى تخم دهتوره هينگ بيخ كنير سفيد هر يك دو دوام روغن كنجد به قدر حاجت ادويه را كوفته به روغن چرب كرده يك شب نگاه دارند صبح در شيشى آتشى انداخته مثل چوه روغن كشند هر روز اندكى بر قضيب حشفه گذاشته طلا نمايند بالايش برگ تنبول پيچند
نوع ديگر قوىتر از آن نسخهى بىنظير و هميشه معمول و مجرب حكيم ذكاء الله خان
[ صفت آن ]
هرتال ورقى موصلى سياه بيربهويى هر يك يك دام ميئه تيليه گهونكچى سفيد لونگ دارچينى تخم كوپخ تيجبل پوست انار خراطين پيهى شير نر هر يك دو دام كرم بىروا پنج دام پوست بيخ كنير سفيد پاو سير سر مار سياه كه تازه گرفته باشند كژدم سياه هر يك يك عدد كينكر . ؟ سانده ريگ ماهى هر يك دو عدد ادويه كوفتنى را كوفته و جانوران را ريزه ريزه كرده همه را در شراب دوآتشه دو سير يك شبانه روز تر كرده نگاه دارند پس مثل چوه به آتش پاچك دشتى در شيشى آتشى روغن كشند
نوع ديگر جهت تقويت باه مجرب حكيم بقا خان
[ صفت آن ]
رسكيور نيم دام گهونكچى سفيد افيون كوت تلخ كچله زهر سنگهپاجوترى جائفل منسل كنيرى زهر تيليه اسگند ناگورى بيخ خراسانى دارچينى عاقرقرحا سهاگه تيليه تالمكهانا تخم اوتنگن جندبيدستر اسبند تخم پياز مصطكى كلجن كلونجى هالون مغز چلغوزه كنجد سياه تخم ميتهى مغز پنبه دانه زعفران موصلى سياه لونگ مشك تراشهى سم اسب عراقى تخم كتايى بزرگ تخم كتايى خر و چرونچى و بودار اگر عزتى چيته بيخ اونت كتاره هر يك يك دام مالكنگنى تخم دهتوره انگوزه بيخ كنير سفيد هر يك دو دام زردى بيضه بيست عدد روغن كنجد به قدر حاجت ادويه كوفته در روغن چرب كرده با زردى بيضه آميخته به دست ماليده شب نگاه دارند و صبح مثل چوه روغن كشيده به كار برند
نوع ديگر كه مجرب است
[ صفت آن ]
بيخ كنير سفيد بيخ كنير سرخ هر يك پنجاه درم دارچينى گهونكچى سفيد هر يك پنج درم مالكنگنى هشت درم افيون مصرى دوازده درم موصلى سفيد موصلى سياه تخم كوپخ هر واحد بيست و پنج درم غوك آبى خشك كرده يك عدد همه را بكوبند و در سفيدى و زردى بيضهى بط مسوزشند ملوث نموده بر سينك سر كلان سرشته در شيشى آتشى كرده مثل چوه كشند و قدرى ماليده بالايش برگ پان بندند
نوع ديگر مقوى باه مجرب حكيم غلام امام
[ صفت آن ]
برادهى كچله نيم پاو بيربهويى تخم دهتوره لوبان كوريه كهونگچى سفيد پيهى خوك صحرايى نكچهكنى هر واحد شش تور جندبيدستر شير زقوم سيماب روغن بلسان هر يك دو توله ادويه بيخته در پيه و روغن آميخته در شراب دوآتشه كهرل كنند تا يك هفته بعده حبها ساخته در شيشى آتشى چوه كشند
نوع ديگر بابت نظام شاه براى كجى آلت و سستى مجلوق را روز اول رجوليت بخشد و در چله آلت سطبر و دراز سازد اگر پير كند جوان گردد و مجرب است
[ صفت آن ]
قلم نرگس مع گل يك صد عدد و مويزج جوزبوا غرقى عاقرقرحا بيربهويى هر واحد يك توله فرفيون زرد و سرخ