تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
يك توله اول روغن را بگدازند چون به جوش آيد هر چهار شير اندازند و حل كنند و به زودى فرود آورده تخم دهتوره داخل كنند و خوب حل كرده در ظرفى بدارند وقت شب قدر نخود بر پان ماليده ببندند و صبح وا كنند

ايضاً از حكيم ممدوح

[ صفت آن ]

پهكرمول ثقيل الوزن كه از اندرون گلابى رنگ باشد و ميده‌ى چوب هر دو جداجدا باريك ساييده مساوى بگيرند و به آب ادرك سرشته قرص ساخته حشفه گذاشته بندند هر گاه گرمى زياده محسوس شود دور كرده به شير ميش نيم گرم . و اگر نباشد به آب نيم گرم بشويند .

ايضاً كه براى تقويت باه نظير ندارد

[ صفت آن ]

آب پياز عنصل آب پياز نرگس آب پياز سفيد آب سير هر يك سه ماشه روغن حب السلاطين يك توله زهره‌ى مرغ سياه يك عدد زهره‌ى گنجشك نر ده عدد مورچه‌ى سرخ بيست عدد زنبور پنج عدد مويزج عاقرقرحا دارچينى فلفل پوست بيخ كنير سفيد قفر اليهود هر يك چهار ماشه همه را در كهرل انداخته با ده توله‌ى شراب تند سحق بليغ نموده حب بسته بدارند وقت حاجت به روغن گاو تازه ساييده سواى حشفه طلا سازند سوزش مىآرد خطر نكنند تا هفت روز به عمل آرند .

ايضا مقوى باه

[ صفت آن ]

عطر دارچينى موميايى خالص هر يك درم عطر عود عطر نارمشك هر واحد دو درم كهرل كرده طلا نمايند .

ايضا كه براى قوت باه بهتر از اين نسخه‌اى نيست

[ صفت آن ]

سم الفار زرينج شنگرف سيماب هر يك شش ماشه در چهار توله عسل خالص كهرل كنند بعد از آن پيه‌ى شير پيه‌ى خوك صحرايى كه از حصيه و گرده‌ى او برآورده باشند و پيه‌ى پيه سوسمار و پيه‌ى ورل صحرايى كه به هندى سانده گويند هر يك دو توله داغ كرده و خراطين زلو هر يك توله كرم پتال مده يك عدد در كهرل انداخته باز يك شبانه روز بسايند پس حبه‌ى سفيد تخم ترب تخم كتايى عاقرقرحا چرك گوش انسان جوان جوزبوا بسباسه قرنفل بيش قفر اليهود اذراقى سوده پوست بيخ كنير سفيد مويزج حلتيت خالص مشك هر يك سه ماشه در كهرل انداخته با شراب دوآتشه تند همه را تا دو روز صلايه نمايند و حب بسته دارند و طلاى رقيق بر ذكر سواى حشفه نمايند و بالايش برگ تنبول بندند .

ايضا كه اكثر مردم را نفع بخشيده

[ صفت آن ]

شنگرف هرتال طبقى سيماب كيله عاقرقرحا مويزج پياز نرگس دارچينى زهره‌ى نر گاو همه را به آب زهره‌ى سينه ده پاس كهرل كرده نگاه دارند و قدرى گرفته طلا كرده باشند

ايضاً مقوى باه نسخه‌ى حكيم اسماعيل

[ صفت آن ]

مردا سنگ سيماب هرتال سم الفار هر يك سه ماشه تخم كتايى چهار دام روغن زرد نيم پاو ادويه باريك ساييده در شيرهء تخم كتايى كه به آب برآورده باشند شازده پاس كهرل نمايند بعد از آن در روغن زرد چهار پاس كهرل كرده نگاه دارند و وقت حاجت كم از سرخ طلا نموده بالايش برگ تنبول بندند و صبح به آب گرم بشويند و چند شب به كار برند . و اگر آب برگ كتايى خرد شش توله عوض شيرهء تخم آن كنند رواست فايده‌ى اين مكرر جا به مشاهده در آمده .

ايضاً براى عنى آزموده‌ى مزرا سليم بيگ

[ صفت آن ]

مغز پسته پون پا و مغز حب السلاطين نيم پاو هر دو را كوفته در پارچه‌ى نو پوهلى بسته در طباق گرم نهاده بيفشرند و روغن گرفته در شيشى بدارند و بعد چند روز طلا كنند و بعد گذشتن يك بر شكال بلكه بعد يك دو سال قوىتر و بىضرر مىگردد و تازه به ثورات بر ذكر پيدا مىكند اگر بثور شود روغن زرد بمالند قوت ذكر تام مىآرد هر كه خواهد كرد دريافت خواهد شد .

ايضا براى جالق

[ صفت آن ]

چربى شير چربى خوك جنگلى هر يك پنج دام بيربهويى جوزبوا خراطين خشك زهر بچهناك گهونكچى سفيد عاقرقرحا جندبيدستر دارچينى هر يك يك دام قرنفل جو ترى زعفران مالكنگنى اجواين خراسانى شهد كشميرى هيرا هينگ كافور بهيم سينى سهاگه چرك گوش آدمى شنگرف بيخ كنير سفيد هر يك دو دام پياز نرگس يك عدد مغز غوك جنگلى چهار عدد زلو خشك هفت عدد بهلانوه چهار عدد مغز گنجشك خانگى شش عدد مغز و چربى سانده دو عدد مغز و چربى نيوله دو عدد همه را كوفته كهرل نمايند دوازده پاس بعده يك كيله‌ى پخته گرفته از دست نرم كنند و شب دوا بر كيله‌ى مذكور پيچيده تمام شب نگاه دارند اگر روز ديگر كيله سخت گردد دوا تيار شده باشد و إلا چار پاس ديگر كهرل نمايند

ايضا مجرب حكيم شريف خان

[ صفت آن ]

فرفيون بهروزه هر يك دو درم بسباسه يك درم دارفلفل يك نيم درم عاقرقرحا دو نيم درم موم كافورى نيم درم تخم جرجير جندبيدستر هر واحد يك نيم درم روغن نرگس نيم اوقيه اول موم در روغن مذكور حل نموده ادويه كوفته بيخته در آن بياميزند و بعد سحق بليغ به عمل آرند و سواى حشفه طلا مىكرده باشند و بالايش برگ پان پيچند .

ايضاً مقوى و منغط شديد نپو در تقويت ذكر عنيين نهايت مؤثر و بى عديل

[ صفت آن ]

پياز عنصل پياز نرگس هر يك نيم اوقيه در بيست و هشت مثقال زيت و قدرى آب بجوشانند تا مهرا شود و آب بسوزد و روغن بماند پس صاف كرده زهره‌ى گنجشك نر خانگى تخم ابخره عاقرقرحا خردل سرخ هر يك يك مثقال عنبر اشهب نيم مثقال اضافه نموده مكرر بر قضيب و عانه و خصيتين ضماد كنند . و اگر موميايى و زفت رومى و زهره‌ى مرغ و مانند آن افزايند قوىتر مىشود . و چون سورنجان و مر مكى يك مثقال به آن مخلوط كنند نهايت قوى مىگردد از مجربات است