تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
نگاه دارند وقت حاجت يك پاس شب گذشته بعد فراغ از طعام و آب يك حب در آب دهتوره‌ى سياه سوده بر پارچه‌ى باريك ضماد نموده حشفه گذاشته پئى بندند بالاى آن برگ پان با رشته‌ى خام بندند همين نوع هفت روز به عمل آرند و از ترشى و بادى پرهيزند

ايضاً از علوى خان

[ صفت آن ]

قرنفل يك درم دارچينى شش سرخ زعفران چهار سرخ افيون برگ كنير سفيد هر واحد يك سرخ در زهره‌ى گاو سوده طلا كنند .

ايضاً مقوى باه و مجرب

[ صفت آن ]

عاقرقرحا سه ماشه جوزبوا بسباسه قرنفل انگوزه‌ى خالص سيماب زرينج هر يك يك توله در شراب تند به قدر نيم آثار كهرل كرده حب بسته دارند و به شراب ساييده هر روز يك بار طلا سازند در سه روز نفع بين مىشود .

ايضاً

[ صفت آن ]

پياز نرگس پياز عنصل هر يك يك درم در شير ميش يك روز حل كنند بعده مويزج دارچينى جندبيدستر فرفيون عاقرقرحا وج اجواين تخم كتائى خرد تخم كتائى بزرگ آدمى زفت رومى زلو خشك خراطين هر يك دو توله هالون بال كنگنى زردچوب هر يك يك توله آميخته در زهره‌ى گاو يك شبانه روز كهرل كرده ضماد نمايند .

ايضاً كه تقويت باه كند و ذكر را قوى و سخت و سبز گرداند

[ صفت آن ]

پياز نرگس نو يك عدد به كارد چوبى ورق ورق نموده در شير ميش كهرل نمايند بعد از آن قسط تلخ مغازه بغدادى زراوند مدحرج وج تركى خراطين هر يك يك توله داخل نموده كهرل نمايند تا چون مرهم شود موميايى اصيل چهار ماشه در روغن چنبيلى دو توله حل نموده داخل مرهم نمايند و بر قضيب سواى حشفه ضماد نمايند

ايضاً مقوى باه از حكيم محمد جعفر

[ صفت آن ]

جندبيدستر مصطكى روى هر يك يك توله قسط شيرين يك نيم توله تخم ترب سه توله روغن زيتون بيست و پنج توله كهرل نموده استعمال نمايند

ايضاً از حكيم محمد رضا

[ صفت آن ]

عاقرقرحا دو ماشه دارچينى يك نيم ماشه قرنفل يك ماشه بسباسه يك نيم ماشه زعفران نيم ماشه جوزبوا چهار حصه دارفلفل يك عدد چوه اگر قدرى كوفته بيخته در كهرل انداخته به آب ادرك سحق بليغ نمايند پس چوه داخل نموده و بر پارچه سيب ؟ كرده بر قضيب بندد تا يك پاس بعده دور نموده مجامعت نمايد و در نسخه‌ى حكيم قطب الدين مغز تخم كوپخ و پوست بيخ كنير سفيد هر يك ماشه عوض قرنفل و زعفران و دارفلفل است . و نوشته كه ادويه در شراب دوآتشه كهرل كرده حب بسته در شراب حل كرده ضماد نمايد بالايش برگ دهتوره بندد و صبح به آب گرم بشويد . ايضاً گويند كه عنى پنجاه سال از اين به شود جندبيدستر عاقرقرحا فرفيون هر يك هشت ماشه مويزج كوهى دارچينى هر يك چهار ماشه قرنفل چهل و يك عدد كوفته بيخته در شراب يا شهد مقدار كنار حب بندند يك حب بر قضيب ضماد كنند و صبح به آب گرم بشويند در يك هفته به حالت اصلى باز آيد مجرب است .

ايضا براى قوت باه بسيار مفيد

[ صفت آن ]

فلفل سياه جندبيدستر حلتيت هر يك نيم درم مغز پنبه دانه دو درم مشك خالص دو دانك كوفته بيخته با روغن زنبق يا ياسمين سرشته بر قضيب بمالند .

ايضاً از براى جالق و قوت باه

[ صفت آن ]

سپندان مغز تخم بيدانجير خردل هر يك سه درم كوفته با روغن ياسمين سرشته نيم گرم بر ذكر و خصيه بمالند سطبرى و قوت در آن پديد آيد .

ايضاً جهت باريكى بيخ ذكر مجلوق

[ صفت آن ]

جوزبوا بسباسه اشنه هر يك چهار ماشه چرك گوش آدمى يك دام چربى خصيئه خر نيم پاو همه را در شراب دوآتشه بسايند چندان كه يك سير شراب جذب شود به كار برند .

ايضاً كه جهت عنى به تجربه رسيده

[ صفت آن ]

مستى كه عقب سرساند مىباشد به وزن يك نخود قرنفل سه عدد به آب برگ پان صلايه كرده طلا نمايند .

ايضاً كه براى جالق و عنى و درازى و سطبرى قضيب خيلى عجيب است حكيم محمد جعفر علاج مجلوق به همين نسخه مىكرد و نفع اين نهايت معاينه گشته

[ صفت آن ]

شيطرج سرمه مازو استخوان ماهى سوخته زاك سرخ شنگرف هر يك يك توله خراطين هفت توله افيون مصرى عروسك زهر ميه ؟ هر يك دو توله همه را سرمه‌سا نموده نگاه دارند پس ورع پنج توله ساييده پيه‌ى شير قرنفل جنگلى دهتوره مالكنگنى هر يك هفت توله تخم ترب تخم گزر هر يك چهار توله مرچ جنگلى پنج توله اين همه را به طريق چوه در شيشى روغن كشند و در شيشه ادويه‌ى مذكوره آميخته به قدر نيم سرخ استعمال نمايند كه اين دوا تيز بسيار است

ايضاً تأليف حكيم محمد عابد

[ صفت آن ]

سيماب دو دام سهاگه نيم دام مسهل كى دام بچهناك قسط شيرين قسط تلخ هر يك نيم دام بيربهويى جندبيدستر هر يك يك دام روغن كنجد سياه پاو سير خام آب برگ چنبيلى نيم آثار شراب دوآتشه پاو آثار اول آب چنبيلى و شراب و روغن مذكور هر سه بجوشانند تا آن كه آب و شراب بسوزد و روغن بماند بعد از آن ادويه كوفته بيخته در روغن مذكور داخل كرده بسوزانند و صاف نموده در شيشه نگاه دارند و به قدر دو سرخ طلا كنند و بالاى آن برگ تنبول بندند يك هفته يا زياده به عمل آرند مجرب است

ايضاً از مجربات حكيم وارث على خان

[ صفت آن ]

شيرآگ شير تهوهرتدهاره شير تهوهر قسم ديگر شير درخت بر هر يك سه ماشه تخم دهتوره باريك سوده شش ماشه روغن گاو