و يا قطع عضو و غير آن يا به طريق بحران و تنقيه فضول يا صدمه يا جهيدن و سقطه و ضربه و اين كمتر بود .
دوم آنكه از نواحى اعضاى بول مثل گرده و مثانه و مجارى بول آيد به سبب انقطاع رگ يا انفتاح يا انشقاق او از وقوع ضربه يا سقط يا خوردن طعام تيز يا ريح يا سردى سادهء مكثف يا تأكل و گاهى اين از تمدد و كزار قوى پيدا شود بنا بر انفجار عروق به سبب شدت انضغاط حادث از تمدد اعضاى ظاهرى و باطنى .
و قسمى از بول الدم به سبب ذوبان گوشت به خون يا به سبب شدت رقت خون در بدن باشد و اين هرگاه با وجود قوت گرده اتفاق افتد خون بسيار بكشد .
جرجانى مىنويسد كه سبب خون آمدن از مجراى بول هفت نوع است :
يكى كثرت خون در همه تن و در رگهاى گرده و بدان سبب گشاده شدن رگ .
دوم خوردن اغذيه و ادويهء گرم چون فلفل و حرف و سير و فرفيون و صمغ سداب و جندبيدستر و مانند آن .
سوم برداشتن چيزى گران يا جهيدن از جا يا رسيدن زخمى و آسيبى بر موضع گرده كه رگى بگشايد .
چهارم كثرت جماع .
پنجم غلبه رطوبت و آغشته شدن رگها و تراويدن خون از آن .
ششم ريح در گرده و گشادن و شكافتن رگها از آن .
هفتم صعوبت كزاز و سوء مزاج سرد و خشك و طرقيدن رگ از آن .
و اين اسباب يا در گرده افتد يا در مجراى بول كه ميان گرده و مثانه است .
طريق تشخيص اسباب مذكوره :
اگر خون گاهى مخلوط به بول و گاهى صرف به كثرت آيد و علامات غلبه خون و امتلاى رگها معلوم شود سببش امتلاى خون باشد پس اگر خون صاف و خالص تازه بدون درد و عقب تناول طعام تيز برآيد سببش گشادن يا گسستن رگ باشد و اگر خون اندك اندك آيد و در بدن آفت يا وجع نبود از گشادن دهن رگ باشد .
و اگر خون بسيار يكبارگى آيد و عقب ضربه بر موضع گرده برآيد از گسستن رگ باشد ليكن از گشادن و گسستن رگ مثانه خون بسيار نيايد به خلاف گرده كه از آن خون بسيار آيد و اكثر از غثيان خالى نبود و گاهى در آن خون بسته همچون پاره جگر بيرون آيد و درد در پشت و پهلوها نيز بود .
و اگر با درد برآيد از قروح باشد پس اگر اندك اندك آيد و مايل به سياهى بود و گاه با بوى بد و اكثر بعد امراض حاد و با قشور و ريم باشد از تأكل بود .
و اگر خون اندك بر آيد و درد اندر پيغولهء ران و تهيگاه بود از مجارى بول باشد .
و اگر خون گرم و سوزان آيد سببش تناول ادويه و اغذيه تيز باشد .
و اگر خون ناگاه و يكبارگى بيرون آيد از ضربه و سقط يا كثرت جماع بود و فرق ميان اين هر دو از تقدم سبب بايد كرد .
و اگر خون اندك اندك آيد و علامات كثرت رطوبت يافته شود سببش غلبه رطوبت باشد .
و اگر خون اندك اندك و سياه با نفخ آيد و علامات ريح الكليه موجود بود سببش رياح باشد .
و اگر خون رقيق مثل خون محترق آيد و بعد ذويان عارض شود سببش ذوبان لحم باشد .
و اگر با وجود رقت خون آثار رقت خون يافته شود و در فصد خون رقيق بيرون آيد سببش رقت خون باشد .
و اگر علامات مذكوره يافته نشود و خون دفعةً آيد و بعد از آن خفت و قوت معلوم شود سببش بحران باشد .
و اگر خون به ادرار آيد به سبب امتلا يا به سبب ترك رياضت يا قطع عضو باشد و تقدم هر يك شاهد بر آن بود .
و سمرقندى گويد كه گاهى خون از گرده به ادوار معين به حسب امتلاى عروق و خلاى آن همچون خون بواسير آيد و صاحب او را هنگام احتباس و امتلا به سبب تمدد عروق درد به طرف قطن محسوس شود و بعد گشادن دهان عروق و خروج خون در وقت دوره درد ساكن شود .
و بقراط گفته كه چون خون بول كند بلا وجع و تب اندك اندك در اوقات بود در آن خوف نيست و اما چون دوام كند بيشتر تب و بول ريم پيدا كند .
علاج
تدبيرش به علاج نفث الدم كنند و يا گل ارمنى دمالاخوين سنگ جراحت كتيرا صمغ عربى شادنج عدسى مغسول هر واحد يك ماشه كوفته بيخته همراه شيرهء خشخاش شيرهء خرفه هر يك شش ماشه شيرهء كاكنج چهار ماشه شربت انجبار شربت حب الآس دو توله بارتنگ پنچ ماشه پاشيده بدهند .
و يا در سفوف مذكور صدف سوخته كهرباى شمعى عوض سنگ جراحت و كتيرا و صمغ داخل كرده همراه شيرهء بيخ انجبار در عرق بارتنگ برآورده تخم بارتنگ پاشيده بخورانند .
و يا اين قرص بول الدم به كار برند مغز تخم خيار چهار درم نشاسته كتيرا گلنار سك دمالاخوين صمغ عربى هر واحد يك درم كوفته بيخته به آب خرفه يا آب بارتنگ قرص ساخته به اشربهء مناسبه بدهند و شربت عناب به نقوع گشنيز حابس و مسكن است و چهار درم تخم بارتنگ با شربت انجبار و شيرهء تخم خرفه و تخم خيارين و خشخاش نافع بود و كندر و گل ارمنى و قرص طباشير قابض و شربت خشخاش و كاكنج در همه اقسام سود دارد و اگر چاكسو بيست و يك عدد