تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
صبح به كار برند . و اين دوا اقوى و اجل النفع از اول است بلوط در سركه تر كرده چهار درم كندر ذكر و حب الآس و هليله كابلى و بليله و آمله هر واحد سه درم سعد پنج درم كوفته بيخته به عسل كف گرفته بسرشند شربتى يك مثقال . و اگر علت قوى باشد معجون كلكلانج يك مثقال بخورند و مريض را از نوشيدن آب سرد منع شديد نمايند .

[ ابن هبة الله ]

ابن هبة الله گويد كه علاج كثرت بول به غير اراده و بى سوزش به استعمال گلقند و شرب آب نيم گرم و خوردن اطريفل صغير و نوشيدن شراب صرف و تناول مويز و تقليل شرب آب و مالش مثانه به روغنى كه در آن مشك حل كرده باشند بايد كرده . و اگر مزاج مايل‌تر به برودت بود و خروج بول بسيار باشد بايد كه اين دوا استعمال نمايند بلوط پنج درم راسن دو درم كندر هليلهء سياه و بليله هر دو به روغن زرد بريان كرده هر يك يك درم سعد يك مثقال كهربا نيم درم كوفته بيخته به عسل بسرشند و يك مثقال خورده عقب آن ميفختج بنوشند . و اگر مزاج حار باشد اين دوا بايد خورد گشنيز يك شبانه روز تر كرده خشك نموده بريان ساخته چهار درم گل ارمنى دو درم بلوط شش درم كهربا يك درم عدس مقشر ده درم كوفته بيخته هر روز صبح دو درم خورده و بعد او آب سرد بنوشند .

[ قرشى ]

قرشى گويد كه آنچه سبب او حرارت بود قابضات بارد مثل زر ورد و سماق و گشنيز خشك و غوره و بلوط و تخم كاهو و تخم خرفه و كافور مفرد و مجموع به شريت انار ترش يا دوغ استعمال كنند و آنچه از برودت باشد قوابض حاره مثل سك و سعد و قسط و مر و اسطوخودوس و كندر و زيره نافع بود و ادويه را باريك بسايند تا نفوذ كنند و با گلقند صبح و شام دو درم استعمال نمايند . و غذا سماقيه و حصرميه براى حار و مبزر به ابازير حار در بارد و با گوشت بريان به گشنيز خشك بدهند و روغن گل در حار و روغن بان و قسط در بارد بمالند و آنچه به سببى ديگر باشد علاجش به علاج آن نمايند .

[ خضر ]

خضر گويد كه نقل به مغز چلغوزه و حصيالبان و راسن مفرد و مجموع كنند و نقيع بلوط و شاه‌بلوط به ورد قابض به شكر استعمال نمايند و آبى كه اندر آن عود و مصطكى جوشانيده باشند بنوشند و بلوط و پودينه و سعد و كهربا و زيرهء كرمانى و حب الآس بدهند و غذا لحوم صيد بدهند . و اگر به سبب حرارت مفرط باشد ادويه بارد قابض كه در قول قرشى گذشت استعمال نمايند و از جمله حريف و مالح اجتناب كنند .

[ انطاكى ]

انطاكى گويد كه آنچه از زوال فقرات باشد بستن فقرات و رد آن و تضميد به مثل مرسين و كرسنه و گل قبرسى نافع و آنچه از استرخاى عضله و مثانه به افراط برودت و رطوبت باشد جوارشات گرم و فلافلى و كمونى دهند و آنچه از افراط حرارت بود مثل طباشير و كاسنى و حب الآس و گل مختوم و بلوط شرباً و ضماداً به كار برند و كذا سعد و سداب در بارد و اطريفلات مطلقآ و در بارد به حلتيت مالش كنند .

[ على بن زين ]

على بن زين گويد هر كه خواهد كه نماز با وضو بخواند بگيرد محلب مقشر و به زنبق و عسل سرشته به قدر بندقه صبح بخورد و شب وقت خواب سه عدد جوز بريان كرده با عسل تناول كند .

بول فى الفراش

يعنى بول كردن در جامه خواب سببش نيز استرخاى عضله مثانه است اما كمتر از استرخايى كه در سلس البول باشد و گاهى حدت بول اعانت آن كند و اين مرض بيشتر كودكان را به سبب رطوبت مزاج عارض گردد و استغراق ايشان در خواب بر آن اعانت كند .

علاج :

بايد كه سعد كندر خولنجان جفت بلوط حب الآس گلنار جمله برابر كوفته بيخته بدهند و مشك و جندبيدستر در روغن سوسن آميخته بر مثانه ضماد كنند و نشستن در آب معدن گوگرد و آب درياى شور سودمند است و شهدانج بريان نموده با عسل آميخته بدهند و مدام خوردن جوزبوا مفيد بود . و ايضا خوردن معجون فلاسفه نارجيل با شكر نيز نفع دهد . و اين معجون ماسك البول بسيار مفيد است پوست بليله پوست هليله زرد هليله سياه به روغن گاو بريان وج تركى خولنجان قرنفل هر يك هفت ماشه خصية الثعلب صندل سرخ كات هندى گلنار فارسى موى ميش سرخ سوخته هر يك سه و نيم ماشه جفت بلوط بريان اقاقياى مغسول عود صليب شونيز بريان كهربا بسد سوخته هر يك چهار و نيم ماشه مويز منقى هفت و نيم توله قند و عسل هر دو نيم پاؤ شهدانج چهارده ماشه جند مشك عنبر هر يك سه ماشه شربتى از يك مثقال تا دو درم و خوردن خشخاش سفيد يك توله با نبات برابر و كذا نخود بريان با نبات هر يك يك و نيم توله و كذا مغز جوز يك توله و كشمش دو توله و كذا گشنيز و گندم هر دو بريان يك توله قند سياه چهارم حصه هر دو نافع بود و از چيزهاى مدر و سرد و تر احتراز كنند و نيكوترين حيله آن است كه مريض را در ميان خواب چند مرتبه بيدار نموده بول كنانند و به وقت شب آب و طعام ندهند و بسيار باشد كه در اين مرض صبيان را علاج سود ندهد و
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 519 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )