تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
پوست هليلهء زرد نمك لاهورى هر يك سه درم درونج عقربى دارچينى زرنباد اشنه افتيمون پوست ترنج برگ سنا پوست هليله آمله زنجبيل انيسون پوست ليموى كاغذى جوزبوا خيربوا عود غرقى مصطكى قرنفل بسباسه قرفه دارفلفل دانهء هيل سعد كوفى فلفل گرد وج تركى مر مكى هر يك دو درم فلفل سفيد يك نيم درم نمك سياه چهار درم نمك شور دو درم حلتيت پنج درم كوفته بيخته حبها به قدر نخود سازند شربتى يك عدد صبح و يك شام با عرق باديان و گلاب هر يك پنج توله .

سلس البول

و او آن است كه بول بى اراده بيرون آيد و اكثر اين به سبب فرط برودت مثانه و به سبب استرخاى عضله محيط مثانه و ضعف آن و ضعف مثانه از كثرت رطوبت مىباشد چنانچه در آخر امراض بارد رطب عارض شود و گاهى به سبب استكثار مدرات افتد و از اين قبيل شراب رقيق كثير المزاج و خربزه و ديگر فواكه رطبه است و خصوصاً هنگام اتساع مجارى در گرده و شدت قوت جاذبه و گاهى به سبب حرارت مفرط مثانه بود كه مائيت كثير به سوى مثانه جذب كند و مجارى را فراخ گرداند و مثانه ضعيف گردد و از امساك بول عاجز آيد . و ايضا از اسباب او زوال فقار محاذى مثانه است از ضربه يا سقطه و بدان سبب آفت در عضلهء عاصره عارض شود و بر قبض نمودن گردن مثانه قادر نشود و يا رباطات مثانه بگسلد و بدان جهت مثانه مسترخى گردد و ضبط بول نكند خصوصاً اگر زوال به سوى خارج باشد . و گاهى سبب سلس البول در مثانه و عضلهء بول نباشد چنانچه مذكور شد بلكه به سبب ضاغط مزاحم بود كه هر ساعت مثانه را بيفشارد و بول خارج شود و مثل آنكه حوامل را و كسانى را كه در شكم ايشان ثفل بسيار جمع شود و صاحبان اورام عظيمه در اعضاى فوق مثانه چون رحم و ناف را به هم رسد و به سبب خلع مثانه و بر سبيل بحران نيز عارض شود . و گويند كه عقب جماع بول كردن موجب سلس البول و بول فى الفراش گردد .

طريق تشخيص اسباب مذكوره :

اگر تقدم استعمال مدرات كثير يا زوال فقره يا اسباب خلع مثانه يا وجود حمل يا اجتماع ثفل بسيار در امعا يا ورم رحم يا ناف يافته شود و يا در روز بحران واقع شود و سببش از اسباب مذكوره باشد و الا به قاروره نگاه كنند اگر رنگ او سفيد باشد و با حرقت و تشنگى نبود و جمله علامات سوء مزاج بارد پيدا بود سببش سردى و ضعف مثانه و عضله و استرخاى او باشد . و اگر قاروره رنگين بود و گرمى مزاج و تشنگى و سوزش معلوم شود و مريض به چيزهاى گرم ضرر يابد سببش حرارت مفرط مثانه باشد .

علاج :

آنچه از سردى مثانه و استرخاى عضله و ضعف آنها باشد كندر و مصطكى هر واحد يك ماشه باريك سائيده در گلقند يا اطريفل صغير آميخته تناول نمايند و ديگر ادويهء حارهء قابضه چون خولنجان و قسط و جوزبوا و مانند آن هرچه مسخن مثانه و مجفف رطوبات اسفل بدن بود با چيزهاى بارد قابض مجفف چون جفت بلوط و حب الآس و گلنار و مانند آن مركب ساخته بخورند و خوردن فلاسفه و معجون بلوط و معجون گلنار نيز نافع بود و ادامت بر خوردن جوزبوا تمام النفع است و خوردن انجير و مويز مسخن مثانه است و مشك و جندبيدستر با روغن بابونه و روغن نرگس و مانند آن آميخته بر مثانه طلا كنند و بهترين چيزها خوردن اطريفل صغير و كبير است خصوصاً اگر ادويهء اطريفل به روغن گاو چرب سازند تا عفونت او كم گردد و بريان نمايند تا تجفيف او زياده شود و عوض عسل به قوام شكر بسرشند . و چون اين نوع كهنه گردد منجر به استسقا شود و به هلاكت رساند كذا فى ابيذيميا و آنچه از حرارت مفرط باشد علاجش به علاج ذيابيطس كنند . و ايضا از طباشير و گلنار و گل ارمنى و تخم خرفه و كاهو و خشخاش قرص ساخته بدهند و يا پوست هليله زرد پوست هليله آمله گلنار جفت بلوط گل سرخ مساوى سائيده به روغن گل چرب كرده در قوام سه چند نبات سفيد آميزند و از دو درم تا سه درم به رب ريباس دهند و هر چه بارد قابض باشد استعمال نمايند و آلو بخارا و سماق و تمر هندى و دانهء انار ترش در دهن داشتن تشنگى اين را دور كند و آنچه از زوال فقره بود اگر زوال او به سوى خارج باشد و به انقطاع رباطات مثانه انجاميده باشد علاجش ممتنع است چه رباط گسسته مرتبط نگردد . و اگر به سبب تمدد رباطها باشد علاجش روفقار ست . و اگر زوال فقار به داخل بود علاجش جذب فقار به مص محاجم يا تضميد زفت نمايند . و آنچه از اورام رحم و ناف و خلع مثانه يا اجتماع ثفل و حمل باشد به زوال سبب زائل شود . و آنچه از كثرت استعمال مدرات باشد ترك سبب كنند و بعده اگر باقى باشد به اشياى موافقه تعديل نمايند و بحرانى را قلع نبايد كرد بلكه در آن اعانت طبيعت به مدرات كنند .

ذكر ادويهء مفرده و مركبهء يونانيه و هنديه نافع سلس البول :

خوردن عود البخور و نوشيدن عصارهء عصى الراعى و كذا خوردن جفت بلوط براى سلس البول مجرب سويدى است . و شرب ناردين