تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
سه مثقال تخم كرفس يك نيم مثقال پرسياوشان يك مثقال تخم كشوت و گل كشوت هر واحد دو مثقال تخم خيار تخم خيارزه هر يك چهار مثقال تخم كاسنى يك پنج مثقال قند سواسير سركه پاؤ سير به دستور مرتب سازند و به آب پرسياوشان بنوشند شربت خسك جهت تفتت سنگ مثانه و عسر بول خارخسك تازه را بكوبند و اندك آب پاشيده بيفشرند پس يك رطل از اين آب و دو اوقيه عسل و دو رطل قند آميخته به قوام آرند . و اگر خار خسك خشك باشد دو يا سه اوقيه نيم كوفته يك شبانه روز در آب تر كرده بجوشانند و صاف كرده يك رطل قند آميخته به قوام آرند ضماد كه براى حصات مثانه از والد حكيم علوى خان منقول است سنگ سر ماهى حجر اليهود برگ حنا پرسياوشان برنجاسف بيضهء سنگ پشت خارخسك تخم هليون جعده شبت تازه اقحوان كوفته به آب باديان تازه سرشته روغن عقرب روغن حسك داخل كرده نيم‌گرم بر عانه ضماد نمايند ايضاً كه همين نفع دارد خاكستر عقرب حجر اليهود سنگ سر ماهى قردمانا حاشا برگ حنا كمافيطوس كماذريوس بيضهء سنگپشت مغز استهء آلوبالو گل سرخ گل خطمى كوفته به آب شبت تازه آب باديان تازه آب عنب الثعلب روغن حسك روغن سداب داخل كرده نيم‌گرم ضماد نمايند عرق انناس جهت سنگ مثانه مجرب است انناس دوازده عدد پاره پاره كرده باديان روناس هر يك يك آثار پياز سفيد خارخسك هر يك دو اثار در ديگ انداخته آب آن‌قدر كه بالاى اجزا چهار انگشت باشد ريخته عرق كشند خوراك پاؤ سير با قدرى نبات صبح و شام و وزن سير بست و چهار توله در اينجا معتبر است مسهل معمول در سنگ مثانه گل بنفشه خبازى خطمى خارخسك تخم خربزه گاو زبان خيارين كوفته هر يك شش ماشه گل نيلوفر گل سرخ هر يك چهار ماشه سپستان بست و پنج دانه پوست بيخ كاسنى نه ماشه سناى مكى يك توله شب در آب گرم خيسانيده صبح خام ماليده صاف كرده گلقند سه توله فلوس خيارشنبر شش توله ماليده باز صاف نموده شربت دينار چهار توله روغن بادام شش ماشه داخل كرده بدهند غذا دو پهر نخوداب شام شله و تا دو پهر به جاى آب عرق مكوه و دستور است كه اول شربت دينار عرقيات در وقت شدت درد ميدهند و به روغن شبت نيم‌گرم مالش مىكنند باز منضج داده مسهل مىدهند و گاهى صرف شيرجات كاسر سنگ و مخرج ريگ كفايت مىكند معجون از ابن ماسويه سنگ مثانه را منفعت نيك دارد اسارون تخم گزر دشتى حب الغار سليخه اسفند حب بلسان عود بلسان همه را برابر نرم بكوبند و به حرير پخته به آب باديان و عسل مقوم معجون سازند و سه درم بخورند معجون حجر اليهود مخترع نواب علوى خان مجرب بلا تكلف ايرسا تخم سيساليوس كماذريوس هوفاريقون لادن سياه هر يك چهار مثقال حماما هشت مثقال دارچينى حرف جبلى زعفران سنبل الطيب تخم كرفس جعده سداب برى اصل السوس حجر اليهود مشكطرامشيع هر يك دوازده مثقال تخم فنجنكشت حرف هندى هر يك بست و چهار مثقال قردمانا بست و پنج مثقال با سه چند عسل مقوم بسرشند خوراك سه درم با شراب ممزوج به عسل و در اثناى اين نطول از ادويهء محلله و مدره به كار برند و به قول اطباى هند جواكهار سهاگه هر يك دو دانگ با دوغ يا آب خوردن سنگ مثانه و باؤگوله را نافع است . و ايضا مجرب بورهء كاهجاروب يك توله جوانسه سه توله هر دو را جوش داده صاف نموده بنوشند . و گويند كه اگر كونپل درخت كنجد در سايه خشك كنند و سوخته در ظرفى نگهدارند و سه درم بخورند سنگ مثانه دور شود . و نوشيدن آب ترب به شكر سفيد آميخته و كذا شيرهء كلتهى و كاسنى و يا گل داودى جوشانيده نوشيدن خواه سفوف كرده خوردن و كذا از كال چوب انگور در آب سائيده آشاميدن يا بيخ درخت جيت را در آب برنج ساتهى سائيده نوشيدن و يا تخم خربزه تخم قرطم كلتهى جوشانيده شكر سرخ آميخته نوشيدن نافع است

اقوال حذاق :

[ مؤلف اقتباس ]

مؤلف اقتباس مينويسد كه از جمله ادويه مجربه اين است كه معجونى كه در آن عقرب سوخته سه نيم درم است و در قول ابو سهل خواهد آمد يك دانگ با شيرهء كرفس هفت ماشه در عرق انناس بدهند . و يا دوائى كه در آن خاكستر بيخ كرنب نبطى است و در بحث سنگ گرده در قول بوعلى سينا گذشت در آن حب القلت افزوده همه مساوى گرفته نبات برابر آميخته يك مثقال با عرق دهدهائن بدهند . و دهدهائن گياهى است كه در موسم برشكال بر كناره‌هاى تالاب بسيار مىباشد پنج آثار گرفته پودينهء خشك فوه تخم قلت هر يك سه پاؤ آميخته پنج شيشه عرق كشند شربتى از نه توله تا بست توله و گاهى تخم قرطم و گوكرو هر يك يك آثار عوض پودينه داخل مىكنند و تخم قلت نيز يك آثار ميگيرند و ينچ آثار نبات افزوده به دستور عرق كشيده از نيم پاؤ تا پاؤ آثار در سنگ گرده نيز استعمال مىكنند . و يا دانهء هيل سه ماشه جواكهار يك ماشه نبات برابر بخورند و بالايش آب برگ ترب و يا شلغم و يا چقندر و يا سرمق يك پياله با شكر سرخ پنج توله بنوشند و كذا خاكستر