تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
محلب مقشر نيم اوقيه در دو رطل آب بپرند تا سوم حصه بماند صاف كرده يك سكرجه بنوشند ديگر حب المحلب مقشر كوفته دو مثقال زعفران مثقال زراوند مدحرج نيم مثقال به عسل سرشته چهار درم به طلا بخورند ديگر حب المحلب مقشر شونيز هر واحد هفت درم جندبيدستر ميعهء سائله روغن بلسان هر واحد دو درم ادويه كوفته به روغن بلسان و ميعه لت كرده به عسل معجون سازند شربت دو درم به آب زيره و سداب و ترب ديگر عقارب سوخته سه درم و نيم جنطيانا يك نيم درم زنجبيل يك درم فلفل دارفلفل هر واحد دو درم و نيم بيخ كاكنج پنج درم جندبيدستر چهار درم كوفته بيخته به عسل معجون سازند و شش ماه بدارند شربتى از دانگى تا دو دانگ به آب كرفس و عقارب را به اين طريق بسوزند كه بگيرند ده عقرب زنده و در كوزه گلى نو انداخته سر او بند كنند و به آرد گندم طلا كنند و تنور را به چوب انگور گرم كنند بعده خاكستر از آن دور كرده در آن كوزه بنهند و دهن تنور بند كنند و يك شب بگذارند پس آن كوزه را برآورده بدارند تا سرد گردد و عقارب را برآورده در ظرف آبگينه بدارند و وقت حاجت سائيده مقدار دو قيراط با حنديقون بخورانند كه آن سنگ بشكند و مستعد از پيدا شدن سنگ در آن محفوظ دارد ديگر بورهء ارمنى پنج درم سوده به عسل سرشته به عصارهء ترب دو اوقيه حل كنند و از آن هر روز مقدار يك درم بدهند ديگر اسارون فوه تخم كرفس هر واحد دو درم انيسون دوقو وج حب بلسان كتيرا تخم خربزه هر واحد سه درم كوفته بيخته به عسل سرشته به آب ترب بدهند ديگر حب بلسان و پودينه دشتى خشك باقى اجزا همان است كه در بحث حصات كليه در قول بوعلى سينا گذشت و ملعقه با طلاى ممزوج سه نيم اوقيه بدهند

[ شيخ ]

شيخ ميفرمايد كه مثانه محتاج به ادويهء قويتر است زيرا كه باردتر و بعيدتر و سنگ آن شديد التمكن از شدت انعقاد است و ادويهء او ادويهء قويهء مذكوره در علاج حصات كليه است و سنجرينيا و مثروديطوس نفع كند اگر سنگ كوچك يا نرم باشد . و همچنين اثاناسيا و نفع كند ايشان را اسقولوقندريون يك اوقيه مع محلب مقشر نيم اوقيه به شراب و نافع است ايشان را قلت كوفته پانزده درم پرسياوشان هفت درم اسقولوقندريون پنج درم خارخسك ده درم دوقو فطراساليون هر واحد چهار درم انجير سفيد هفت عدد به دستورى كه در قول ابو سهل گذشته جوشانيده بياشامند نيم رطل . و در اين احتياج افتد به آبزنى كه ايشان استعمال آن كنند به آنكه قويتر باشد و در آن با ادويهء معروفهء ادويه مثل برگ فنجنكشت و پرسياوشان و ساذج و نمام گل سرخ بود و چيزى كه در آن قبض باشد تا ارخا مفرط نگردد و در مروخات ايشان بارزد و زفت و اشق و فرفيون داخل كنند . و افضل آن‌ها ضماد مقل مكى است و بهترين ادهان روغن عقارب است ضماد و قطوراً و زرقاً و بدان چيزى مقوى آميزند و ادويهء ضمادات ايشان بيخ اسقولوقندريون و بيخ نيل و جعده و ساذج و خطمى و پرسياوشان است و در آن مثل برگ عصى الراعى داخل كنند و گنجشك مذكور در باب حصات كليه و آنچه با وى از طبقه مذكور شد اين را بسيار نافع است . و از آنچه ايشان را در معالجات آن‌ها مخصوص است اين است كه ادويهء حصات در زراقه استعمال كنند پس بدان انتفاع شديد يابند . و چون بول به دشوارى آيد يا بند شود به سبب حصات مثانه و سبيل به سوى شق نباشد به سبب حائلى يا به سبب جبن پس بعضى كسان ميان حلقهء دبر و خصيه شق صغير مىكنند و در آن انبوبه مىنهند تا بول از آن خارج شود و موت دفع مىشود و اگر چه عيش غير هنى است . و چون ادويه نفع نبخشد و اراده شق كنند بايد كه شخصى را براى شق او اختيار كنند كه آن واقف از تشريح مثانه باشد و موضعى را دانسته باشد كه از گردن مثانه اوعيهء منى متصل است و موضع شريان و موضع لحمى را از مثانه شناسا بود تا در آنچه اجتناب واجب بود احتياط نمايد پس آفت در قبل يا نزف الدم يا ناصورى كه ملتحم نشود حادث نشود و بايد كه اسفل روده و مثانه را از قبل از آن تكميد كند

[ عباس ]

عباس گويد كه اسباب مولد سنگ مثانه در اكثر امر اشياى مولد حصات كليه است و لهذا تدبير صاحب او به ادويه و اغذيه تدبير واحد بود از تقليل غذا و استعمال اغذيهء لطيفه مولد كيموس محمود و اجتناب اغذيه غليظه مولد بلغم و خلط غليظ و استعمال ادويهء ملطفهء مفتتهء حصات و تمريخ عانه و موضع مثانه به روغن‌هاى محلل ملطف و ريختن آب گرم كه در آن بابونه و اكليل الملك و پرسياوشان و حلبه و خارخسك و مانند آن جوشانيده باشند . و ايضا صاحب او را حجر اليهود سوده نيم درم به آب نيم‌گرم دهند و عقارب سوخته چون دو دانگ تا نيم درم به آب نخود سياه بدهند منفعت بين نمايد . و اين دوا تفتيت حصات مثانه نيك كند بگيرند آبگينهء سوخته غير مستعمل و سنگى كه در اسفنج يافته شود و حجر اليهود هر واحد يك جزو صمغ عربى و صمغ آلو و اسقولوقندريون هر واحد دو جزو همه را باريك سائيده به حرير بيخته دو درم به سكنجبين بخورند صفت دواى ديگر كه در شكستن سنگ مثانه كافى و بالغ النفع است پوست بيخ كبر و خولنجان و خارخسك و وج و فرفيون و عاقرقرحا و جندبيدستر هر واحد دو درم دارچينى و زنجبيل