تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
گاو به قرص طباشير ممسك يا به بعض اقراصى كه براى اين مرض موصوف است بدهند . و ايضا دوغ كه آب او دور كرده باشند بايد داد و تضميد گرده به صندل سفيد و كافور و گل سرخ و گلاب كنند . و اين ضماد نفع كند صندلين گل سرخ هر واحد چهار درم اسپغول سه درم گل ارمنى گلنار هر واحد دو درم باريك ساييده به آب خرفه يا آب كاهو و گلاب سرشته بر گرده ضماد نمايند . و يا اسپغول و آرد جو و صندل سفيد هر واحد پنج درم حب الآس جفت بلوط هر واحد سه درم عصارهء لحيةالتيس رامك اقاقيا هر واحد دو درم باريك ساييده به آب طرخشقوق يا آب كاهو يا آب خرفه يا آب بقلهء حماض سرشته ضماد كنند و روغن گل بر گرده بمالند . و اين حقنه به عمل آرند بگيرند آب خرفه و آب حى العالم و آب كاهو و آب برگ خشخاش هر چه از اين حاضر باشد يا آب شاخ گل سرخ هر واحد يك جزو ماء الشعير دو جزو از همه چار اوقيه گرفته بر آن روغن گل و روغن نيلوفر هر يك اوقيه انداخته حقنه كنند كه نافع است . و غذاى صاحب اين علت گوشت بره و بزغالهء معمول به طريق سماقيه يا حصرميه يا رمانيه يا زرشكيه باشد و دماغ حملان و پايچهء آنها در مخ آنها و بيضهء نيمبرشت و پنير تر و ماهى تازهء فربه بدهند . و از بقول كاهو و خرفه و طرخشقوق و از فواكه سيب و شفتالو و امرود و بهى و انار و عناب تازه و بادام تر و خشك و بسر و حلسوان اخضر و جالاب خورند و گاهى به تناول جماز و طلع نفع يابند . و اگر زمانه تابستان يا ربيع باشد نشستن در آب سر در آب بود و راحت و سكون و مانند آن از اين تدبير است و از اشياى حاره و اشياى مدر بول مثل خيار و بادرنگ و خربزه و تخم اينها و مانند آن اجتناب نمايند .

[ جرجانى و ايلاقى ]

جرجانى و ايلاقى مينويسند كه صاحب ذيابيطس را اگر قوت قوى بود و مانعى نباشد اول رگ باسليق زنند پس تدابير مبرده و مرطبه بايد كرد و كشكاب غليظ سرد كرده و روغن گل چكانيده بايد داد و اسپغول و شكر در آب خيار ترش و شيرهء تخم خرفه به آب انار ترش و آب كدو بريان كرده و رب حماض اترج و دوغ گاو يا بز سخت سود دارد . و اگر مرض در ابتدا بود و تن فربه و قوت بر جا باشد عرق آوردن صواب بود و اگر انار دانه و سماق و تمر هندى در دهان دارند تشنگى بنشاند . و اين قرص طباشير به وزن سه درم به آب انار و رب مورد سخت سودمند است صندل سفيد صمغ عربى اقاقيا هر يك دو درم طباشير ده درم باقى اجزا همان است كه در قول ابو سهل گذشت . و نسخهء قرص گلنار نيز در قول مذكور گذشت و پارچه به آب يخ سرد كرده بر گرده گاهى نهند و ضماد آرد عدس به گلاب سرشته آزموده است حرارت گرده را ساكن كند . و اگر متحمل باشد اقاقيا چهار درم كندر دو درم به آب مورد تر سرشته ضماد كنند . و اگر اقاقيا در آب حل كنند و آن آب را سرد كرده پارچه بدان تر كنند و بر گرده بپوشند سود دارد و هر گاه گرم شود تبديل كنند . و حقنهء كه از عصارهء خرفه و بارتنگ و سفيدهء بيضهء مرغ سازند حرارت گرده را تسكين دهد و به اعتدال باز آرد . و اگر در اين حقنه دوغ ترش پالوده زياده كنند صواب بود و طعام قليهء كدو و ماهى تازه به ترشى پخته و قليه از ساق كاهو و ثريد قرص نان در دوغ ترش و مصوص به آبغوره و مانند آن فرمايند و آن را كه دهن رگها فراخ شده باشد ادويهء قابضه دهند .

[ خجندى ]

خجندى نوشته كه صاحب اقناع گفته علاج ذيابيطس قريب از علاج تب محرقه است و هر صباح ربوب فواكه قابضه مثل به و سيب و انار و آب اينها به اقراص كافور يا طباشير يا اقاقيا دهند و لعابات به شربت انار يا آلو يا خشخاش استعمال كنند . و از حلو و مالح و حريف و حركت متعب و جماع حذر نمايند و غذا به ماء الشعير بريان يا ريباسيه يا سماقيه و مانند آن دهند . و اغذيهء غليظه مثل هريسه و لحم بقر و بره ترش كرده و مصل و رايب و پايچهء بز ايشان را نافع است و نوشيدن نقوع سماق به شراب حلو مجرب . و اين ضماد عجيب است اقاقيا كافور صندل بنج مساوى كوفته به گلاب سرشته در تهيگاه ضماد كنند و يا اقاقيا در سركه و گلاب حل كرده پارچه بدان تر نمايند و بر يخ سرد كرده نهند . و اين قرص ذيابيطس مجرب محمد زكريا است طباشير رب السوس هر يك ده درم تخم كاهو بيست درم تخم خرفه پانزده درم گل سرخ گشنيز خشك هر يك پنج درم اقاقيا صمغ صندل گلنار گل ارمنى هر يك دو درم كافور نيم درم كوفته بيخته قرص ساخته دو مثقال به آب انار ترش يا به دوغ گاو بدهند .

[ سعيد ]

سعيد گويد كه اين مرض خطرناك است و خاصة اگر به كهول باشد كه ايشان كم از آن خلاص مييابند بهر آنكه امراض متطاوله حادث به كهول عسر العلاج بود كما قال بقراط . و هر گاه اين علت از سوء مزاج حار يابس حادث مىشود بر طبيب واجب است كه مقابلهء سوء مزاج حار يابس به اشياى مبردهء مرطبهء مقويهء گرده مثل ماء الشعير و شرب آب انار و كذا آبغوره به آب سرد و استعمال ماء القرع به سكنجبين و آب خرفه به شربت خشخاش و شرب لعابات به آب انار و آب آلو به جلاب و اخذ ريوب قابضه كه بالا مذكور شد نمايد . پس اگر بدن ممتلى از خون باشد فصد مريض در ابتداى مرض يا برد مزاج نمايند .