عدس مقشر هليلهء سياه گل ارمنى صمغ عربى هر واحد ده درم به قدر سه درم از آن صبح و شام بخورند .
[ بوعلى ]
بوعلى مينويسد كه اكثر ذيابيطس از حرارت ناريه عارض مىشود فلهذا بيشتر علاج او تبريد و ترطيب به بقول و فواكه و ربوب باردهء غير مدره است مثل كاهو و خشخاش و سكون در هواى سرد و تر و جلوس در آبزن بارد حتى كه بدن سرد شود تسكين تشنگى او و تبريد گرده و تشديد عضلهء او نمايد و بوييدن كافور و نيلوفر و مانند آن از رياحين بارده در اين باب نافع است .
و از آنچه اين را نفع بخش خواب آوردن و بازداشتن از تشنگى است و تدبير عطش مقدم است بايد كه بدان اشتغال نمايند و اگرچه به نوشيدن آب بسيار باشد و بهتر آن است كه آب بسيار سرد بنوشند پس قى كنند و بر اين تكرار آن نمايند .
و واجب است كه مائيت را از گرده به قى و تعريقى قوى بگردانند و تخدير ناحيهء كمرگاه از آن جمله است كه نفع كند به اماتت قوت از تقاضا و عجز آن از جذب او نيز و بايد كه از تعب پشت و تناول مدرات اجتناب كنند و تليين طبيعت ايشان را نافع است .
و اگرچه به حقنههاى معتدله باشد چه اكثر از ايشان يابس الطبع مىباشند و گاهى محتاج به فصد در ابتداى مرض ميشوند .
و از مشروبات نافعه دوغ ترش سرد كرده است و بهتر آن غليظ و خصوصاً از شير ميش بود و ماء القرع مشوى و عصارهء خيار به اسپغول و آب انار ترش و آب توت و آب آلو و امثال آن است .
و اشربهء او از اين قبيل باشد و حتى المقدور عوض آب آن را بنوشند و رب تفاح ايشان را بسيار نافع و گلاب بلكه عصير گل سرخ نافع بود و تسكين تشنگى ايشان كند و شربت آن به قدر دو قوطولى است .
و ايضا آب مقطر از دوغ گاؤ يا دوغ گوسفند ترش نفع كند و تسكين تشنگى نمايد و اگر سه بيضه در سركه يك شبانهروز تر كرده بنوشند نافع بود .
و از مجربات ما اين است كه بگيرند فقاع از آرد جو و آب دوغ ترش مروق بعد تختر دوغ و تكرار اتخاذ فقاع از آن چند بار و ترويق آن بعد از آن استعمال آن به آرد جو به طريق فقاع كنند و هر قدر كه تكرار اين نمايند سرد زياده باشد بعده سرد كرده بنوشند .
از ادويه اين قرص گلنار است بگيرند اقاقيا دو درم باقى اجزا همان است كه در قول ابو سهل گذشت و به وزن سه درم به لعاب اسپغول و آب سرد يا ماء القرع بخورند .
ايضا قرص طباشير به ماء القرع يا خيار يا آب انار .
و ايضا بگيرند طباشير گل مختوم سرطان نهرى سوخته مغسول هر واحد يك جزو لك سه جزو خشخاش تخم كاهو هر واحد يك نيم جزو به لعاب اسپغول قرص سازند و شربت از آن حسب مشاهدهء حال .
و از اضمده آنچه از ادويه كه در آن تبريد و تشديد باشد گرفته شود و بگيرند سويق جو و شاخ نرم انگور و اگر از روغن به يا سيب يا زعرور يابند بدان آميزند و ضماد كنند .
و همچنين گل سرخ تازه و ريباس و غوره و عصى الراعى و پوست انار مخلوط كرده ضماد نمايند و كندر دو درم و جز آنكه در قول ابو سهل گذشت طلا سازند .
از حقنههاى قويه در اين مرض بهتر حقنه به دوغ و به عصارات باردهء قابضهء مذكوره در اضمده است و گاهى به شير تازه و روغن كدو و روغن بادام حقنه ميكنند .
و اما اغذيهء ايشان آنچه سريع الاستحاله سبب لطافت خود به سوى صفراويت نباشد و يا به سبب لطافت و قلت او به نحوى كه بخار گردد و تحليل شود و ثفل را خشك كند نبود .
و گاهى جفاف او به صرف مائيت از روده به سوى گرده مىباشد بلكه اگر لطيف باشد مائيت او تحليل شود به غير آنكه از آن بول بسيار جمع شود و با وى لينت طبيعت باشد آن فاضل است چه افضل شى از اغذيه كه ايشان را بدان امر كنند به نوعى باشد كه تابع او لين طبع بود و تشنگى بشكند .
و از آنچه ايشان را موافق بود حريرهء معموله از خندروس و آب كشك جو و مصوصات و هلامات است
و چيزى كه قبض طبيعت از آن دور شود بدان مخلوط سازند شورباهاى بسيار چرب از لحوم برهء يك ساله و ماكيان فربه و پايچهء گاو و ماهى تازه محمض و غير محمض اگر از تشنگى او امن باشد و شير ميش مطبوخ به آب تا آب و قدرى شير برود همه ايشان را نافع است و بايد كه از فواكه كه اندر آن تبريد و قبض مع ادرار بود مثل بهى احتراز كنند .
[ ابن عباس ]
ابن عباس گويد كه هر گاه حدوث ذيابيطس از غلبهى حرارت مفرط بر گرده بود به اشياى مبرده مطفيه و اغذيهء بسيار چرب علاج كنند و ماء الشعير به شربت خشخاش و آب انار ميخوش و شيرين و قرص طباشير قابض به آب سيب و شربت ريباس و شربت به و لعاب اسپغول و آب خرفه بدهند و اسپغول و روغن گل و اندك گل ارمنى و گل قبرسى به رب ريباس يا رب غوره دهند و اگر از اين فايده نشود قرص كافور به آب انار يا به ريباس بايد داد .
( نسخهى قرص ذيابيطس در نسخهى معمولى وزن كاهو و خرفه هر يك ده درم و از تخم حماض تا سماق هر يك سه درم و رب السوس پنج درم و صمغ عربى سه درم عوض گل سرخ است )
و اين قرص ذيابيطس بدهند كه نافع است طباشير پنج درم تخم كاهو تخم خرفه هر يك به هفت درم و تخم حماض گشنيز خشك گل سرخ گل ارمنى هر واحد سه درم صندل سفيد گلنار سماق هر واحد دو درم كافور نيم درم همه را باريك ساييده به آب خرفه يا آب كاهو سرشته هر قرص به قدر درم تا مثقال بسازند و به آب انار ميخوش يا به آب سيب يا شربت حصرم يا رب ريباس و مانند آن بخورند .
و اگر اين كفايت نكند دوغ