نهايت ده روز همچنين كنند خون بسته شود و دانهء بواسير به تدريج تحليل گردد .
ديگر بخور ثمر بكاين كوفته جوشانيده و كذا بندال جوش داده چند روز در دفع بواسير مجرب است و ايلوه به آب ساييده طلا كردن نيز مسقط بواسير نوشتهاند .
ايضا شيرهء برگ كمافيطوس هندى به وزن پنج بهلولى و نيمهء آن نبات وقت صبح دهند هفت روز نهايت دوازده روز و دود برگ درخت لرزان و كذا گل سرس و پوست آن و كذا بلع تخم سرس نيز دافع اين علت است .
ديگر خاكستر عقرب بر بواسير طلا نمايند و شير و برنج بخورند در سه روز ساقط شوند و يا زردچوب در شير زقوم هفت مرتبه تر كرده خشك ساخته بر بواسير ضماد كنند .
انكباب اوراقى كه مجفف دانه بواسير است برگ بكاين و ثمر آن برگ گز برگ تمر هندى برگ سنبهالو برگ بنگ برگ جامن برگ سرس برگ نيب برگ درخت كنگهى برگ ارهر امربيل برگ نيل هرچه از اين مناسب دانند و بهم رسد انكباب نمايند و كذا انكباب از پوست درخت اينها نافع .
ديگر بخور كه باسور را خشك كند پيخال ابابيل و شنگرف هر يك چهار ماشه باريك ساييده سه پرى بسته بدارند و سه روز متواتر هر روز يك پرى بر آتش چوب كنار انداخته دهونى بگيرند .
ديگر سيماب يك تانك رسكپور دو نانك شنگرف يك تانك كژدم سه عدد هر چهار ادويه باريك ساييده دو حصه نمايند يك حصه بر آتش چوب كنار انداخته برهنه شده چادر پيچيده دهونى بگيرند و گلورى پان قدرى كتهه زياده انداخته وقت دهونى در دهن دارند .
و اگر احيانا دهن جوش كند از چهال به بول يا چهال جهربيرى مضمضه كنند غذا نان گندم بىنمك با روغن ماده گاو ساخته پرهيز از جميع اشيا كنند در بواسير خونى مجرب نوشته .
حب كه در بواسير خونى و بادى معمول است پكهان بيد گيرو مرداسنگ صندل سرخ رسوت زيره سفيد شب يمانى بريان كات سفيد هليلهء زنگى آمله هر واحد يك درم در آب برگ نيب هشت پاس با شاخ گوزن كهرل كرده حب بندند و به آب تازه در شبانه روز دو بار طلا كرده باشند و پوست هليلهء زرد عوض مرداسنگ انداخته دو ماشه براى خوردن دهند .
و اگر مقل مغز تخم نيب اضافه كرده به عمل آرند نافعتر باشد .
دوائى كه در دفع بواسير مجرب است بيخ گل عباسى سه دام پوست بيخ كچنال سه دام رسوت نگركوتى يك دام اول بيخ عباسى را از كارد ريزه ريزه كرده هر دو اجزاى ديگر را نيمكوب نموده هر سه مخلوط كرده سه حصه نمايند و يك حصه را در نيم سير آب انداخته در ظرف چينى كرده در شبنم بگذارند و صبح دست ماليده از پارچه گذرانيده بياشامند و بعد از چهار گهرى يك پاؤ برنج ساتهى با يك پاؤ آب آنقدر كف مال نمايند كه شيرهء برنج بر آيد بعده نيم دام پكهان بيد را كوفته سه حصه نمايند و يك حصه را داخل آب برنج كرده بياشامند و يك نيم پاس روز برآمده دليهء گندم را به شير بىنمك به طريق شيربرنج پخته روغن داخل كرده بخورند و از ديگر غذا پرهيز كنند .
بعد از سه روز مسها بطور چلپاسه از خود مىافتد سه روز به همين غذا اكتفا كنند و بعد از آن هفت روز ديگر گوشت نخورند و برنج و روغن هر چه مناسب دانند بخورند .
ايضا كه براى بواسير معمول فرنگى است سرب دوازده مثقال سيماب نه مثقال اگر تركى سيزده مثقال سرب را گداخته سيماب در آن ريزند و بگذارند تا سرد شود پس صلايه كرده از و الا كه جامهء ريشمى باريك مىباشد بگذارنند و اگر تركى ( اگر تركى يعنى وج ) را نيز صلايه كرده داخل نمايند و با عسل خام سرشته حب سازند به قدر نخود كوچك و دو حب صبح و سه حب وقت خواب بخورند .
و بايد كه در چلهء زمستان و چلهء تابستان استعمال نمايند تا چهل روز .
ايضا كونپل درخت بر اجمود مرچ سياه پيپلامول ديودار سونف نمك سنگ شيطرج بايبرنگ ترپهله هر يك بيست ماشه كوفته بيخته يك صد و بست روز با آب گرم بخورند .
ايضا برگ كنگهى برگ گينده برگ ككرونده مرچ سياه قدر حاجت گرفته در آب شيرهء برآورده بنوشند و از برگ سير و بزر البنج دهونى گرفته باشند همچنين تا دو هفته به عمل آرند .
ديگر اجواين خراسانى بنگ برادهء سم اسپ هر سه برابر در بول بچهء ماده گاو بپزند هرگاه مثل مرهم شود بالاى پارچهء سفيد گذاشته مثل مرهم نهند دانه باسور دفع شود .
ايضا پهتكرى نيم پاو در يك تخته كاغذ سفيد پيچيده در آتش پاچك دشتى بنهند تا جوش زده خشك گردد پس آن را بگيرند و با يك پاؤ روغن گاو در ظرفى كه دو سه روز جغرات در آن ساخته باشند با چوب نيم حل كنند چندان كه سرخ شود و بوى خوش دهد پس نگه دارند و تخم شبت در آب بپزند و ساييده بر مقعد تا دو روز از صبح تا شام بندند و از شام تا صبح بعده پنبه در مرهم مذكور آلوده بر مقعد نهند و لنگوته بربندند و از صبح تا شام و از شام تا صبح بسته دارند همين سان تا هفت روز به عمل آرند جمله مسها گداخته مىافتد مجرب است .
ايضا از مجربات حكيم على دوائى كه به هندى آن را بندال تلخ گويند و به غايت تلخ است بسايند به غايت نازك قريب دو مثقال و بر پنبه نهاده قريب مقعد بدارند زمانى كه بوى او رسد دانههاى بواسير بيرون آيند و در يك هفته متعفن شده بر طرف مىشود و اگر اندكى بر موضع بواسير رسانند قوىتر عمل كند .
اما از ورم و وجع مقعد به غايت تكليف كشند تلافى آن به روغنى كه برنج در آن پخته باشند بايد كرد و تقويت قلب و دفع اذيت آن به ترياق و مثروديطوس و مفرح ياقوتى و عرق بيدمشك و گلاب
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٣٧٧