تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
دافع درد بواسير است .

ديگر

[ صفت آن ]

حب السمنه يعنى چرونجى بر سنگ ساييده قرص ساخته به اندك روغن زرد در مقرفهء آهنى بريان كرده بر مقعد بستن رافع درد و محلل ورم است .

ايضا

[ صفت آن ]

قطعهء كوارپاتهه به قدر گره مربع گرفته از يك جانب پوست آن دور كرده سهاكهء خام سه ماشه سوده بپاشند و بر تابهء گرم از همان جانب بريان كنند و بر مقعد نيم‌گرم نهاده بالايش پارهء پنبه كهنه گذاشته بربندند .

ديگر

[ صفت آن ]

برگ اروسه در سايه خشك كرده كوفته بيخته هر روز چهار پنج بار بر مقعد ماليدن نافع است . بخور بندال جوش داده و كذا ناخن دست و پا تراشيده جمع كرده سوخته و كذا برگ ازهر برگ سرس گل دهاوه برگ بنگ هر يك يك دام جوش داده و كذا بخور شاخ كرگدن و كذا گوشت موش پران يعنى گلهرى خشك كرده كوفته صبح و شام قدرى از آن بخور ساختن و كذا برگ بيدانجير در آب جوش داده و آبدست به آب برگ هلهل جوش داده نيز نافع .

روغن كه نافع بواسير است

[ صفت آن ]

سيندور چار ماشه روغن گاو يك دام در كتوره كانسى با چوب درخت جيت يعنى رواسن كه بر سرا يك دام سرب چسبانيده باشند حل سازند و بر بواسير مالند .

ديگر

[ صفت آن ]

برگ تازهء نيل گرفته آب او بر آرند و با مساوى آن روغن كنجد بجوشانند تا روغن بماند بر بواسير بمالند .

ديگر

[ صفت آن ]

آب گندنا يك حصه روغن كنجد نيم حصه با هم بجوشانند تا روغن بماند و هنگام طلا اندك گوگل حل كرده طلا سازند نافع بود .

ديگر

[ صفت آن ]

دهتورهء سياه در روغن كنجد بسوزند تا روغن بماند پنبه بدان آلوده بر بواسير نهاده بربندند .

ديگر

[ صفت آن ]

از پنج شش توله سرب دسته ساخته يك دام مغز بنوله را بدان بسايند تا به قدر يك دام از دسته هم با وى حل شود و دوا مثل مرهم گردد و طلا كرده باشند نافع است .

ايضا

[ صفت آن ]

رسوت نگركوتى دو جزو كافور يك جزو به آب ليموى كاغذى صلايه كرده حب‌ها برابر كنار دشتى ساخته هر صباح يكى خوردن براى بواسير خونى و ريحى مفيد تام است .

ديگر

[ صفت آن ]

نبات بليكهسوتن كه بر مكانات پخته كهنه مىرويد و برگش كوچك مشابه برگ نورسته پودينهء جبلى و گلشن زرد و نهالش به قدر وجب مىباشد به قدر يك توله با هفت دانه فلفل سياه در آب ساييده بنوشند و بست و يك روز استعمال نمايند كه بواسير خونى و بادى را هر دو مجرب است .

ديگر

[ صفت آن ]

برگ نرمه باريك ساييده دو دام زردچوب سائيده نيم دام هر دو بهم آميخته در روغن زرد گرم كرده بر پارچه نهاده بر مقعد بندند بسيار فائده كند .

ديگر

[ صفت آن ]

از آب قليان كه زرد و بدبو باشد آبدست بگيرند و از برگ آگ بجاى كلوخ مقعد را پاك ساخته باشند نافع بود و نشستن بر جلد شير بالخاصيت نافع بواسير است .

ديگر

[ صفت آن ]

دو سه برگ مدار پخته زرد شده بر روغن ماده گاو چرب كرده بر شعلهء چراغ گرم ساخته بر بندند براى درد بواسير نافع است .

ديگر

[ صفت آن ]

ورق گل صد برگ از شش ماشه تا يك توله با فلفل دو ماشه تا سه ماشه ساييده بنوشند مفيد بود .

ديگر

[ صفت آن ]

چاكسو سه درم مقشر كرده ساييده با يك نيم درم شكر سرخ بخورند نافع بواسير خونى و بادى است .

ديگر

[ صفت آن ]

برگ نيب كه زرد شده خود به خود ريخته باشد و زردچوب مساوى سوده يك درم به آب خودرن نيز مفيد بواسير است .

مفتحات افواه باسور

هر گاه حاجت استعمال مفتحات افتد اول در حمام مكرر داخل كنند و يا به طبيخ خطمى در شبت تكميد نمايند و روغن خسته شفتالو يا روغن خسته مشمش تلخ و روغن بادام تلخ و مقل يا پيه كوهان شتر يا مغز ساق گاو يا گوزن مفرد و مجموع بمالند و بر تابهء حمام گرم تا دير نشسته دارند پس بر اسپ سوار نموده به زور تمام بدوانند تا دو سه گهرى كه خود به خود سر رگها بگشايد . و اگر بدين تدبير گشاده نشود اول رگ مأبض يا صافن زنند و عقب آن ادويهء مفتحهء قويه ضماد كنند و يا بعد نرمى باسور ادويهء مفتحه مانند سرگين كبوتر و بهروزه و زهرهء گاو و بخور مريم به آب پياز حل كرده بمالند و حمول آب پياز و زهره گاو و عرطنيثا به صوف يا پنبه آلوده نيز مفتح است و پياز تنها گرم كرده نهادن نيز تفتيح مىكند . و اگر پياز به روغن گاو بريان كرده برنهند و يا پياز سفيد را خوب بجوشانند پس مقشر كرده به روغن گاو بسايند و گرم كرده برنهند همين عمل كند و درد بنشاند . و ايضا مرهم داخليون و كذا تيزاب فاروقى مدبر انفع باشد . و اگر آب پياز صبر زرد زهرهء گاو هر يك قدرى بياميزند و طلا كنند خون بسته را بگشايد و درد را ساكن كند . و اگر مقل يك ماشه سوده به اطريفل صغير يك توله سرشته بخورند و بالايش عرق شاهتره ده توله بنوشند نيز تفتيح خون فاسد بواسير نمايد . و شرب و ضماد حنا و كذا تودرى و كذا اشق و كذا بيخ سفيد و كذا قنوس و كذا اذخر و كذا دارچينى و كذا آب برگ گندنا ضماد روغن حنا و كذا بصل مقلو به زبت و كذا آب برگ انجير يا شير آن و كذا بخور مريم و كذا صبر و كذا اقجوان و كذا لادن و كذا سعد به روغن تخم زردآلو تلخ سرشته كه مجرب سويدى است . و كذا گل سوسن سفيد يا تخم آن و جلوس در آب مطبوخ شاخ‌هاى انجير كوفته و كذا اذخر و ضماد و حمول و اكل عسل و اكل ثوم به زيتون سياه ذرور اسفنج سوخته و شرب انبرباريس كه مجرب سويدى است هر واحد مفتح افواه عروق است و باقى مفتحات در اقوال اطبا مسطور گردد . اما اگر از استعمال مفتحات درد شديد پيدا شود ادويهء مسكنه كه سابق مذكور شد ضماد كنند .

مجففات و مسقطات باسور

تبخير زرنيخ و يا پوست انار و مقل دانه‌هاى بواسير را خشك و ساقط مىكند . ديگر پياز عنصل تازه در وقت تازگى گرفته قطع كنند و آبى كه از بيخ آن بر آيد قطره قطره بر دانهء باسور بمالند